27 / 2 / 1426

 18 / 1 / 1384

 7 / 4 / 2005

 

درباره زندگی خودم 

 

 

« مرحوم آیة الله آقای شیخ هاشم قزوینی رحمة الله علیه »

 

بسمه تعالی ............ یکی از علماء بزرگ که درس خارج می فرمودند و علما و فضلا مشهد مقدس از درس ایشان استفاده می کردند و مورد توجه حوزه علمیه مشهد بودند. مرحوم آیة الله آقای حاج شیخ هاشم قزوینی بودند. یادم هست یک روز با جمعی از رفقا برای ملاقات ایشان و استفاده از محضرشان به منزلشان رفتیم. معظم له ما را پذیرفتند و دقائقی که در محضرشان بودیم استفاده علمی و اعتقادی خوبی نمودیم. معظم له از علمائی بودند که اعتقادات صحیح داشتند و مرضی اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و درصراط مستقیم حرکت می کردند. یک سال که مرحوم استاد عزیزمان حاج ملاآقا جان زنجانی به مشهد مشرف شده بودند یکی از ارادتمندان ایشان به مرحوم آیة الله آقای حاج شیخ هاشم قزوینی مدح زیادی از مرحوم حاج ملاآقا جان نزد ایشان کرده بود و معظم له اشتیاق فوق العاده ای برای ملاقات مرحوم استاد حاج ملاآقا جان اظهار نموده بودند و لذا در مجلسی که من هم بودم و عده ای از اهل معنی حضور داشتند گفتگوئی آن دو با یکدیگر داشتند که مرحوم آقای حاج شیخ هاشم قزوینی به صاحبخانه گفته بود حاج ملاآقاجان مرد فوق العاده ایست و بعد از آن از آن مرحوم استفاده علمی و معنوی خوبی کرده بودند. در همان مجلس که صاحبخانه پذیرائی مفصلی کرده بود حاج ملاآقاجان فرموده بودند که شما هم از مرکب ما پذیرائی کردی و هم با حضور این علماء مهذب و پاک از خود ما پذیرائی خوبی نموده ای من که در یک جلسه دیگر با مرحوم حاج ملاآقا جان بودم و آن مجلس استفاده معنوی نداشت ولی پذیرائی مادی زیادی از میهمانان شده بود متوجه این سخن بودم که حاج ملاآقاجان چه می گوید. زیرا در آن مجلس آن مرحوم به صاحبخانه گفته بود که دیدی چه کردی مرکب مان را خوب پذیرائی نمودی ولی خودمان را گرسنه از خانه خارج می کنی چون او بدن را مرکب می دانست و روح را خود انسان فکر می کرد. خدا آنها را رحمت کند و ما را از سفره معنوی پر فیض آنها بیش از پیش بهره مند فرماید .

 

26 / 2 / 1426

 17 / 1 / 1384

 6 / 4 / 2005

 

درباره زندگی خودم 

 

 

« مرحوم آیة الله سید محمد تقی خونساری و مرحوم آیة الله کاشانی »

 

بسمه تعالی .............. در اوائلی که وارد حوزه علمیه قم شدم مرحوم آیة الله سید محمد تقی خونساری رضوان الله علیه یکی از مراجع چهارگانه حوزه علمیه قم بودند و در همان زمان مرحوم آیة الله کاشانی رحمة الله علیه قیام برای ملی کردن صنعت نفت فرموده بودند. آیة الله خونساری در مدرسه فیضیه نماز می خواندند و درس می گفتند و گاهی هم مرحوم آیة الله اراکی که پدر زن ایشان بود بجای ایشان نماز می خواند. معظم له علاوه بر مرجعیت از معنویت بالائی برخوردار بودند. حقیقتا مصداق واقعی فقیهی بود که در روایت معروف آمده ( صائِناً لِنَفسِه حافِظاً لِدینِه مُخالِفاً لِهَواهُ مُطیعاً لِاَمرِ مُولاهُ ). جریانی از ایشان در آن موقع معروف شد که از معنویت فوق العاده بالای ایشان حکایت می کرد و آن جریان این بود. در آن زمان در قم خشک سالی شده بود و هوا شناسی می گفت به هیچ وجه تا چند روز دیگر باران نمی بارد ولی ایشان برای دعای باران به بیابان « خاک فرج » قم رفتند و نماز باران خواندند و هنوز در بیابان بودند و شاید ساعتی نگذشته بود که بارانی شدید نازل شد و همه متوجه شدند این باران جز با دعاء ایشان روی جریانات طبیعی نمی بارید و تنها با درخواست ایشان از ذات مقدس پروردگار خدای تعالی باران را بخاطر کرامت به ایشان نازل فرمود و این خود دلیل بر این است که آن مرحوم مورد لطف پروردگار بوده. یادشان بخیر . امید است خدای تعالی ما را زیر سایه اینگونه از علماء اهل تزکیه نفس و مهذب بیش از پیش قرار دهد و ما را قدردان علمائی که اینگونه پاک و اهل تزکیه نفس و اهل معرفت نسبت به خاندان عصمت و طهارت اند قرار دهد .

  

25 / 2 / 1426

 16 / 1 / 1384

 5 / 4 / 2005

 

درباره خودم

 

 

 

از راست به چپ حضرت آية الله محمدی حضرت آیة الله شبیری حضرت آیة الله زنجانی و اینجانب در منزل طرقبه ما در مشهد

 

بسمه تعالی .......... من با جمعی از علماء و بزرگان رفاقت و صمیمیتی داشتم و غالباً با آنها رفت و آمد میکردم و مباحث علمی خوبی در فلسفه و فقه و اصول داشتیم . با بعضی از آنها صد در صد در اعتقادات و اخلاقیات موافق بودیم و با بعضی گاهی به بحث می نشستیم . موضوعیکه مورد بحث واقع می شد غالباً این بود که چرا در میان سه علمی که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم بر مسلمانان واجب کرده و فرموده( طَلَبُ العلمِ فَریضَةٌ عَلی کُلِ مُسلمٍ وَ مُسلمةٌ ) بیشتر از همه به فقه و اصول می پردازیم . چرا درباره مسائل مهم تزکیه نفس و اعتقادات آنقدر اهمیت نمی دهیم. مسئله تزکیه نفس که به قدری اهمیت دارد که خدای تعالی با یازده قسم در سوره (شمس) تمام رستگاریرا مربوط به آن دانسته است . چرا اهمییت نمی دهیم . که گاهی بعضی از علماء بزرگ را می بینیم به خاطر اهمیت ندادن به این مسئله جاه طلبی ها و ریاست طلبی ها و هواهای نفسانی زیادی در آنها مشاهده می شود و این مسائل را اگر کسی اجتهاداً تعقیب کند آنچنان که یک فقیهِ اصولی را با سواد می دانیم او را در این حد با سواد تصور نمی کنیم . بلکه گاهی او را بی سواد هم می دانیم مثلاً مثل مرحوم حاج ملا آقا جان زنجانی که نِحریری در علم اخلاق و تزکیه نفس و مربی اولیاء خدا بود بی سوادش می دانیم و آیة الله امینی صاحب الغد یر را که دراعتقادات زحمت زیادی کشیده بود و از هر مجتهد فقه و اصولی اهمییت کاریش بیشتر بود . مانند یک مرجع تقلید او را با سواد نمی دانیم همه دوستان در این موضوعات متفق بودند و لذا من از همان زمانها متوجه شدم که خدای تعالی بیشتر از همه از من می خواهد که به تحقیق درباره شناخت روح و سپس شناخت امراض روحی و بعد از آن معالجات امراض روحی و متخلق شدن به اخلاق الهی و تربیت اهل توبه و تقوی و سیر الی الله و تزکیه نفس که اهم علوم سه گانه است بپردازم . لذا در مدت چهل سال در کانون بحث و انتقاد دینی پاسخ سئولات ديني و اخلاقي را ميگفتم و به نظر خودم و واقعيتي كه معتقد بودم از هر كاري اهميت اين عمل بيشتر بود و توفيقات بيشتري هم پيدا كردم و بحمد الله نتائج فوق العاده ای هم به دست آمد که انشاء الله بعداً شرح آن گفته خواهد شد .

  

24 /2 / 1426

 15/1/1384

 4 /4 / 2005

 درباره خودم

 

 

 

مرحوم آية الله آقای حاج شیخ باقر ملکی تَرکی استاد تفسیر قرآن کریم

 

بسمه تعالی .......... یکی ار علماء بزرگ که از نظر اهل معنی اهمیت زیادی داشت و بسیار به این جانب لطف و عنایتی داشتند مرحوم آیة الله آقای حاج شیخ باقر تََرکی بودند . ایشان در تفسیر قرآن بوسیله احادیث مهارت خاصی داشتند که در میان مفسرین کم نظیر بودند. ما در دورانی که در قم مشغول تحصیل بودیم از درس تفسیر ایشان استفاده می کردیم و عده ای از علماء مانند مرحوم آیة الله حقی و شاگردان مرحوم میرزای اصفهانی به درس ایشان می آمدند. ایشان به قدری به من لطف داشتند که فرزند ارشدشان را به مدرسه ما فرستاده بود و او درآنجا مشغول تحصیل بود. من مکرر به تَرک که قریه ایست در اطراف میانه و به منزل ایشان رفته بودم و با ایشان بسیار خصوصی بودیم. در یک سفر حج همراه معظم له بودم و از ایشان استفاده های معنوی خوبی بردم . معظم له در سال 1324 قمری در تَرک متولد شده و عمر پر برکتشان را در علوم اسلامی در حد تدریس برای طلاب و فضلای حوزه علمیه ی قم گذراندند. معظم له مورد لطف زیادی از طرف آیة الله بروجردی واقع شده بودند و مرحوم آیة الله شریعتمداری به قدری به ایشان اظهار محبت می فرمود که در حوزه ی اختصاصی دارالتبلیغ که از طرف معظم له تاسیس شده بود مرحوم آیة الله آقای حاج شیخ باقر ملکی را وادار به تدریس برای علماء و فضلای حوزه قرار داده بودند. خدا ایشان را رحمت کند و با موالیانش محشورش فرماید.

  

23 / 2 / 1426

 14 / 1 / 1384

 3 / 4 / 2005

 درباره خودم

 

 

فاضل محترم مرحوم آقاي سيد ابوالحسن حافظيان

 

بسمه تعالي ...........يكي از دوستان و مواليان و كسي كه به من حق زيادي داشت مرحوم آقاي حافظيان بود. اين مرد بزرگ كه يكي از نوابغ روزگار بود به من خيلي لطف داشتند . من چيزهاي زيادي در علوم غريبه از او ياد كرفتم و او از شاگردان مرحوم آية الله نخودكي بود و سالها در هندوستان و در مشهد مشغول رياضت هاي شرعي بود .اواهل تزكيه نفس و دعا و معنويت بود. مرحوم آقاي حافظيان با اصرار خودش به عضويت كانون بحث و انتقاد ديني در آمده بود و رسما ماهيانه مبلغی به كانون كمك ميكرد. در مسجد صاحب الزمان به خاطر ترويج آن مسجد كه در محله بهائيها ساخته شده بود حضور مي يافت و با من نماز مي خواند. او در سال 1322 هجري قمري متولد شد و در سال 1379 هجري قمري ضريح حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام را با كمك شيعيان پاكستان و مردم ايران ساخت . مرحوم آقاي حافظيان از شاگردان مرحوم آية الله سيد موسي زرآبادي بود و در خدمت اين مرد بزرگ تزكيه نفس كرده بود و از محضر مرحوم آية الله شيخ مجتبي قزويني به اعتقادات حقه رسيده و در رياضت و علوم غريبه ، استاد فن بود. درباره مرحوم آية الله شيخ مجتبي قزويني ضمن اشعاري گفته است ( مجتبي شيخ عالم واستاد..... صاحب معرفت قرين سداد ....... واجد سر حكمت و ايمان ....... اوستاد معارف قرآن ......... در جوار رضا <ع> به فيض خفي ........ گشته آگه زحكمت رضوي ) خدا او را رحمت كند و با مواليانش محشورش نمايد.