متن سخنرانی های عقائد

 

با سلام خدمت شما بازدید کننده گرامی و عرض تسلیت به مناسبت ایام ماه

 محرم در  وبلاگ راه فاطمه علیها السلام بخش عقائد

شما می توانید متن سخنرانی های 

حضرت استاد آیت الله سید حسن ابطحی خراسانی ( مد ظله العالی )

را در مورد عقائد مشاهده فرمائید

مظلومیت

 

از امام باقر علیه السلام روایت شده است که می فرمایند :

پس قائم علیه السلام بین رکن و مقام می ایستد و نماز خوانده و به همراه وزیر خود روبه مردم نموده و می فرماید :

 

ای مردم ما از خداوند علیه کسانی که به ما ظلم کرده اند یاری می خواهیم ، آنان که حق ما را گرفتند

.... ما امروز همه ی مسلمانها را شاهد می گیریم که مظلوم واقع شده ایم

مردم ما را طرد کردند و بر ما ستم شد

ما را از سرزمین و اموال و بستگانمان اخراج نمودند

ما مورد قهر آنان قرار گرفتیم

آگاه باشید ، ما امروز از خدای تعالی و از هر مسلمانی کمک و یاری می خواهیم .

  

مکیال المکارم جلد 1 صفحه ی 278 ، بحارالانوار جلد 52 صفحه ی 223

درسهایی که ازدر دانشگاه حسینی آموختیم قسمت دوم

 

 استاد ديگر اين دانشگاه حضرت «ابوالفضل العباس» (عليه السّلام)است كه درسهائى در اين دانشگاه داده و مطالب پر ارزشى به بشريّت تعليم داده است كلاس وفادارى، كلاس حمايت از دين، حمايت از ولايت، كلاس

تعاون و انسان‏دوستى، كلاس بيزارى و تبرّى از خائنين، ظالمين، قدرتمندان جنايتكار، آنجا كه مى‏گويد:

واللّه ان قطعتم يمينى انّى احامى ابدا عن دينى

و عن امام صادق اليقين نجل النبى الطاهر الامينى

به خدا قسم اگر دست راستم قطع شود بلكه اگر مرا قطعه قطعه كنند هيچگاه دست از هدف، روش، دين و مذهبم بر ندارم و در همه حال از دينم، از امامم آن امامى كه از روى يقين راست است و از فرزندان پيامبر پاك و امين است.

حضرت عباس در اين كلاس دو درس به انسانها آموخته اوّل درس حمايت از حق و حقيقت، حمايت از مردان حق، درس طرفدارى مظلوم، و خصم ظالم بودن كه پدرش حضرت «على بن ابيطالب» (عليه السّلام) به او تعليم داده بود و فرموده بود:

«كونا للظالم خصما و للمظلوم عون» يعنى: خصم ظالم و كمك مظلوم باشيد.

از حق طرفدارى كنيد و باطل را منكوب سازيد حضرت «عباس» (عليه السّلام) مى‏گويد: من در همه حال حامى پاكدامنى و پاكدامنان و صدق و راستى هستم و اين روش را با دلى هدايت يافته و سيراب شده از سرچشمه‏ى حقيقت اتّخاذ كرده‏ام در حال جنگ رجز مى‏خواند و اين معنى را در ضمن رجز اظهار مى‏دارد.

اقاتل القوم بقلب مهتدى اذب عن سبط النبى احمد

اضربكم بالصارم المهند حتّى تحيدوا عن قتال سيدى

------------------------

کتاب شریف پاسخ به مشکلات جوانان

درسهایی که ازدر دانشگاه حسینی آموختیم قسمت اول

 

 

دانشگاهى كه حسين بن على (عليه السّلام) به روى بشريّت باز كرد بايد از تمام جهان دانشجو بپذيرد در تمام رشته‏ها كلاسهاى مخصوصى داشته باشد اساتيد بزرگ در اين دانشگاه براى دانشجويان مختلف برنامه داشته‏اند شعبات اين دانشگاه در تمام دنيا تا پايان جهان هر روز براى دانشجويان خود مشغول تدريس باشند كه يكى از آن شعبات اين كنفرانس بزرگى است كه امروز در شهر «جامو» تشكيل شده است (واه واه سبحان اللّه سبحان اللّه).

1 ـ استاد بزرگ دانشگاه حسينى حضرت «على اكبر» (عليه السّلام) براى جوانان جهان درس كلاس خود را از اينجا شروع مى‏كند.

«اولسنا على الحق ... اذن لانبالى بالموت».

يعنى: بزرگترين راز موفّقيت و خوشبختى براى تأمين سعادت دنيا وآخرت دو چيز است: اوّل تشخيص دادن هدف، چه مى‏كند، حق است يا باطل، لازم است يا خير، چه نتايجى دارد، مى‏شود به اين وسيله بشريّت را از بدبختى نجات داد، سعادت مردم را تأمين كرد، وجدان را راضى نمود، دست ظالم را قطع كرد، انقلاب فكرى بوجود آورد، بشريّت را از خواب غفلت بيدار نمود، وقتى هدف مشخّص شد انسان دانست كه به سوى حق مى‏رود هدفش حق است و از همه‏ى نتايج فوق برخوردار است، مسأله‏ى دوّم به ميان مى‏آيد و آن استقامت است از پا ننشستن، اراده‏ى فولادين داشتن، تا سرحدّ مرگ كوشش نمودن و در اين راه از مرگ باك نداشتن حضرت «على اكبر» (عليه السّلام) وقتى پدر را در حال گفتن استرجاع مى‏بيند مى‏گويد: پدرم مگر هدف ما صحيح نيست. مگر به سوى حق و حقيقت نمى‏رويم پدر در جواب بگويد: چرا پسرم، على‏اكبر عرض كرد: بنابراين از مرگ باكى نداريم به خدا قسم اگر اين درس را جوانان؛ سياستمداران، قدرتمندان، رهبران اجتماع، زمامداران ممالك جهان، همه و همه از دانشگاه حسينى از كلاسى كه حضرت «على اكبر» (عليه السّلام) درسش را عهده‏دار است مى‏آموختند دنيا مدينه‏ى فاضله و جهان يك پارچه حق و حقيقت و عدالت مى‏شود (واه واه واه سبحان اللّه سبحان اللّه).

 کتاب پاسخ مشکلات جوانان صفحه ۱۰۷

 

 

فرا رسیدن ماه محرم

 

فرا رسیدن ماه محرم ماه حزن و اندوه بر همگان

تسلیت باد امیدواریم در این سال جدید قمری شاهد

 ظهور منتقم آل محمد صلی الله علیه و آله باشیم

« عزاداري حضرت زهراء سلام اللّه عليها »

بسم الله الرحمن الرحيم

فاضل برغاني دركتاب محزن از مرحوم حضرت علامه مقدس اردبيلي رضوان الله تعالي عليه نقل كرده كه علامه فرمود: در خزينه ي يكي از پادشاهان ( كه علامه نخواسته اسم آن پادشاه را بگويد) كتابي ديدم كه اين حديث را در آن كتاب با آب طلا نوشته بودند كه يحيي برمكي گفت با جابربن عبدالله انصاري براي زيارت آقا سيد الشهداء عليه السلام به كربلا رفتم ، شب نوزدهم ماه صفر بودكه به يك منزلي كربلا رسيديم و در آنجا فرود آمديم و منزل كرديم. همسرم خديجه در آن سفر همراهم بود ،لهذا از براي او چادر و خيمه اي برپانموديم و من با جابردر گوشه اي نشسته بودم و با هم گفتگوي فردا راكه وارد كربلا مي شويم و به زيارت آقا ومولاي خود حضرت سيدالشهداء عليه السلام فايز گرديم چه كنيم...در اين صحبت ها بوديم كه ناگهان صداي ناله و گريه ي همسرم را با صداي بلند شنيدم تا صداي او راشنيدم مضطربانه بسوي خيمه ي او دويدم خديجه را سربرهنه و بر سينه كوبان و موپريشان مثل آدمهائي كه مصيبتي به آنها وارد شده باشد ديدم، پريشان خاطرتر شدم سبب گريه را پرسيدم؟ گفت يحيي بنشين تا برايت بگويم، وقتي نشستم گفت: اي يحيي خواب بودم الان در عالم رويا حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه عليها را ديدم كه لباس سياه پوشيده و موهايش پريشان بود و گريه و ناله كنان با چهارهزار حوريه وارد سرزمين كربلا شدند و چون چشم حضرت زهرا سلام اللّه عليها بر قبر فرزندش مظلوم كربلا افتاد خود را بر بالاي قبر آن سرور انداخت و نوحه و گريه سرداد و از سوز دل مي فرمود: اي نور ديده ي مادر ، اي فرزند برگزيده ي، مادر اي شهيد بي مادر، اي غريب بي مادر، اي لب تشنه ي مادر ، فداي حلقوم بناحق بريده ات شوم، بعد از من اين مردم بي وفا بر تو رحم نكردند و از جد بزرگوارت شرم ننمودند، اي فرزندم ترابا فرزندان و برادران و برادرزادگان و ياورانت لب تشنه مانند گوسفندان سربريدند اي عزيز گرامي بعد از تو فرزندان خردسالت را كي غمخواري نمود و خواهرانت را چه بر سرآمد اي فرزند بدن بي سرت را درميان خاك و خون چگونه ببينم. اي يحيي آن مظلومه پس از گريه و زاري بسيار، پيش كسوت حوريان طيبه نام داشت احضار نمود، و فرمود اي طيبه برو سر قبر پدر بزرگوارم حضرت رسول الله صلی الله عليه و اله و سلم و بگو كه فاطمه بر سر قبر فرزندش حسين آمده كه فردا روز اربعين تعذيه داري و عزاداري كند وانتظار قدوم شما را ميكشند به حوريه ي ديگر فرمود : برو نجف اشرف و پدر حسين آقا اميرالمومنين عليه السلام را خبردار كن چون آن حوريه ها رفتند باز بي بي عالم فاطمه زهرا سلام اللّه عليها خود را بر سر قبر فرزندش حسين عليه السلام انداخت و شروع به گريه و نوحه كرد كه در اين هنگام ناگهان مرد محاسن سفيدي بسرعت تمام آمد وبعد از آن يك بزرگوار ديگر رسيد. من از حوريه اي پرسيدم كه آنها چه كساني هستند، حوريه گفت آنكه اول آمد آقا رسول الله صلی الله عليه و اله و سلم است و آن ديگري آقا اميرالمومنين علي عليه السلام است و آن سبز پوش حضرت امام حسن عليه السلام مي باشد سپس ديدم كه رسول خدا صلی الله عليه و اله و سلم تا پاره ي جگرش فاطمه زهرا سلام اللّه عليها راديد كه خود را روي قبر فرزندش حسين عليه السلام انداخته و آن طور نوحه وزاري و بيقراري مي كند فرمود: اي فاطمه اين قدر گريه و زاري مكن زيرا كه ساكنان ملاء اعلي را به گريه و نوحه و خروش آوردي. حضرت زهرا سلام اللّه عليها از شدت پريشاني خاطر ملتفت كلام پدر بزرگوارخودنشد، پس حضرت رسول اكرم صلی الله عليه و اله و سلم متوجه فرزندش امام حسن عليه السلام شد و فرمود اي فرزندم به مادرت بگو كه از سر قبر برادرت برخيزد و كمتر گريه كند ، پس آن مظلوم و مهموم خدمت مادر آمد و فرمود: اي مادر منم فرزندت حسن كه جگرم را پاره پاره كردند و ازگلويم بيرون آمد اي مادر ديگر بس است از روي قبر برادرم سر بردار آن بي بي عالم سر از قبر برداشت و در حالي كه شيشه ي پر از آب در دست داشت . فرمود: اي فرزندم فداي جگر پاره پاره ات و حلوقم بناحق بريده ي برادرت شوم سپس آن شيشه را بدست امام حسن عليه السلام داد وفرمود: اي فرزندم اين شيشه را نگهدار كه آب چشم عزاداران برادرت را در آن جمع كرده ام در اين وقت ارواح پيغمبران و رسولان ومومنان گروه گروه با هودجها حاضر شدند و من از حوريه اي پرسيدم كه اينها چه كساني هستند آن حوريه گفت آنهائي كه جلو هستند ارواح پيغمبران و آنان كه پشت سر آنها هستند ارواح مؤمنين است و آنها كه د رهودجها هستندارواح زنان مومنه هستند كه بخاطر كمك و ياري بي بي عالم فاطمه زهرا سلام اللّه عليها در عزاداري فرزندش حسين عليه السلام آمده اند سپس زنان از هودجها بيرون آمدند و در برابر بي بي زهرا سلام اللّه عليها ايستادند بر آن مظلومه سلام كردند و عزاداري و تعزيت گفتند وبر دور قبر آن مظلوم حلقه ي ماتم زدند و مشغول عزاداري شدند و من از خواب بيدار شدم.(۱)

ديده بريز اشك غم بهر عزاي حسين فاطمه نوحه سراگشته برا ي حسين

به هر كجائي عزا شود برايش بپا بال ملايك شود فرش عزاي حسين

آتش غم شعله ور مرا شود از جگر يادكنم هر كجا ز نينواي حسين

ناله كنم ها هاي گريه كنم زار زار بر بدن بي سرو بر شهداي حسين

ختم رسول مبين گفت به صوت حزين اي پدر و مادرم باد فداي حسين

نقل ازكتاب كرامات الحسينيه جلد ۲ صفحه 35

۱-دارالسلام صفحه 495

انوار الزهرا قسمت هفتم

براى آنكه بتوانيم بعضى از فضائل ذريّه‏ى پيغمبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله را كه به خاطر حضرت فاطمه‏ى زهراء عليهاالسلام نصيبشان شده توضيح دهيم ناگزيريم معانى لغوى بعضى از واژه‏ها را در اين ارتباط مقدّمتا شرح دهيم.

 

 معنى «عترت »

معنى «آل محمّد» چيست؟

معنى «ذريّه»

 معنى «ابن»        

                                                     

                                                                    بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته