شهادت حضرت فاطمهى زهراء عليهاالسلام
شهادت حضرت فاطمهى زهراء عليهاالسلام
شهادت حضرت فاطمهى زهراء عليهاالسلام روز سهشنبه سوّم جمادىالثّانى سال يازدهم هجرت بوده است و بنابر اصحّ اقوال آن حضرت بين مغرب و عشاء يعنى اوّل شب از دنيا رفتهاند.
علّت وفات آن حضرت را اكثرا بوسيلهى ضرباتى كه بر پهلو و بازوى آن حضرت، دشمنان وارد كرده بودند دانسته و آن حضرت شهيد شدهاند.
در كتاب دلائل الامامهى طبرى، ابىبصير از امام صادق عليهالسلام نقل مىكند كه آن حضرت فرمود:
فاطمهى زهراء عليهاالسلام در سهشنبه سوّم جمادى الثّانى سال يازدهم هجرى شهيد شد. و سبب وفاتش اين بود كه «قنفذ» فرمانبردار «عمر» با غلاف شمشير به امر عمر او را زد و آنچنان ضربات محكم بود كه جنينش سقط شد و سخت مريض شد و به هيچ يك از كسانى كه او را اذيّت كرده بودند اجازه نداد از او ديدن كنند و آن دو نفر از اصحاب پيغمبر، حضرت اميرالمؤمنين عليهالسلام را شفيع قرار دادند كه براى آنها اجازه بگيرد تا آنها از آن حضرت عيادت كنند ولى زمانى كه آنها به خدمت حضرت فاطمه عليهاالسلام رسيدند و گفتند: حالتان چگونه است؟ حضرت زهراء عليهاالسلام فرمود: الحمدللّه خوب است. سپس آن حضرت فرمود:
شما از پيغمبر اكرم صلىاللهعليهوآله نشنيديد كه فرمود: «فاطمه پارهى تن من است كسى كه او را اذيّت كند مرا اذيّت كرده و كسى كه مرا اذيّت كند خدا را اذيّت كرده است». گفتند: بلى شنيديم. فاطمهى زهراء عليهاالسلام فرمود: به خدا قسم شما دو نفر مرا اذيّت كرديد آن دو نفر از منزل فاطمه بيرون رفتند در حالى كه فاطمهى زهراء عليهاالسلام از آنها نفرت داشت.
ــ بحارالانوار جلد 43 صفحهى 170 روايت 11.عن ابىبصير عن ابىعبداللّه عليهالسلام قال: قبضت فاطمة عليهاالسلام فى جمادى الاخرة يوم الثلثاء لثلاث خلون منه سنة إحدى عشر من الهجرة، و كان سبب وفاتها انّ قنفذا مولى عمر لكزها بنعل السيف بأمره، فأسقطت محسنا و مرضت من ذلك مرضا شديدا و لم تدع أحدا ممّن آذاها يدخل عليها. و كان الرّجلان من أصحاب النبىّ صلىاللهعليهوآله سألا أميرالمؤمنين صلوات اللّه عليه أن يشفع لهما إليها، فسألها أميرالمؤمنين عليهالسلام فلمّا دخلا عليها قالا لها: كيف أنت يا بنت رسول اللّه؟ قالت: بخير بحمداللّه، ثمّ قالت لهما: ما سمعتما النبىّ يقول: فاطمة بضعة منّى فمن آذاها فقد آذانى و من آذانى فقد آذى اللّه؟ قالا: بلى، قالت: فواللّه لقد آذيتمانى، قال: فخرجا من عندها عليهاالسلام و هى ساخطة عليهما.
محلّ دفن فاطمهى زهراء عليهاالسلام
محلّ دفن حضرت فاطمهى زهراء عليهاالسلام اگر چه معلوم نيست و مخفى بودن قبر آن حضرت علّتى دارد كه بايد همچنان بماند ولى از بعضى روايات استفاده مىشود كه براى بعضى از اصحاب و خواص محلّ دفن آن حضرت را تعيين مىكردهاند و مىگفتند: «دفنت فى بيتها» يعنى در خانهاش دفنش كردند.
ابىبصير مىگويد: از امام سجّاد عليهالسلام سؤال كردم كه: قبر فاطمهى زهراء عليهاالسلام كجا است؟ فرمود: در خانهاش او را دفن كردند.
ــ بحارالانوار جلد 43 صفحهى 185.احمد بن محمّد بن ابىنصر قال: سألت ابا الحسن عليهالسلام عن قبر فاطمة فقال: دفنت فى بيتها.
بزنطى از امام هشتم عليهالسلام نقل كرده كه فرمود: فاطمهى زهراء عليهاالسلام را در خانهاش دفن كردند.
ــ بحارالانوار جلد 100 صفحهى 191 روايت 1 باب 5.عن البزنطى قال: سألت الرضا عليهالسلام عن قبر فاطمة عليهاالسلام فقال: دفنت فى بيتها.
و آنچه به نظر مىرسد اين است كه آن حضرت را در خانهى خودش كه متّصل به مسجد پيغمبر اكرم صلىاللهعليهوآله و كنار خانهى رسول مكرّم است دفن كردهاند به نشانى آنكه وقتى وارد حرم مطهّر رسول اكرم صلىاللهعليهوآله از درب جبرئيل مىشويم طرف پائين ضريح حضرت رسول اكرم صلىاللهعليهوآله درى است كه معروف است به در خانهى فاطمهى زهراء عليهاالسلام كه اگر از آن در به داخل ضريح نگاه كنيد قبر حضرت زهراء عليهاالسلام ديده مىشود.
و امّا چرا بايد قبر حضرت فاطمهى زهراء عليهاالسلام مخفى باشد؟ و چرا ائمّهى اطهار عليهمالسلام آن را براى همه ظاهر نكردهاند؟
مختصرا مىتوانيم فلسفهى مخفى بودن قبر مقدّس آن حضرت را اينگونه توضيح دهيم كه:
چون حضرت فاطمه عليهاالسلام با زمامداران زمان خود سخت مخالف بود، از حضرت على عليهالسلام درخواست كرد كه او را شب دفن كند، زيرا نمىخواست كسانى كه او را اذيّت كردهاند از محلّ دفنش مطّلع شوند. و چون ممكن بود عدّهاى به دستور حكومت وقت به بهانهى آنكه مردم نبايد از فيض نماز و تشييع جنازهى آن حضرت محروم بمانند، قبر آن حضرت را نبش كنند، حضرت على بن ابيطالب عليهالسلام قبر مقدّس حضرت فاطمه عليهاالسلام را مخفى نگاه داشت و نگذاشت كسى آن را بشناسد.
در كتاب بحارالانوار نقل شده كه: وقتى على بن ابيطالب عليهالسلام به بالين حضرت فاطمهى زهراء عليهاالسلام نشست و پرده را از روى صورت آن حضرت برداشت ديد وصيّتنامهاى آن حضرت نوشته است به اين مضمون:
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
اين آن چيزى است كه فاطمه دختر پيغمبر خدا وصيّت مىكند او شهادت به وحدانيّت خداى تعالى مىدهد و شهادت مىدهد كه پيغمبر اكرم بندهى خدا و فرستادهى او است و اينكه بهشت حقّ است و جهنّم حقّ است و قيامت كه شكّى در آن نيست خواهد آمد و خداى تعالى مردم را از قبرها در روز قيامت زنده مىكند.
اى على من فاطمه دختر محمّدم خداى تعالى مرا با تو همسر قرار داد تا در دنيا و آخرت مال تو باشم، تو به من از ديگران سزاوارترى كه امور مرا عهدهدار باشى، مرا در شب حنوط كن و در شب غسلم بده و كفن كن و نماز بخوان و مرا در شب دفن كن و به احدى جريان را نگو و با تو وداع مىكنم و تو را به خدا مىسپارم و به فرزندان من تا روز قيامت سلام مرا برسان.
ــ بحارالانوار جلد 43 صفحهى 214.
فكشف على وجهها فاذا برقعة عند رأسها فنظر فيها فاذا فيها بسم اللّه الرّحمن الرّحيم هذا ما اوصت به فاطمة بنت رسول اللّه اوصت و هى تشهد ان لااله الاّ اللّه و انّ محمّدا عبده و رسوله و ان الجنّة حق و النّار حق و ان الساعة آتيه لا ريب فيها و ان اللّه يبعث من القبور يا على انا فاطمة بنت محمّد زوجنى اللّه منك لاكون لك فى الدنيا و الاخرة انت اولى بى من غيرى حنطنى و غسلنى و كفنى بالليل و صل على و ادفنى بالليل و لا تعلم احدا و استودعك اللّه و اقرء على ولدى السّلام الى يوم القيامة.
توضیح :
و امّا اينكه چرا ائمّهى اطهار عليهمالسلام آن چنانكه قبر حضرت على بن ابيطالب عليهالسلام را ظاهر كردند، مرقد پاك حضرت فاطمهى زهراء عليهاالسلام را ظاهر نكردند؟ شايد فلسفهاش اين باشد كه:
از نظر مسلمانان محبّت به نزديكان پيغمبر اكرم صلىاللهعليهوآله اجر رسالت بوده و واجب است. و يقينا اگر دربارهى هر كس از نزديكان پيغمبر صلىاللهعليهوآله شامل شدن اين حكم مورد ترديد واقع شود دربارهى حضرت فاطمه عليهاالسلام ترديدى نخواهد بود، زيرا او تنها فرزندى است كه از پيغمبر اكرم صلىاللهعليهوآله باقى مانده است و از فرزند، كسى نزديكتر به انسان نمىباشد و بدون ترديد، يكى از كارهائى كه در اظهار محبّت به كسى بايد اظهار شود اين است كه پس از مرگش او را تشييع كنند و به سر قبر او بروند و او را فراموش نكنند.
بنابراين، حال كه قبر حضرت فاطمه عليهاالسلام مخفى است يا آن گونه كه در كتب تاريخ نوشته شده و شيعه معتقد است آن حضرت خودش وصيّت كرده و نمىخواسته عمّال حكومت در تشييع جنازهاش حاضر شوند، كه در اين صورت چون حضرت فاطمه عليهاالسلام ، معصومه است و خطا و اشتباه و هواى نفس ندارد، قطعا آنها به قدرى ظالم و ستمگر و مورد تنفّر آن حضرت بودهاند كه لياقت تشييع جنازهى او را نداشتهاند.
و يا آنكه برخلاف آنچه تواريخ گفته معتقد شويم كه تشييع جنازهى حضرت فاطمه عليهاالسلام براى همه كس آزاد بوده است، ولى عمّال حكومت آن قدر بىمحبّت و بىعلاقه به آن حضرت بودهاند كه در تشييع جنازهى او حاضر نشده و محلّ قبر او را محفوظ نگاه نداشتهاند، كه در هر صورت، آنها نبايد خود را محبّ پيغمبر اكرم صلىاللهعليهوآله بدانند، زيرا خليفهى آن حضرت كسى است كه به دستورات پيغمبر اكرم صلىاللهعليهوآله بيشتر عمل كند و حقوق او را بهتر حفظ نمايد.
و اينكه مىبينيد ائمّهى اطهار عليهمالسلام براى عموم مردم، محلّ قبر مطهّر حضرت فاطمه عليهاالسلام را ظاهر نكردهاند براى اين است كه يكى ديگر از دلائل ابطال حاكميّت حكّام آن زمان را ثابت نگاه دارند.
برگرفته از کتاب ارزشمند استاد محترم سید حسن ابطحی ( مدظله العالی)
راه فاطمه ( علیها السلام ) که همان صراط مستقیم دین است همان چیزی که ما هر روز در نمازهایمان از خداوند متعال درخواست می کنیم با امید اینکه خداوند همه ما را در صراط مستقیم دین قرار دهدبنابراین ما تلاش خواهیم نمود تا از مطالبی که منطبق بر صراط مستقیم هستند استفاده نماییم و برای این منظور از کتب ارزشمند و گرانبهای استاد معظم حضرت آیت الله سید حسن ابطحی خراسانی (مد ظله العالی ) و همچنین بیانات و سخنرانی های ایشان که به حق مدافع صراط مستقیم و بیان کننده حقایق پاک و زلال خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام هستند استفاده خواهیم نمود .