فرمايشات حضرت آيت الله ابطحي مدظله العالي در جلسه تخصصي مرحله يقظه

فرمايشات حضرت آيت الله ابطحي مدظله العالي

 در جلسه تخصصي مرحله يقظه

6/2/1427

 16/12/1384

 7/3/2006

 

فراز اول از فرمايشات حضرت آيت الله ابطحي مدظله العالي در جلسه تخصصي مرحله يقظه

بسمه تعالي.............................حضرت آيت الله ابطحي مدظله العالي در جلسه تخصصي مرحله يقظه در شب ميلاد مسعود حضرت موسي بن جعفر عليه السلام ضمن تبريك اين عيد سعيد فرمودند: اميدواريم مزد زحمات شما بيداري از غفلتهايي باشد كه اكثريت مردم كره زمين به آن دچارند كه « أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ » يونس/56 و « أَكْثَرَهُمْ لَا يَشْكُرُونَ » يونس/61 . معظم له در ادامه فرمايشاتشان به بيان اهميت اعتقادات پرداخته و فرمودند : زير بناي تمام مراحل تزكيه نفس در همه موارد اعتقادات صحيح است . در زمان ما متاسفانه چون از زمان ظهور اسلام فاصله پيدا كرده ايم، اعتقادات مردم را بعضي از دشمنان منحرف كرده اند . يعني پس از بني اميه كه بني العباس روي كار آمدند، از تجربيات گذشتگان درس گرفتند و به روش بني اميه كه مستقيم مي خواستند ريشه دين را بزنند عمل ننمودند، بلكه به تحريف دين و منحرف نمودن آن به روشهاي مختلف پرداختند . يكي از اين روشها ترجمه كتب فلسفه يونان به عربي بود كه مردم را در باب معارف سر گرم فلسفه نمودند . درباره احكام نيز چهار مجتهد در مقابل امام صادق و امام كاظم عليهما السلام عَلَم نمودند و مردم را به بهانه هاي مختلف مجبور مي كردند تا احكامشان را از آنها ياد بگيرند .

 

6/2/1427

 16/12/1384

 7/3/2006

 

فراز دوم از فرمايشات حضرت آيت الله ابطحي مدظله العالي در جلسه تخصصي مرحله يقظه

بسمه تعالي.............................حضرت آيت الله ابطحي مدظله العالي در بخش ديگري از فرمايشاتشان فرمودند : كسي كه مرحله يقظه را گرفته و متعهد شده كه واجبات را انجام دهد و محرمات را ترك كند، اگر يك گناه بكند يا يك واجب را ترك كند، اين شخص اول به خودش خيانت كرده و دوم به خدا و بعد به ما . پس كوشش كنيد خائن نباشيد . در اين سفر بسيار پر اهميتي كه حركت كرده ايد كوتاهي نكنيد، سستي و بي توجهي نداشته باشيد . شما بايد يك يكتان الگو براي اهل شهرتان، دوستان و فاميلتان و خانواده تان باشيد . چه اشكال دارد در يك خانواده يك جوان نيمه هاي شب بلند شود ، برود وضو بگيرد . در تاريكي نگاهي به آسمان مي اندازد « رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلاً سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّار» ال عمران/192 خدايا تو اينها را اين آسمان و كهكشانها را باطل خلق نكرده اي « رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِياً يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا » ال عمران/194 خدايا ما شنيديم يك نفر به نام پيغمبر صلي الله عليه و اله اين مردم را براي ايمان صدا مي زد، ما ايمان آورديم. دليل بر ايمانمان هم همين كه در اين نيمه شب همه خوابند و من بيدارم . در اين زمان غيبت حضرت بقية الله ارواحنا فداه كه تاريكي، تمام عالم را گرفته و همه به فكر دنيايشان هستند، من بيدارم و به فكر تو هستم .

 

6/2/1427

 16/12/1384

 7/3/2006

 

فراز سوم از فرمايشات حضرت آيت الله ابطحي مدظله العالي در جلسه تخصصي مرحله يقظه

بسمه تعالي.............................حضرت آيت الله ابطحي مدظله العالي در بخش ديگري از فرمايشاتشان درباره بيداري فرمودند :علامت بيداري شما اين است كه تعهد مي كنيد به هيچ وجه گناه نكنيد . اگر به يك فرد بيدار بگويند: دست از برنامه و راهت بكش، در مقابل به تو خانه و ماشين و سرمايه مي دهيم، او در مقابل مي گويد : همه اينها تمام شدني است ولي « وَ مَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ » نحل/97 آنچه كه در نزد خداست باقي ماندني است « هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ » بعد خدا مي فرمايد: «أُولَئِكَ عَلَي هُدًي مِنْ رَبِّهِم» لقمان/5و6 اينهايي كه يقين به آخرت دارند از طرف پروردگارشان هدايت مي شوند . اگر مي خواهيد خدا دستتان را بگيرد، بايد يقين به آخرت داشته باشيد . اگر نهايت عمر شما در دنيا صد وبيست سال هم باشد در مقابل، خداي تعالي مي فرمايد: « خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً » طلاق/12 در آخرت هميشه خواهيد بود . كسي كه حاضر شود زندگي ابدي آن هم پر از نعمت را بدهد و زندگي دنيا را در مقابلش بگيرد ، اين آدم خواب است . چيزي كه من براي شما مي ترسم اين است كه مبادا دو مرتبه خوابتان ببرد و حواستان پرت شود . شيطان بيكار ننشسته، مي آيد و شما را چرتي مي كند . در همان مرحله عبوديت هم يقظه لازم است، چون اگر آنجا خوابتان ببرد شيطان زمينتان مي زند .

 6/2/1427

 16/12/1384

 7/3/2006

 

فراز چهارم از فرمايشات حضرت آيت الله ابطحي مدظله العالي در جلسه تخصصي مرحله يقظه

بسمه تعالي.............................حضرت آيت الله ابطحي مدظله العالي در بخش ديگري از فرمايشاتشان فرمودند : معناي توبه نصوح اين است كه « ان لا تعود فيها ابدا » به گناه هرگز بر نگرديد. اگر جامعه، خانواده و اقوام بخاطر گناه نكردن مطرودت كردند، از راهت نبايد دست بكشي.بلكه بگويي من بايد دستم به دست امام زمانم برسد . من بايد وقتي مي خواهم بميرم به جاي نكير و منكر، بشير و مبشر به استقبالم بيايند. ان شاالله بعد از مرگ بشير و مبشر مي آيند، به شما بشارت مي دهند « سَلَامٌ قَوْلاً مِنْ رَبٍّ رَحِيم» يس/59 از طرف خدا بشارت مي دهند كه از اين لحظه به بعد « لَا خَوْفٌ عَلَيْكُمُ » زخرف/69 هيچ ترسي نداشته باشيد، اربابتان خداست، مربيتان حضرت ولي عصر عليه السلام براي پذيرايي شما آغوش باز كرده اند. اينها نشانه بيداري شماست . معظم له در ادامه فرمايشاتشان فرمودند : مَثَل فردي كه در دنياي امروز از خواب غفلت بيدار مي شود به كسي مي ماند كه در ميان جنگلي پر از حيوانات وحشي خوابش برده و يكباره از خواب پريده است، نگاه مي كند، مي بيند اطرافش را حيوانات درنده گرفته اند .در بين دوستان ما يك جواني كه در مرحله يقظه است و هنوز محاسنش در نيامده آن قدر مقيد است كه دست به چيزي كه مال خودش نيست نمي زند، چه برسد به اينكه خداي ناكرده به مال و ناموس مردم خيانت كند. ولي در افراد غير متدين كسي كه اين طور قابل اعتماد باشد بندرت پيدا مي كنيد .

 6/2/1427

 16/12/1384

 7/3/2006

 

فراز پنجم از فرمايشات حضرت آيت الله ابطحي مدظله العالي در جلسه تخصصي مرحله يقظه

بسمه تعالي.............................حضرت آيت الله ابطحي مدظله العالي در بخش ديگري از فرمايشاتشان فرمودند : فكر نكنيد بعد از ورود به اين مراحل خوابهاي خوب مي بينيد و يا مكاشفات و مشاهداتي خواهيد داشت . اينها مثل شكلاتي است كه در هواپيما به مسافرين مي دهند و خدا هم ميزبان بسيار بامحبتي است كه از شما پذيرايي مي كند . ولي اگر هدف كسي اين باشد كه هواپيماي گران قيمت را بخاطر شكلات سوار شود و رسيدن به مقصد هدفش نباشد ، اين فرد از نظر ما ديوانه است . و متاسفانه اين فكر را صوفيه در اذهان ما فرو كرده اند كه فكر مي كنند معناي سير و سلوك، داشتن خواب و مكاشفه است . شما بايد شش دانگ حواستان و فكرتان روي اين باشد كه صفات رذيله نداشته باشيد ، از دنيا استفاده كنيد ولي محبت به دنيا نداشته باشيد. معظم له در توضيح معناي مكاشفه فرمودند: مكاشفه حالتي است بين خواب و بيداري كه چشم به خواب رفته ولي گوش هنوز بيدار است و مي شنود و در آن حالت چيزهايي را فرد مي بيند. چرا شما كه اهل محبت به امام زمان عليه السلام هستيد ايشان را در خواب يا مكاشفه ببينيد؟ كاري كنيد كه حضرت اراده بفرمايد تا در بيداري به محضرش مشرف شويد. چرا شما خواب حضرت سيدالشهداء عليه السلام را ببينيد؟ مثل ابراهيم مجاب مقابل ضريح مقدسش بايست، سوال بكن و مستقيم جوابت را بگير. از اين بالاتر كاري كن كه آن حقيقتي كه مي خواهند با كلام و امواج هوا به گوش تو برسانند، در قلبت القاء‌ كنند. مشاهده هم حالتي است كه شما پيغمبر و ائمه عليهم الصلوة و السلام را مي بينيد. ولي اگر روحياتت به روحيات پيغمبر صلي الله عليه و اله شباهت نداشته باشد ، اين ديدن فايده اي برايت ندارد. در زمان پيغمبر صلي الله عليه و اله خيلي از منافقين بودند كه هر روز آن حضرت را مي ديدند ولي چون صفات رذيله داشتند اين ديدن نفعي به حالشان نداشت. خواب و مكاشفه خوب، تنها فايده اي كه دارد شما را به ادامه مسيري كه در آن در حال حركت هستيد تشويق مي كند، مثل همان شكلاتي كه در هواپيما به شما داده اند. شما كه در مرحله يقظه هستيد از پله هاي اين هواپيما بالا رفته ايد و ان شاالله با بيداري كامل حركت مي كنيد و با ياري حضرت موسي بن جعفر عليه السلام و ساير ائمه عليهم السلام بخصوص حضرت بقية الله ارواحنا فداه به مقصد برسيد.

 

سخن درباره ی خودم قسمت پانزدهم ( آیت الله ابطحی خراسانی دام ظله العالی )

           

20/3/1426

 9/2/1384

 29/4/2005

 درباره زندگی خودم 

 

 

 

اينجانب در استقبال گرم شيعيان لكنهو هندوستان

 

بسمه تعالي ............سه مرتبه تا به حال موفق به ملاقات با دوستان و شيعيان هندوستان شده ام. و درهر سه نوبت توفيقاتي در تبليغات مذهب حقه شيعه داشته ام. در سفر اول در 17 ربيع الاول كه مجلس جشني به مناسبت ميلادرسول اكرم صلي الله عليه و آله بر پا کرده بودند وقبل از ان شيعیان هندوستان به خاطر تبري با اهل سنت نزاع كرده بودند و چند نفر در آن نزاع کشته شده بودند . مراجع بزرگ قم من را براي ايجاد وحدت بين شيعه و سني به آن سامان فرستاده بودند. در لكنهو كه مركز نزاع بود. شيعیان از من و همراهانم استقبال گرمي به عمل آوردند و علماي بزرگ اهل سنت به ملاقات ما در مدرسه الواعظين آمدند و من با آنها و شيعيان كه در مجلس حاضر بودند درباره لزوم وحدت مسلمين بسيار سخن گفتم كه بحمد الله موثر واقع شد . شيعيان اگر چه درآنجا در اقليت اند و چهل مليون بيشتر نيستند ولي بسيار با ايمان و با شهامت اند و من در بازديد علماي اهل سنت در دارالندوه باز هم در وحدت بين شيعه و سني حرف زدم. آنجا مختصر اختلافي به وجود آمد ولي شيعيان با شرح صدرو محبت و ملاطفت و شهامت كامل اختلاف را حل كردند و فرزند بزرگوار صاحب كتاب عبقات الانوار حجه الاسلام آقاي سيد سعيد عبقاتي سخنراني خوبي كرد و حقانيت شيعه را به قدر وقت مجلس اثبات نمود . خدایتعالی همیشه وحدت مردم مسلمان را زیر سایه حضرت ولی عصر ارواحنا فداه حفظ بفرماید.

ادامه نوشته

سخن درباره ی خودم قسمت چهاردهم ( آیت الله ابطحی خراسانی دام ظله العالی )

14 / 3 / 1426

 3 / 2 / 1384

 23 / 4 / 2005

 

درباره زندگی خودم 

 

 

 

« اینجانب با مرحوم حجة الاسلام و المسلمین آقای سید کاظم احدی در منزلشان در شهر رشت »

 

بسمه تعالی ............. یکی از علماء اهل معنی که از شاگردان مرحوم آیة الله الهیان و مرحوم آیة الله زرآبادی بود و در شهر رشت در مسجد چهار برادران نماز می خواندند. مرحوم حجة الاسلام آقای سید کاظم احدی بود. معظم له دارای کراماتی بودند و توجه عجیبی به اهل بیت عصمت و طهارت داشتند. من بخاطر آنکه با فرزند روحانی ایشان که خدا رحمتش کند آقای سید علی اصغر احدی دوستی کاملی داشتم و تقریبا ما با هم ،هم سن و سال بودیم. با معظم له طبعا رفت و آمد صمیمانه ای پیدا کرده بودیم. یکسال حدود ده روز من با آیة الله خامنه ای دام ظله. مهمان ایشان بودیم و جریانی را برای ما نقل می کردند تا ما به تحصیل علوم غریبه نپردازیم و آن قضیه این بود « که ایشان می فرمود : من در علم رمل استادم و اطلاع کافی از این علم دارم. یکروز خواستم ببینم که چه روزی خواهم مرد و اجل من چه وقت می رسد. رمل انداختم رمل جواب داد که فلان شب خواهی مرد من با اینکه سالم بودم. یکی از دوستان را به خانه دعوت کردم و جریان را به او گفتم و خودم در آن شب مشغول خواندن قرآن شدم و آن دوستم در اطاق مجاور نشسته بود ناگهان صدای شیون و گریه از خانه همسایه شنیدم که می آمد. اسم آن همسایه هم کاظم بود من دیدم دوستی را که به منزل دعوت کرده بودم خوابش برده. بالای سر او رفتم که بیدارش کنم با هراسان از خواب پرید و ترسید . نزدیک بود سکته کند و بدنش می لرزید خیال کرد که من مرده ام و بالای سر او آمده ام به او گفتم حضرت عزرائیل تا همسایگی ما آمده است. دوباره وقتی به رمل مراجعه کردم دیدم من اجل همسایه را از علم رمل دریافته کرده بودم و من اشتباه کرده ام » لذا به شما توصیه می کنم که در این مسائل و در علوم غریبه وارد نشوید. زیرا مختصر اشتباهی انسان را دچار مشکلاتی می کند. خدا او را رحمت کند او دارای اکثر علوم غریبه بود ولی بعد از این جریان دیگر از آنها استفاده نمی کرد .

ادامه نوشته

80 نکته از فرمایشات استاد محترم و شاگردانشان حفظهم الله در مورد یقظه

 

80 نکته از فرمایشات استاد محترم و شاگردانشان حفظهم الله در

مورد یقظه

 

حتماً بخوانید انشاالله مفید خواهد بود

نکته های جلسه ی اول

1- سالک الی الله باید در تمام لحظات اعم از زمان ناراحتی و شادی باید شاکر باشد با این جمله که   (( ما رأ یتُ مِنَ الله الّا جمیلا )) یعنی از خدا جز پاکی و خوبی ندیدم .

2- باید بداند کسانی که مخالفت با این برنامه ها می کنند سد راه خدا را می کنند و بدترین کسان در قرآن مجید آنهایی هستند که (( أ لَذینَ یَصُدونَ عَن سَبیلِ الله )) راه خدا را سد می کنند .

3- سالک الی الله باید بداند که انسان با عملش ، گفتارش ، با معاشرت هایش هم می تواند سد عن سبیل الله بکند و هم می تواند راهنمای راه خدا باشد .

4- راه ولی خدا بودن : اگر انسان می خواهد ولی خدا باشد باید کارش ، زندگی اش ، شغلش ، تمام کلماتش با اولیای خدا تطبیق کند .

5-کوشش کند همه روزه ، هرساعت و هر دقیقه یک بررسی از وجود خودش بکند ، از روح خودش بکند ببیند چه صفت رذیله در او است آن را حتمًا پاک کند خودش را به مقام خلوص و پاکی و طهارت برساند .

6-انسان شب و روز باید به فکر پاکی خودش باشد یک کلمه میخواهد به دوستش بگوید با صفا بگوید طوری صحبت بکند که منافع دوستش را در نظر گرفته باشد .

7- انسان باید یک مرتبه یک دوره مراحلی را که گذرانده بازدومرتبه  به آنها توجه کند .

8- انسان اگر غفلت کند صفات رذیله به سراغش می آید.

9- سالک الی الله باید بداند که دنیا دنی است پست است بی ارزش است مگر اینکه انسان در راه خدا قدم بگذارد .

10-انسان باید با عبادت و بندگی خودش را بسازد ، باید تحت تربیت امامش باشد ، تحت فرمان امامش باشد .

11- باید عبد صالح خدا باشد ، راه صلاح :(( ألمُطیعُ ِلّله وَ لِرسو لِه ولِامیرِالمومنین  )) .

12- یک کاری که انسان می خواهد بکند اول فکر بکند که از اطاعت خدا خارج است یا نه ، آیا می تواند بگوید من این کار را به خاطر خدا کرده ام .

13- اطاعت : آن است که هرچه خدا بگوید انسان همان را انجام دهد هرچه پیامبر بگوید همان را انجام دهد و هرچه امام بگوید همان را انجام دهد و اگر به آنها دسترسی ندارد هرچه مرجع تقلید بگوید همان را انجام دهد .

14- سالک الی الله باید جدی بگیرد تا بنده ی صالح خدا باشد و راه صلاح هم این است که مطیع خدا و پیامبر و ائمه ی اطهار و بزرگانی که کلام آنها را نقل می کنند باشد .

15- نکته اخلاقی : سالک الی الله مزاحمت برای فرزندانش  زن و بچه اش نداشته باشد .

16- نصف شب بلند شو به امام زمانت بگو آقا تو بیداری و من خوابم بگو آقا جان الان کمتر مردم باتو سر و کار دارند آقا جان خیلی دوستت دارم ؛ دو سه کلمه بگو و بخواب ، راحت هم بخواب .

 

نکته های جلسه ی دوم

17-اهمیت ترکیه نفس : خدای تعالی بیشتر از هر چبز در قرآن به مسئله ی تزکیه نفس اهمیت داده تا جایی که در سوره ی شمس یازده قسم پشت سر هم خورده و رستگاری که همه ی ما آرزویش را داریم چه در و چه در آخرت را بیان کرده است .

18- باید بداند موفقیت انسان وقتی است که در دنیا هر کاری را که می کند به نتیجه برساند .

19- رستگاری و موفقیت از مسائلی است که باید در زندگی انسان در سرلوحه ی آن زندگی باشد .

20- باید بداند که خدای تعالی می گوید : اگر می خواهید به انسانیت به نعمت های اخروی و در دنیا در مادیات موفق شوی باید تزکیه نفس بکنید .

21- باید مسئله ی مهمی را از جان دل بفهمد که خدای تعالی همان طور که خودش بی نهایت است محبتش نیز بی نهایت است .

22-باید بداند بشر است که به فکر مادیات و دنیا است و غفلت می کند و از محبت بی نهایت خداوند غافل است .

23- باید بداند که خداوند متعال موفقیت مطلق را با یازده قسم در تزکیه روح می داند .

24- باید در روی این آیه فکر کند که ((قَد أفلَحَ مَن زَکّها )) یعنی حقیقتاً کسی رستگار است که تزکیه نفس بکند .

25- باید بداند معنای واقعی تزکیه نفس این می باشد که انسان در خودش یعنی روحش فرو رود ببیند کجای روحش مریض است ، مبتلا به چه چیزی است .

26- انسان باید در مرحله ی یقظه تمام کارهایش برای خدا باشد .

27- سالک الی الله باید به مرضهای روحی اش بیشتر ازمرض بدنی اهمیت قائل شود .

28- سالک الی الله باید در مرحله ی یقظه برای بیداری کامل علاقه اش به امام زمان بیشتر باشد و زیاد به فکر امامش باشد و نباید این علاقه اش به خاطر دنیا باشد .

29- سالک الی الله باید در مرحله یقظه بداند صفات رذیله کم کم انسان را به بد بختی می رساند زیرا باید بداند که یزید از همان اول که خدا خلق کرد یزید نبود .

30- سالک الی الله باید بیدار باشد و حواسش جمع باشد ، یعنی اینکه انسان باید در مقابل امام زمان بگوید ای نفس من خوار شو (( یا نفس هونی )) .

31- سالک الی الله باید در مرحله ی یقظه به حقیقت بیداری برسد که اگر جان و مالش را در این راه بدهد بداند که کاری نکرده است

32- همیشه باید ممنون پروردگار باشد که پیامبر و حضرت علی و ائمه ی اطهار با آن عظمت برای ما آمدند تا به خاطر رستگاری ما شهید شدند حضرت بقیة الله  هزار و صد و چند سال است که منتظر است که ما از خواب غفلت بیدار شویم و تزکیه نفس کنیم تا لایق شویم .

33- باید برنامه های تزکیه نفس را جدی بگیرد .

34- باید قبل از ظهور تزکیه نفس کند تا در زمان ظهور سر افراز باشد .

نکته های جلسه ی سوم

35- باید بداند که اگر انسان تزکیه ی نفس نکند از دایره ی انسانیت خارج می شود و از لحاظ روحی شبیه به حیوانات می شود .

36- باید بداند که انبیا سه کار مهم داشتند که یکی از آنها خواندن آیات الهی برای مردم و افزابش میزان معرفت آنها بود تا آنها خداشناس شوند زیرا سالک باید بداند که غفلتش به خاطر عدم معرفت به خداوند متعال و راهش می باشد .

37- باید طریقه ی عبادت و بندگی را از انبیا و اوصیا یاد بگیرد زیرا که آنها متصل به وحی الهی هستند پس باید خودش را با آنها هماهنگ کند .

38- باید بداند که اذکار و ادعیه توقیفی هستند یعنی انسان نمی تواند ذکر یا دعایی را به اختیار اختراع کند یا به آنها چیزی را اضافه کند .

39- باید بداند که مهمترین برنامه ی انبیا تزکیه نفس بود که اهمیت مسئله ی تزکیه نفس را می رساند پس باید جدی باشد زیرا در غیر این صورت نمی تواند انس با خدا داشته باشد ، نمی تواند به کمالات برسد .

40- باید بداند که مطالعه ی  حالات انبیا و ائمه ی اطهار باعث تکمیل یقظه می شود .

 41- باید بداند که قسم خوردن خدای عزیز در سوره ی شمس دو علت مهم دارد : 1- می خواهد اهمیت تزکیه نفس را به ما بفهماند و از خواب غفلت بیدار بکند 2-می خواهد به ما بقبولاند .

42- باید بداند که ایمان وقتی در دلی جای می گیرد که تزکیه شده باشد و فرد مومن کسی است که تزکیه نفس بکند .

43- باید بداند که اگر در کارش جدی باشد در اثر تزکیه نفس انسان مطیع پروردگار و امام زمانش می شود و به انس با آنها خواهد رسید.

44- باید با معنای تقوا آشنایی داشته باشد که 21بار در قرآن آمده که معنایش نگهداری خود از گناه و محرمات و صفات رذیله است

45- باید بداند که اگر انسان با شیطان انس بگیرد وسوسه های شیطان را بهتر از الهامات رحمانی می فهمد .  

نکته های جلسه ی چهارم

46- باید بداند که روح قابلیت وحی پذیری دارد یعنی خداوند زشتی و خوبیهایش را به آن الهام می کند .

47- یاید بداند که در مقبل عالم ملکوت عالم ملک وجود دارد که خداوند به استوانه های این دو عالم در سوره ی شمس قسم خورده که اهمیت تزکیه روح را می رساند . (در عالم ملکوت پیامبر اکرم و حضرت بقیة الله استوانه های این عالم می باشد و در عالم ملک خورشید و ماه استوانه های این عالم می باشد ) .

48- باید بداند که که حب دنیا ، دنیا دوستی باعث غفلت انسان می شود .

49- باید به دو چیز حتمی در مورد حضرت بقیة الله ایمان داشته باشد که : 1- اینکه امام زمانی هست 2- حتماً خواهند آمد و باید بداند که یک چیز احتمالی، در مورد امام عصر است و آن اینکه ممکن است در زمان ما بیایند .

50- باید بداند انسان می تواند امام عصر را ملاقات بکند اگر ایشان اراده کنند .

51- باید بداند که هواهای نفسانی ، خواب غفلت ، منافع شخصی و عدم توجه باعث می شود انسان از ظهور غفلت کند و آن را دور بداند .

52- باید بداند که ظهور مانند مرگ و روز قیامت آنی می رسد زیرا باید بیدار باشد و قبل از ظهور خود را تزکیه کند که اگر خود را پاک نکند تضمینی نیست که از مقربین امام عصر شود .

53- باید بداند که اگر خود را پاک نکند سرنوشتی که اقوام گذشته را گرفتار کرد تکرار خواهد شد .

54- باید بداند که اعتقادات نا صحیح ، ضعف ایمان و صفات رذیله باعث طغیان انسان می شود .

55- باید از صفات رذیله اش خوف داشته باشد و هر چه خودش را سریع تر پاک کند .

56- باید بداند بالاترین و بهترین نعمتها ولایت اهل بیت عصمت و طهارت می باشد که از دست دادن آن بزرگترین عذابها است .

57- باید به یاد داشته باشد که بهترین وسیله ی پاک کردن صفات رذیله توسل به حضرت بقیة الله  می باشد .

58- باید بداند که تا وقتی روح و صفات رذیله ی انسان پاک نشده دشمنی با حضرت بقیة الله  می کند و باید  به خاطر داشته با شد که الفبای انسانیت تزکیه ی نفس می باشد و معلمان خاندان عصمت و طهارتند .

59- باید انس با ائمه ی اطهار داشته باشد و خودش را پاک کند .

 

نکته های جلسه ی پنجم

 60-باید بداند که هر چه به قرآن و اعتقادات صحیح توجه کند به امام عصر نزدیکتر می باشد و هر چه کمتر توجه کند و عمل تزکیه نفس را با مسامحه رو برو شود ازامام عصر دورتر می باشد .

61- باید بعد از توبه و بر گشت به سوی خدا با استقامت باشد .

62- یاید بداند که توبه به این معناست که پذیرفته ایم مربی ما خداست ، به راه خدا آمده ایم و از همه ی کارهای زشت و انحرافی به سوی خدا بر گشته ایم و بعد از توبه عرض می کنیم ((رَبُنَا الله )) مربی ما خداست .

63- یک سالک الی الله باید خداوند را در تمام کارهایش منظور کند و غفلت نکند .

64- باید بداند که اگر بعد از توبه در کارهایش خدا را منظور نکند توبه اش قبول نشده است .

65- توبه ی انسان وقتی قبول می شود که انسان در حقیقت به سوی خدا برگشته باشد .

66- باید بداند که محاسبه و مراقبه از لوازم زندگی یک سالک الی الله است .

67- باید بداند که غفلت نباید داشته باشد بلکه باید دائماً در سلوکش محاسبه و مراقبه را رعایت کند .

68-استاد در اوایل کار می تواند او را راهنمایی بکند ولی باید بداند که اگر مطیع نبود استاد می تواند او را رها کند .

69- باید بداند که در راه سیر و سلوک استاد لازم است و باید انسان در قلب یقین کند .

70- باید بداند که اگر کسی تزکیه ی مال نکند نمی تواند تزکیه ی نفس نماید .

71-باید بداند که اگر کاری را کرد ببیند که روی چه صفت رذیله ای این کار را کرده است باید تلاش کند که صفت رذیله اش را بیابد و باید خودش را تنبیه کند وخودش را بسازد .

72- باید بداند که فعال بودن وجدان به معنای این است که انسان بیدار است .

73- باید بداند که شرط رسیدن به خدا و با او بودن مَثل خدا بودن است یعنی صفات خدا را در خود ایجاد کند .

74-  باید بداند که برای انسان دو حجت است : حجت باطنی که عقل است و حجت ظاهری که امام معصوم می باشد .

75- باید بداند که اعتقادات زیر بنای تزکیه ی نفس می باشد لذا اول چیزی که هم در شب اول قبر و روز قیامت مطرح است اعتقادات می باشد .

76- توصیه ی مهم از طرف استاد  : شما را به خدا قسم  طوری زندگی بکنید که رویتان بشود که بگویید مربی ما خداست طوری باشید که برای ائمه ی اطهار زینت با شید .

      

نکته های جلسه ی ششم

77- باید بداند که این شرایط در سالک الی الله باشد : 1- یک سالک الی الله نباید اهل گناه باشد  2- باید مطالبی که گفته می شود را خوب بفهمد 3- مطالب را جدی عمل بکند 4- در جلسات به طور مرتب حضور یابد .

78- باید بداند که احتمال اینکه امام عصر در زمان ما بیایند ما را وادار می کند که در اولین فرصت و با جدیت کامل اول اعتقاداتمان را درست کنیم و دوم باید تزکیه ی نفس عملی کنیم .

79- باید به اعتقادات  بیشتر از هر چیزی توجه کند و بداند که زیر بناست و باید قبل از یقظه درس داده شود .

80- باید محبوب پیش خدا باشد و در تمام کارهایش به خداوند توجه داشته باشد .

یک مسئله ی اعتقادی : باید همیشه آماده ی مرگ باشد و باید بداند که مرگ برای اولیاء خداوند مانند لباس عوض کردن است .

 

 

سخن درباره ی خودم قسمت سیزدهم  ( آیت الله ابطحی خراسانی دام ظله العالی )

9 / 3 / 1426

 29 / 1 / 1384

 18 / 4 / 2005

 

درباره زندگي خودم

  

 

 

اينجانب با مرحوم حجت الاسلام والمسلمين آقاي سيد رضا رضوي لاهيجاني

 

بسمه تعالی .......... در صفحات قبل گفتم. که وقتی وارد قم شد م با مرحوم آقای رضوی هم مباحثه بودم و به درس رسائل و مکاسب مرحوم آیة الله حاج شیخ جواد خندق آبادی که خصوصی برای ما دو نفر درس می فرمود می رفتیم. در سال 1341 که من به مشهد مقدس برگشتم. مرحوم آقای رضوی هم به مشهد آمدند و در کنار قبر مطهر جدِّ بزرگوارشان حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام اقامت کردند و طبق معمول که در قم انجام می دادند. مجلس روضه ای در منزل داشتند و حدیث کساء را مرحوم آقای حاجی واله میخواند و جمعی ازاهل محبت به اهل بیت عصمت و طهارت در آنجا جمع می شدند. مرحوم آقای رضوی با این توسلات به مقام رفیعی از معنویات رسیده بود. حتی گاهی نقل می کرد که من وقتی مشغول صلوات بر محمد آل محمد علیهم السلام بودم. ناگهان مشاهده کردم حجاب های ملکی از جلوی چشمم کناری رفت حتی سقف اتاق برداشته شده بود و آسمان و ملکوت عالم را می دیدم. ایشان بوسیله همان توسلات به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام تزکیه نفس شده بود و به کمالات معنوی خوبی رسیده بود. معظم له اهل لاهیجان بود و پدر بزرگوارشان در آنجا سکونت داشتند و مجالس عزاداری و تبلیغات دینی در ماه محرم و صفر برگذار می کردند. مجلس آن بزرگوار، که او هم از برجسته گان علماء اهل معنی بود بسیار پر معنویت و با صفا بود. در سفری که با آیة الله خامنه ای دام ظله و بعضی از دوستان به لاهیجان داشتیم. در مجلس ایشان شرکت کردیم و از معنویت آن مجلس استفاده بردیم. معظم له در مشهد با ما رفت و آمدی داشتند و عکس فوق در منزل ییلاقی ما در طرقبه مشهد مقدس برداشته شده و به یاد ایشان این سخن را گذاشته ایم خدا ایشان را رحمت کند واو را با اجداد بزرگوارش محشورش نماید.

ادامه نوشته

سخن درباره ی خودم قسمت دوازدهم ( آیت الله ابطحی خراسانی دام ظله العالی )

          

4/3/1426

 24/1/1384

 13/4/2005

 درباره خودم

 

 

آيه الله حاج شيخ حسنعلي مرواريد

 

بسمه تعالي ........مرحوم آيه الله حاج شيخ حسنعلي مرواريد از علماي بزرگ خراسان بودند كه داراي عقائد صحيح و صد در صد پيرو اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام و مخالف تصوف و عرفان اصطلاحي بودند. من تا وقتي در مشهد ساكن بودم با ايشان مانوس بودم و بسيار از معارف ايشان استفاده مي كردم ولي پس از هجرت من از مشهد به قم معظم له تحت تاثير تهمتهايي كه به من بعضي از حسودها مي زدند واقع شدند ولي در جلسه اي با حضور بعضي از افراد بي استدلال رفع آن اتهامات شد و بر معظم له معلوم گرديد كه آن تهمتها صحيح نبوده و دوباره لطف و محبت زيادي به من مي فرمودند . در اواخر عمر معظم له كه نابينا شده بودند مكرر در مجالسي خدمتشان رسيدم و ايشان اظهار لطف زيادي به من مي فرمودند. مرحوم آيه الله مرواريد بسيار زاهد و متقي و داراي كمالات روحي بودند. در سال 1342 كه مرحوم آيه الله امام خميني از زندان به قم برگشته بودند من و ايشان با مرحوم آيه الله حاج شيخ مجتبي قزويني با ماشين شخصي مرحوم آقاي فاطمي به قم رفتيم و معاشرت زيادي در اين سفر با اين دو بزرگوار داشتم . خداي تعالي آنها را رحمت كند و با مواليانشان محشورشان فرمايد.

ادامه نوشته

سخن درباره ی خودم قسمت یازدهم ( آیت الله ابطحی خراسانی دام ظله العالی )

        

27 / 2 / 1426

 18 / 1 / 1384

 7 / 4 / 2005

 

درباره زندگی خودم 

 

 

« مرحوم آیة الله آقای شیخ هاشم قزوینی رحمة الله علیه »

 

بسمه تعالی ............ یکی از علماء بزرگ که درس خارج می فرمودند و علما و فضلا مشهد مقدس از درس ایشان استفاده می کردند و مورد توجه حوزه علمیه مشهد بودند. مرحوم آیة الله آقای حاج شیخ هاشم قزوینی بودند. یادم هست یک روز با جمعی از رفقا برای ملاقات ایشان و استفاده از محضرشان به منزلشان رفتیم. معظم له ما را پذیرفتند و دقائقی که در محضرشان بودیم استفاده علمی و اعتقادی خوبی نمودیم. معظم له از علمائی بودند که اعتقادات صحیح داشتند و مرضی اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و درصراط مستقیم حرکت می کردند. یک سال که مرحوم استاد عزیزمان حاج ملاآقا جان زنجانی به مشهد مشرف شده بودند یکی از ارادتمندان ایشان به مرحوم آیة الله آقای حاج شیخ هاشم قزوینی مدح زیادی از مرحوم حاج ملاآقا جان نزد ایشان کرده بود و معظم له اشتیاق فوق العاده ای برای ملاقات مرحوم استاد حاج ملاآقا جان اظهار نموده بودند و لذا در مجلسی که من هم بودم و عده ای از اهل معنی حضور داشتند گفتگوئی آن دو با یکدیگر داشتند که مرحوم آقای حاج شیخ هاشم قزوینی به صاحبخانه گفته بود حاج ملاآقاجان مرد فوق العاده ایست و بعد از آن از آن مرحوم استفاده علمی و معنوی خوبی کرده بودند. در همان مجلس که صاحبخانه پذیرائی مفصلی کرده بود حاج ملاآقاجان فرموده بودند که شما هم از مرکب ما پذیرائی کردی و هم با حضور این علماء مهذب و پاک از خود ما پذیرائی خوبی نموده ای من که در یک جلسه دیگر با مرحوم حاج ملاآقا جان بودم و آن مجلس استفاده معنوی نداشت ولی پذیرائی مادی زیادی از میهمانان شده بود متوجه این سخن بودم که حاج ملاآقاجان چه می گوید. زیرا در آن مجلس آن مرحوم به صاحبخانه گفته بود که دیدی چه کردی مرکب مان را خوب پذیرائی نمودی ولی خودمان را گرسنه از خانه خارج می کنی چون او بدن را مرکب می دانست و روح را خود انسان فکر می کرد. خدا آنها را رحمت کند و ما را از سفره معنوی پر فیض آنها بیش از پیش بهره مند فرماید .

ادامه نوشته

دانلود

دانلود سخنرانی های حضرت استاد ( حفظه الله ) مخصوص موبایل با پسوند جار « jar»

 

 

دانلود متن سخنرانی حضرت استاد در مرحله یقظه

دانلود

-------------------------------------------------------------------------------------------- 

 

دانلود متن سخنرانی حضرت استاد در مرحله استقامت

 

دانلود

-------------------------------------------------------------------------------------------- 

 

دانلود متن سخنرانی حضرت استاد در مرحله صراط مستقیم

 

دانلود

 --------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

شعر

آقا جان یا صاحب الزمان روحی لک الفداه

بیا باران برای ما بیاور

بهاران به این صحرا بیاور

عطش داریم تا کی قطره قطره

بیا و با خودت باران بیاور

 

در محضر استاد حضرت آيت الله سيد حسن ابطحي ( جلسه اول )

 

شما براي بقاء و ماندن خلق شديد  

از چيزهايی که ان شاء الله بايد در اين زمان در نظر داشته باشند اين است که خدای تعالی ما را تنها برای اين زندگی محدود خلق نفرموده است ...

ادامه نوشته

بهترین راه بیدار شدن از خواب غفلت

 

 

 14- چگونه ميتوانيم حالت يقظه را در خود ايجاد كنيم؟

    انسان خواب نميتواند خودش را بيدار كند. يقظه به معناى بيدار شدن است ...

ادامه نوشته

امتیازات خانم ها

 

 

فرمایشات استاد معظم حضرت آیت الله ابطحی در مورد امتیازات خانمها

خدای تعالی حدود 16 امتیاز برای خانمها قرار داده که اگر زن قدر خودش را بداند خدا اینها را برای مردها قرار نداده است...

ادامه نوشته

سخن درباره ی خودم قسمت دهم  ( آیت الله ابطحی خراسانی دام ظله العالی )

18 / 2 / 1426

 9 / 1 / 1384

 29/ 3 / 2005

 

درباره زندگی خودم 

 

 

 

« مرحوم آیة الله قاضی بزرگ استاد اهل معنی »

 

بسمه تعالی ............... یکی از بزرگان اهل معنی که من موفق به زیارت ایشان نشدم ولی شاگردان بسیاری از ایشان دیده ام که اهل باطن و تزکیه نفس و عرفان بوده اند و با جمعی از آنها معاشر بوده ام. بحثی که ما همیشه با این بزرگان داشته و داریم این بوده که در مرحله اول عرفاء و متصوفه بالاخص اهل سنت آنها که پیروی از حسن بصری و سفیان ثؤری و محی الدین عربی می کنند نباید مقتدای ما باشند. بلکه ثابت است که تنها باید از قرآن و گفتار پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که بوسیله اهل بیتش علیهم السلام به ما رسیده پیروی نمود و افکار و استنباطات دیگران بالاخص آنچه با قرآن و سخنان رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم مغایرت دارد ندیده گرفت ... دیگر آنکه همیشه معصومین علیهم السلام در دنیا و آخرت واسطه فیض به مخلوق و در معارف و کمالات به هر مقامی که انسان برسد بوده و خواهند بود. البته دامن مقدس بزرگان و شاگردان معظم له از این اشکالات پاک است ولی ممکن است از گفتار بعضی از کسانی که خود را منتسب به آن مرحوم معرفی می کنند گاهی کلماتی که مشعر به این معانی است شنیده شود که البته باید سخنان آنها را یا حمل بر مسامحه کرد و یا آنکه آنها تصوف را با معارف واقعی و کمالات معنوی اشتباه گرفته باشند. به هر حال مرحوم آیة الله قاضی از بزرگان اهل معنی است و طبعا آنچه شاگردان و کسانی که خودشان را منتسب به آن بزرگوار می دانند گفته و یا می گویند ممکن است اشتباهاتی از این ها باشد. خدا ایشان را رحمت کند و با موالیانش و اجدادش محشورش نماید .

ادامه نوشته

سخن درباره ی خودم قسمت نهم ( آیت الله ابطحی خراسانی دام ظله العالی )

12 / 2 / 1426

 3 / 1 / 1384

 23 / 3 / 2005

 

درباره زندگی خودم 

 

 

« مرحوم آقای میرزا صادق تبریزی یکی از شاگردان حاج ملا آقاجان زنجانی »

 

بسمه تعالی ........... روزهای قبل درباره خودم می گفتم .............. یکی از علمای اهل معنی که بسیار خاطره اش فراموش نشدنی است مرحوم حاج میرزا صادق آقای تبریزی بود. که از شاگردان خوب مرحوم حاج ملاآقاجان و از دوستان حضرت بقیة الله روحی فداه بود. در مدتی که من با مرحوم حاج ملا آقاجان ارتباط داشتم این بزرگوار را هم می دیدم و از معنویت او استفاده می کردم. مرحوم حاج میرزا صادق آقای تبریزی یک روز می فرمود که زیارت جامعه کبیره را می خواندم به مضامینش وقتی توجه می کردم مثل این بود که ائمه اطهار علیهم السلام با همان اوصافی که در زیارت جامعه گفته شده در مقابلم ایستاده اند. همه صفات الهی در آنها متجلی بود. آنها در حقیقت آینه تمام نمای الهی بودند. حضرت بقیة الله ارواحنا فداه مثل اینکه در مقابل چشمم ایستاده بودند و آن حضرت را نزدیکتر از همه می دیدم. آنها با یک جمله توصیف می شدند که ( ان ذکر الخیر کنتم اوله و اصله و فرعه و معدنه و ماواه و منتهاه ) یعنی اگر خوبی یاد شود. شما در اول آن و اصل آن و فرع آن و معدن آن و محل فرود آن و نهایت آن هستید خدا او را رحمت کند و با موالیانش محشورش نماید .

ادامه نوشته

سخن درباره ی خودم قسمت هشتم  ( آیت الله ابطحی خراسانی دام ظله العالی )

6 / 2 / 1426

 27 / 12 / 1383

 17 / 3 / 2005

 

درباره زندگی خودم 

 

 

« آقای سید مرتضی فاطمی کسی که در شروع مجالس کانون بحث و انتقاد دینی مشهد با قرائت خوب و صحیح قرآن می خواند »

 

بسمه تعالی ............. روزهای قبل درباره خودم می گفتم ............ کانون بحث و انتقاد دینی. در مدت 35 سال که در مشهد فعالیت می کرد به قدری منظم بود که احدی به هیچ وجه نمی توانست آن را از تحت مدیریت موسس کانون خارج کند. معمولا روزهای جمعه ساعت 9 صبح پاسخ به سوالات شروع می شد و ساعت 11 خاتمه پیدا می کرد. چراغ قرمزی در روی تریبون قبل از جلسه روشن بود و وقتی که قرآن وارد جلسه می شد با گفتن ( و من یعظم شعائر الله فانها من تقوی القلوب ) همه در مقابل قرآنی که به طرف تریبون برده می شد قیام می کردند و اول ساعت 9 تا 10 دقیقه که قرآن خوانده می شد چراغ قرمز خاموش می گردید و باز روشن می شد تا سخنگو و پاسخگوی به سوالات شروع به سخن می کرد که باز چراغ خاموش می شد و 5 دقیقه مانده به ساعت 10 با چراغ قرمز به سخنگو علامت داده می شد که سخنان خود را کم کم تمام کند و ساعت 10 چراغ قرمز روشن می شد و 10 دقیقه که پذیرایی طول می کشید چراغ قرمز روشن بود و ساعت 10 / 10 دقیقه چراغ خاموش می شد و سخنگو دوباره شروع به پاسخ سوالات می نمود تا 5 دقیقه به ساعت 11 بوسیله چراغ علامت داده می شد تا سخنگو دقیقا بتواند سخنان خودرا تا ساعت 11 تمام کند این روش و این نظم آنقدر دقیق بود که هیچ سخنگویی در هر شان و مقامی که بود نمی توانست از این برنامه تخطی کند و سایر برنامه های کانون به همین منوال که نمونه اش عرض شد انجام می گرفت. در این کانون صدها هزار سوال اعتقادی و فلسفی جواب داده شد و دشمنان بسیاری از مذاهب مختلف و حسادت اندیشان و جاهلان دانشمند نما می خواستند این فعالیت نورانی را در آن ظلمات زمان طاغوت خاموش کنند ولی حضرت بقیة الله روحی فداه که در حقیقت دست خدا بود توی دهن این افراد می زد و اگرچه در عین حال هشتاد درصد فعالیت ما رفع مانع بود ولی همان بیست درصد توانست خدمت خوبی به جامعه جوانان اسلامی بکند. امید است موفقیت ما بیشتر و کارهای این کانون مفید تر واقع گردد .

ادامه نوشته

سخن درباره ی خودم قسمت هفتم ( آیت الله ابطحی خراسانی دام ظله العالی )

1 / 2 / 1426

 22 / 12 / 1383

 12 / 3 / 2005

 

درباره زندگی خودم 

 

 

 

 « حضرت آیة الله امام خمینی رضوان الله تعالی علیه در منزل یخچال قاضی در حال وضو »

 

بسمه تعالی ............. روزهای قبل درباره خودم می گفتم ............ به هر حال پس از یک سال که در نجف ماندیم به قم برگشتیم و در حوزه علمیه قم مشغول تحصیل شدیم. چند سالی من و مرحوم شهید هاشمی نژاد در قم برای زندگی منزل دربستی اجاره می کردیم و در یک خانه چون همه با هم محرم بودیم زندگی می نمودیم. تا آنکه به برکت توسل به حضرت بقیة الله ارواحنا فداه منزلی در محله یخچال قاضی دیوار به دیوار منزل حضرت امام خمینی که در آنوقت به درس اصول ایشان هم می رفتیم خریداری نمودیم. به همین جهت ما با معظم له رفت و آمد خانوادگی داشتیم. مرحوم شهید حاج آقا مصطفی پسر بزرگ امام خمینی اکثرا در منزل ما بود و در آن موقع هنوز آقای حاج احمد آقا خورد سال بودند. یک روز با مرحوم شهید هاشمی نژاد به خدمت آیة الله امام خمینی مشرف شدیم آقای هاشمی نژاد به ایشان گفتند که ما مدتی است در همسایگی شما هستیم و شما به منزل ما نیامده اید ایشان فرمودند مرحوم آقای حائری می فرمود که اگر انسان بخواهد به دیدن دوستان برود باید یک جن داشته باشد و یک مرکب که جن به او خبر بدهد و مرکب او را ببرد من عرض کردم اینجا هیچ یک از آن دو را نمی خواهد زیرا منزل خیلی نزدیک است احتیاج به مرکب ندارد و جن هم نمی خواهد چون آقای هاشمی نژاد به شما خبر دادند معظم له بسیار خندیدند. ما در منزل جلسه روضه ای عصر های جمعه داشتیم که آنها خانوادگی می آمدند . مرحوم آقای کوثری روضه خوان ما بود. در قم در آن زمان صفا و صمیمیتی بین روحانیین زیر سایه مرجعیت آیة الله بروجردی بر قرار بود. من اکثر روزها مواظبت می کردم که وقتی . آیة الله امام خمینی از منزل خارج می شوند تا مسجد سلماسی که به درس می روند. همراه ایشان باشم و سوالاتم را در این موقعیت از ایشان بپرسم. در آن زمان مسائل و عناوین سیاسی مطرح نبود. معظم له استاد ما بود و ما شاگرد ایشان بودیم. دوره اصول فقه را از محضر شان استفاده می کردیم و مثل پدر و فرزند صمیمانه با ایشان برخورد می نمودیم. تا سال 1341 که مرحوم آیة الله بروجردی از دار دنیا رفت و برای مدت کوتاهی وضع حوزه یک مقدار مضطرب شد و ما به مشهد مهاجرت نمودیم و در مشهد به فعالیت های اجتماعی پرداختیم .

 

 

 

ادامه نوشته