یاری امام زمان(6)

 

مردم را به حقيقت راهنمايي كنيد و زمينه ساز ظهور باشيد

 

  لذا شما دوستان امام زمان عليه السلام بايد خودتان را بسازيد و در برابر انحرافات فكري كه در بين شيعيان وجود دارد بايستيد و كوشش كنيد اين اخلاق و افكار منحرف شده از صراط مستقيم به جاده اصلي برگردند و براي ظهور امام زمان عليه السلام مقاومت نكنند . چون وقتي انسان فكرش با فكر دین تطبیق نمي كند وقتي فكر مي كند آقا مي خواهند تشريف بياورند ، در داخل مغزش مقاومت مي كند و دلش نمي خواهد كه حالا ظهور انجام بشود ، اين روحيات و حالت ها ظهور را مرتب به عقب مي اندازد و اين افراد دائما با خودشان مي گويند اي كاش آقا كمي ديرتر تشريف بياورند تا ما خودمان را درست كرده باشيم . پس معلوم مي شود تو آماده نيستي و اگر آماده بودي ، اگر عاشق بودي يك لحظه هم حاضر نبودي امام زمانت خانه نشين باشد. آن وقت تو يك عمر اين طور فكر مي كني . اگر مردم اين طور نبودند و مشتاق آن حضرت بودند و افكارشان را عوض مي كردند و قدري از صفات رذيله فاصله مي گرفتند ديگر علاقه اي به زمان غيبت نداشتند و نمي توانستند اين زمان پربلا را تحمل كنند و يقينا فريادشان بلند مي شد و اولين تقاضاي زندگي روزمره آنها ظهور امام زمان عليه السلام و پايان زمان غيبت مي شد

 

یاری امام زمان(5)

عيدي كه مصيبت است

شما يك قدري در اعمال اين يك ماه قبل و بعد به اصطلاح عيد نوروز فكر كنيد  ببينيد اگر كسي در خارج به ما نگاه كند و بخواهد اسلام علي بن ابي طالب عليه السلام كه مركزش در ايران است – و الان دنيا متوجه وجود امام زمان عليه السلام شده و بالاخره اهل تحقيق از خارج به ما تمركز پيدا مي كنند ، - اگر بخواهند اين اسلام نابي كه در ايران تجلي پيدا كرده و برايش انقلاب كرده ايم و هشت سال جنگ كرده ايم و خون ها داده ايم ، بررسي و به حقانيت آن پي ببرند ، آيا اين اعمال زشت ما پرده ي سياهي روي چهره ي امام زمان عليه السلام و چهره ي علي بن ابي طالب عليه السلام نمي اندازد و آنها را از اين اسلام ناب فراري نمي دهد و در نتيجه زمينه هاي ظهور را ضعيف كرده يا از بين نمي برد ؟  كجا هستيم و چه مي كنيم و امام زمانمان چقدر از كارهاي ما اذيت و محزون مي شوند؟

  اين چه عيدي است كه به جاي خوشحالي همه را غم و مصيبت فرا مي گيرد ، آن از بازارهاي ما كه چه مصيبتي و چه قدر مفاسد در آن در اثر اختلاط زن و مرد و خريد عيد به وجود مي آيد يا از اين طرف در خانه زن به شوهرش فشار مي آورد كه بايد فلان چيزها را بخري و مرد مصيبت دارد كه چطور اينها را تهيه كند . از آن طرف ، شخصيتهاي اول فاميل بايد در اين ايام فرار كنند كه اين بچه ها هجوم مي آورند و عيدي مي خواهند يا آن مهماني هاي مخلوط زن و مرد و آن همه مفاسد و بي بند و باري و بعد هم جوان هايي كه اين پدر و مادرها آنها را تربيت كرده اند معلوم است چه مي كنند چون قرآن را كه از آنها گرفته ايم و تربييتهاي قرآن و اهل بيت عليهم السلام را به آنها نرسانده ايم معلوم است كه فكر مي كنند بي بند و باري و معصيت كردن از آسمان برايشان نازل شده كه بايد چنين باشند و آن وقت چنين نسلهايي چگونه پذيراي امام زمان عليه السلام هستند و براي ظهور امام زمان عليه السلام لحظه شماري خواهند كرد؟

نتيجه اين بيگانگي ها و حاصل همه ي اينها ، عقب افتادن ظهور حضرت بقية دالله ارواحنافداه است كه تا به حال قرن ها و قرن ها عقب افتاده و خود ما چوب اين عقب افتادگي ها را مي خوريم و اين همه مصيبت و بدبختي مي كشيم .

اميدوارم خداي تعالي ما را از خواب غفلت بيدار كند و افكارمان را در صراط مستقيم دین قرار دهد ، تا قلب امام عصر ارواحنافداه را خوشحال و زمينه ي ظهورش را كه بر افكار مردم استوار مي شود ، آماده كنيم.

یاری امام زمان (4)

  دوري ما از معارف اهل بيت عليهم السلام باعث رشد خرافات در جامعه شده است

  آن از مراسم چهارشنبه سوري كه چه مصيبت ها به بار مي آورد ، چه اذيت ها و آزارها توليد مي كند و آن هم از بي عقلي موقع تحويل سال كه آبروي ما را مي برد . من يك سال موقع تحويل سال در مسجدالحرام با عالم بزرگ مكه نشسته بودم و اصلا يادم نبود چه موقع تحويل سال است يكدفعه ديدم ايراني ها سوت مي كشند و دست مي زنند .

آن عالم گفت : چه شده ؟ چه خبر است ؟ من يكدفعه يادم آمد كه موقع تحويل سال است و اين ها دارند براي لحظه ي تحويل سال خوشحالي  مي كنند . خوب چه كار كنم بايد يك طوري آبروي ايراني ها را نگه دارم . لذا شروع به توجيه كردن و مقدمه چيني و به آن عالم گفتم ايران يك كشور سردسيري است و مردم در اثر طولاني بودن زمستان خسته مي شوند و منتظر بهار هستند لذا موقع شروع بهار خوشحالي مي كنند .

آن عالم گفت : خوب حالا كه اينجا هوا سرد نيست براي چه  خوشحالي مي كنند ؟ گفتم : خوب اينها عادت كرده اند اين موقع را خوشحال باشند.

حالا اگر آن عالم خبر داشت كه ما در چهارشنبه سوري چكار مي كنيم و در مثلا موقع تحويل سال چقدر در حرم امام رضا عليه السلام ازدحام مي كنيم كه گاهي عده اي زير دست و پا كشته مي شوند و در سيزده بدر چه خرافاتي داريم ، ديگر آبرويي براي ما باقي نمي ماند.

من اگر قدري مسئله را بازتر كنم و بگويم  كه اصل و ريشه ي اين كارها از بت پرستان قديم ايران و كساني كه در كنار رود ارس زندگي مي كردند بوده مسئله خيلي بغرنج مي شود زيرا در روايات دارد كه آنها دوازده بت به نامهاي  فروردين و اردي بهشت و خرداد و همين ماه ها كه داريم ، داشتند و دوازده روز اينها را مي پرستيدند و روز سيزدهم در صحرا پخش مي شدند و حتي وقتي پيغمبرشان آمد آنها را از اين كار نهي كرد گرفتند او را كشتند و در چاه انداختند

 طبق تربيت قرآن و اهل بيت عليهم السلام بايد عيد غدير عيد ما باشد

  به خدا قسم اينها خلاف دین ما است خلاف آن روشي است كه خداي تعالي براي ما پسنديده چون خداي تبارك و تعالي براي عيد و شادي ما ايام عيد غدير را گذاشته كه صريحا فرموده « اليوم اكملت لكم دينكم ... » نه اين خرافات و بدبختي ها را كه اگر يكي دو تا روايت هم از ائمه عليهم السلام درباره ي عيد نوروز نقل شده اينها به خاطر تقيه است كه يك نمونه اش اين است كه وقتي هارون الرشيد آمد ايران و اين مراسم نوروز را ديد ، خوشش  آمد- و اينها معمولا از اينكه تعظيم شوند خوششان مي آمد – و دستور داد رسما اين مراسم برپا شود و بيايند تبريك بگويند و او حضرت موسي بن جعفر عليه السلام را مجبور كرد كه بنشيند و مردم نوروز را به ايشان تبريك بگويند.

یاری امام زمان(3)

 

 ريشه انحرافات ما ، محور قرار دادن افكار بشري ، و بي توجهي به معارف اهل بيت عليهم السلام است

نمونه اي ديگري از انحرافات فكري ما ، كه تاثير زيادي در تاخير امر ظهور حضرت بقية الله ارواحنافداه گذاشته بي توجهي به قرآن و اهل بيت عليهم السلام و در مقابل توجه به فلاسفه و دانشمندان بشري است كه تا مثلا گفته مي شود اين جمله را سقراط  يا افلاطون يا فلان دانشمند ديگر ،‌خصوصا اگر يك اسم خارجي داشته باشد چشمها خيره و دهان ها باز مي ماند كه عجب مطالب علمي است و هر طور هست آن حرف را علم و دانش مي دانيم و باورمان مي آيد ، اما اگر گفتيم قرآن  به صراحت  اين مطلب را بيان كرده يا امام صادق و امام باقر عليهما السلام اين مطلب را گفته اند ، زياد باورمان نمي آيد و حتي  آن قدر دينمان براي ما بي ارزش شده كه در نظر بسياري از ما – كه فقط اسم مسلمان بر ما گذاشته شده – بين خرافات و علم قرار گرفته است يعني اگر گفتيم علم چنين مي گويد ،‌فورا ذهنمان مي رود  به علوم مادي كه بسياري از اين علوم فرضيات است نه علوم واقعي و هيچ وقت با گفتن كلمه ي علم ، ذهنمان سراغ آيات قرآن و كلمات ائمه اطهار عليهم السلام نمي رود.

 اين مصيبت از بالاترين مصيبتها براي اسلام است كه قرآن و روايات اهل بيت عليهم السلام را كه منبع علوم واقعي براي بشر هستند و هر چه علم در جهان يافت مي شود از اين منبع سرچشمه گرفته است را يا مساوي ، يا العياذ باالله پايين تر از علوم دانشمندان تصور كنيم كه وقتي گفته مي شود علم ، ذهنمان سراغ علوم مادي دانشمندان  بشري مي رود و اگر بخواهيم كلام قرآن و روايات را از لحاظ علمي بحث كنيم بايد بياييم به اين علوم ظاهري و مادي ارتباط بدهيم ، آيا اين مصيبت عظمي نيست.؟

من براي شما ثابت مي كنم كه اين مصيبت ، مصيبت واقعي است كه كشته شدن ائمه اطهار عليهم السلام  و غيبت امام زمان عليه السلام از آثار اين مصيبت است چون وقتي ما آن ارزش لازم را به قرآن و اهل بيت عليهم السلام و كلماتشان نداديم ، از جان و دل هم براي حفظ آنها سرمايه گذاري نمي كنيم و آنها را در برابر دشمنان تنها مي گذاريم وغربت قرآن و امام زمان عليه السلام از همين جا به وجود مي آيد و حتي خداي تعالي از زبان رسول اكرم صلي الله عليه و آله اين شكايت را از امت مسلمانان بيان مي كند كه : « وَ قَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ اِنَّ قَوْمِي اتّخَذوا هَذَا القُرْآنَ مَهْجُوراً» (فرقان 30 ) « و رسول ما عرضه داشت ؛ خدايا قوم من ، اين قرآن را به حال خود رها كردند.»

نتيجه ي اين بي اهميتي به قرآن و رها كردن آن و به سراغ ديگران رفتن و به ديگران اهميت دادن و علم را در جاي ديگر جستجو كردن همين مصائبي است كه از اول تا به حال در اسلام به وجود آمده و ما امروز بر سر سفره اي نشسته ايم كه ديگران براي ما غذاي علمي مي گذارند و معلوم است كه حال و روزمان با اين علوم چه حالي مي شود.

اين غذاها كه رنگ و لعاب علم به آن داده اند ما را با علم حقيقي كه معارف قرآن است بيگانه كرده و دین ما روش زندگي ما با قرآن و روايات خيلي بيگانه شده ، به چيزهايي كه دین نگفته آن قدر مقيد هستيم كه حد و حساب ندارد مثلا همين خرافات و بدبختي هاي يك ماهه ي نوروزي كه لااقل از يك هفته قبل از نوروز تا بيست روز بعدش همه جا عقل از سرمان مي رود ، كار و كسب و ادارات و مدارس تعطيل مي شود و مردم آزاري ها شروع مي شود .

 آخر اين چه روشي است براي خودمان اختراع كرده ايم ، آ يا اين روش زندگي را اسلام به ما فرموده ، آيا قرآن و روايات فرموده اند  كه اين همه بدبختي براي خودتان درست كنيد.

 

یاری امام زمان(2)

موانع ظهور حضرت بقية الله ارواحنافداه را برطرف كنيد

  من به مناسبت روزهايي كه در پيش داريد ، يكي از انحرافات را متذكر مي شوم تا دوستان امام زمان عليه السلام به ديگران اين حقايق را متذكر شوند و آن مسئله ي خرافاتي است كه در دین وارد كرده اند.

دشمن بشر كه يكي شيطان است و يكي نفس جاهل خود انسان ، در سر راه حركت بشر به سوي حق و صراط مستقيم ، موانع بزرگي ايجاد كرده اند كه گاهي به خاطر برخورد با اين موانع ، ائمه عليهم السلام به شيعيانشان تعليم داده اند كه حتما بايد تقيه كنيد و در همه جا ، با اين موانع درگير نشويد بلكه مثل جاده اي كه قطع شده و از كنار آن راه مختصر خاكي باز كرده اند ، از راه كنار گذر برويد .

شما نگران اين جسارتهايي كه به پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله در مطبوعات غرب كردند نباشيد ، اينها بر عكس ، ضررش به خود آنها برمي گردد و خداوند از پيغمبرش هم به وسيله مومنين و هم به طور مستقل دفاع مي كند ، بيشتر نگراني شما از اين باشد كه ببند افکارشان با آنچه دین به شما گفته تطبیق نمي كند

 استعمارگران اول زبان عربي كه زبان خداست را از ما گرفتند تا با دينمان بيگانه شويم كه متاسفانه خيلي بيگانه شده ايم

 مثلا يك نمونه اش اين است  كه خداوند عالم كلام خودش را به زبان عربي براي بشر فرستاده تا كلام رسمي و زبان بين المللي  مردم باشد و مردم جهان با كلام  خدا و حقايق دین آشنا شوند و علوم آسماني به وسيله اين زبان روان و گويا مثل آب حيات بخش كه درب باغ جاري مي شود و درختان را زنده كند اما سياستمداران بزرگ جبهه كفر و نفاق اين را بر عكس كردند و هر زباني را در دنيا پروبال دادند جز زبان عربي و بيشتر زبان انگليسي را ترويج كردند چون استعمار انگليس مي خواست بر دنيا مسلط باشد لذا زبان دنيا را عوض كردند.

 حالا ما از آنها توقعي نداريم ، اما از خودمان گله داريم كه چرا ما كه خودمان را پيرو قرآن و اهل بيت عليهم السلام مي دانيم و اين چنين هستيم و آن قدر شيفته و فريفته زبان انگليسي هستيم كه وقتي مي گويند زبان مي خوانيم و هيچ اسمي نبريم كه چه زباني ، يقينا منظور زبان انگليسي است ، چرا ؟، چون اين زبان برايمان مهم شده و زبان قرآن اهميتي ندارد و جوانان ما با زبان قرآن اصلا آشنا نيستند و نتيجه اش اين مي شود كه مي بينيم با معارف دین و قرآن بيگانه اند و طبعا جواني كه داراي جنب و جوش و فعاليت است وقتي فعاليتش هدايت نشود ، همين مراسم خرافي مثل چهارشنبه سوري و بدبختي هاي ايام نوروز و سيزده بدر و امثال به وجود مي آيد.

                                                               

یاری امام زمان (1)

ياري امام زمان در چست ؟

  يك جمله اي را هم به دوستان بگويم كه یاری امام زمان در چست ؟ آيا اين است كه  معمولا ما فكر مي كنيم كه وقتي آقا ظهور بفرمايند شمشيري به دست بگيريم و جلوي آن حضرت دشمن را بكشيم ؟ اين يك كاري است كه وقتي ظهور بشود انجام خواهد شد و مسئله ي جنگ  ، چيز زياد مهمي نيست و آن حضرت با سلاحي كه دارند و تدابيري كه دارند زود حل مي شود و كار حضرت بر زمين نمی ماند و پيش مي رود ، آنچه مهم است قبل از ظهور است .

 چيزي كه خيلي به ذهنم خطور مي كرد براي دوستان كه شايد وظيفه ام باشد بگويم اين بود كه : « یاری امام زمان عليه السلام چيزي است كه الان كمك به آن حضرت باشد ». يعني الان بايد كاري كرد كه شيعيان آن حضرت در زمان غيبت طوري تربيت بشوند كه افكارشان با افكار حضرت بقية الله ارواحنافداه مطابقت داشته باشد و در صراط مستقيم دین باشند و امام عصر ارواحنافداه آنها را هم راه و هم فكر خودشان ببينند نه آنكه افكار و اعمالشان نشان دهد كه خيلي با آن بزرگوار همراه نيستند و فقط شعار مي دهند .

در روايات دارد كه شيعيان حقيقي اهل بيت عليهم السلام مسئولين و كارگزاران حكومت حضرت ولي عصر عليه السلام خواهند بود شيعياني كه اعمال و افكار و اخلاقشان در صراط مستقيم دین و امام زمان عليه السلام باشد.

شما نمی دانيد از روزي كه علي بن ابي طالب عليه السلام  را خانه نشين كردند چقدر اين اتوبان و شاهراه صراط مستقيم دین ، آسيب ديده و نگذاشته اند جاده ، صاف و بدون دست انداز و سالم باقي بماند .مرتب آمدند

و با افكار و سليقه هاي خودشان به راه راست و مستقيم تجاوز كردند . حتي گاهي مثل اتوباني كه حفره اي ايجاد شده و بايد از راه فرعي رفت و دوباره به جاده برگشت كه متاسفانه  ما شيعيان چنين شده ايم و افكارمان با حفره ها آسيب ديده و آن طور كه بايد در صراط مستقيم نيستيم .

بسياري از احكام و مسائل دین هست كه ما اگر عملا با آنها مواجه بشويم  در برابرش مقاومت مي كنيم و تسليم نم شويم وبا هزار بهانه و توجيه و دليل من درآوردي افكار ناقص خودمان را پياده مي كنيم نه آن چيزي كه دین گفته است كه اگر من بخواهم مثال بزنم شايد به خيلي ها بر خورد كند و ناراحت شوند چون خيلي جاها هست كه طبق سليقه و فكر خودشان زندگي مي كنند نه آن طور كه امام زمان عليه السلام مي خواهند و دوست دارند .

 

عیدتان مبارک

 

میلاد پیامبر رحمت و مهربانی حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و همچنین میلاد امام جعفر صادق علیه السلام را محضر آقا ولی عصر (عج) و شما عزیزان تبریک عرض می نمایم.

از خداوند بخواهیم تا هر چه زودتر فرج آقای عزیز و مهربان ما را برساند:

« اللهم عجل لولیک الفرج»

خدایا عیدی ما را فرج آقایمان قرار بده.

28 صفر و ...

 

شهادت جانگداز پیامبر اکرم و همچنین شهادت امام حسن مجتبی و حضرت علی بن موسی الرضاعلیه السلام بر حضرت بقیة لله ارواحنافداه تسلیت باد

بعد روحی پیامبر اکرم را بشناسیم

 خداي‌ تعالي‌ وقتي‌ مي‌خواست‌ عالم‌ را ايجاد كند اوّل‌ چيزي‌ كه‌ خلق‌ كرد روح‌ «رسول‌ اكرم‌»  صلي‌ الله‌ عليه‌ و آله‌بود چنانكه‌ در رواياتي‌ خود آن‌ حضرت‌ مي‌فرمايد: اوّل‌ چيزي‌ كه‌ خداي‌ تعالي‌ خلق‌ فرمود روح‌ من‌ بود( قال‌ رسول‌ اللّه‌   : «اوّل‌ ما خلق‌ اللّه‌ نوري‌». بحارالانوار جلد 1 صفحة‌ 97. )‌

             در بعضي‌ روايات‌ از همين‌ روح‌ تعبير به‌ «نور» شده‌ زيرا همة‌ علوم‌ را خداي‌ تعالي‌ در وجود اين‌ روح‌ قرار داده‌ بود.

             در بعضي‌ روايات‌ از اين‌ روح‌ تعبير به‌ «عقل‌» شده‌. زيرا آن‌ حضرت‌ از كثرت‌ معرفت‌ به‌ مقام‌ كامل‌ عبوديّت‌ رسيده‌ و معرفتش‌ او را عقال‌ كرده‌ بود.

             در بعضي‌ روايات‌ از اين‌ روح‌ به‌ «روح‌القدس‌» يعني‌ روح‌ پاك‌ تعبير شده‌. زيرا او از هرگونه‌ پليدي‌ و نقص‌، پاك‌ و مبرّا بوده‌ است‌.

             در بعضي‌ روايات‌ از اين‌ روح‌ به‌ «قلم‌» تعبيرشده‌. زيرا او واسطة‌ پخش‌ معارف‌ الهيه‌ بوده‌ است‌.

             در بعضي‌ روايات‌ از اين‌ روح‌ به‌ «لوح‌محفوظ‌» تعبير شده‌. زيرا روح‌ مقدّس‌ آن‌ حضرت‌ حافظ‌ اسرار الهي‌ بوده‌ است‌.

             در بعضي‌ روايات‌ از اين‌ روح‌ به‌ «وجه‌اللّه‌» تعبير شده‌. زيرا او مظهر صفات‌ و اسماء الهي‌ بوده‌ است‌.

             در بعضي‌ روايات‌ از اين‌ روح‌ به‌ «يداللّه‌» تعبير شده‌. زيرا آن‌ حضرت‌ مظهر قدرت‌ پروردگار بوده‌ است‌.

             در بعضي‌ روايات‌ از اين‌ روح‌ به‌ «عين‌اللّه‌» تعبير شده‌. زيرا محيط‌ بر اعمال‌ خلائق‌ بوده‌است‌.

             در بعضي‌ روايات‌ از اين‌ روح‌ به‌ «اُذن‌اللّه‌» تعبير شده‌. زيرا روح‌ مقدّس‌ آن‌ حضرت‌ واسطة‌ قضاء حوائج‌ مردم‌ بوده‌ است‌.

             در بعضي‌ روايات‌ از اين‌ روح‌ به‌ «مشيّة‌ اللّه‌» تعبير شده‌. زيرا آن‌ حضرت‌ واسطة‌ خلقت‌ بوده‌ است‌.

او در مدّتي‌ كه‌ در دنيا بود تمام‌ عوالم‌ هستي‌ بخاطر او متوجّه‌ زمين‌ شده‌ بودند و جبرئيل‌ و ملائكة‌ مقرّب‌ الهي‌ در دنيا رفت‌ و آمد مي‌كردند و مركز توجّهات‌ الهي‌ كرة‌ زمين‌ بود و دنيا در ميان‌ كرات‌ ديگر عظمت‌ خاصّي‌ پيدا كرده‌ بود

 او وجه‌اللّهي‌ بود كه‌ وقتي‌ اولياء خدا در آسمانها و زمين‌ مي‌خواستند به‌ خداي‌ تعالي‌ متوجّه‌ شوند به‌ او متوجّه‌ مي‌گرديدند.

 روح‌ مقدّس‌ او به‌ قدري‌ داراي‌ ظرفيّت‌ بود كه‌ خداي‌ تعالي‌ بر او منّت‌ گذاشته‌ و مي‌گويد:  «اَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ» سورة‌ انشراح‌ آية‌ 1. ‌  در شرح‌ صدر  «پيامبر اكرم‌» همين‌ كافي‌ است‌ كه‌ بدترين‌ خلق‌ خدا و خبيث‌ترين‌ موجود عالم‌ هستي‌ را كنار خود مي‌پذيرفت‌ و او را به‌ خود نزديك‌ مي‌كرد و به‌ هيچ‌ وجه‌ به‌ روي‌ او اعمال‌ بد آينده‌اش‌ را نمي‌آورد و از بي‌ايماني‌ او ابراز تنفّر نمي‌فرمود.

 در وسعت‌ ظرفيّت‌ قلب‌ مقدّسش‌ همين‌ كافي‌ است‌ كه‌ علوم‌ اوّلين‌ و آخرين‌ و حكمت‌ الهي‌ را خداي‌ تعالي‌ در قلبش‌ به‌ وديعت‌ گذاشته‌ كه‌ فرموده‌:  «واودعته‌ علم‌ ما كان‌ و ما يكون‌ الي‌ انقضاء خلقك‌» (فقره‌اي‌ از دعاي‌ ندبه0). روح‌ مقدّس‌ او به‌ قدري‌ مهربان‌ بود كه‌ مظهر اتمّ مهرباني‌ خداي‌ رحمن‌ و رحيم‌ بوده‌ كه‌ درباره‌اش‌ مي‌فرمايد:  «عزيز عليه‌ ما عنتم‌».

 و خُلق‌ نيكوي‌ او به‌ قدري‌ در سطح‌ بالا بود كه‌ خداي‌ تعالي‌ درباره‌اش‌ مي‌فرمايد:  «انّك‌ لعلي‌ خلق‌ عظيم‌»  روح‌ مقدّس‌ او به‌ قدري‌ محبوب‌ خداي‌ تعالي‌ بود كه‌ او در زبان‌ ملائكه‌ و ارواح‌ انبياء معروف‌ به‌ «حبيب‌ اللّه‌» بوده‌ است‌.

برگرفته از کتاب رسول اکرم نوشته ی حضرت استاد سید حسن ابطحی دام ظله العالی

کریم اهل بیت

 

در احاديث‌ بسياري‌ كه‌ سنّي‌ و شيعه‌ نقل‌ كرده‌اند آمده‌ كه‌ رسول‌ اكرم‌ صلي‌ الله‌ عليه‌ و آله‌ فرمود:

     كسي‌ كه‌ حسنم‌ را دوست‌ بدارد مرا دوست‌ داشته‌ و كسي‌ كه‌ مرا دوست‌ بدارد خدا را دوست‌ داشته‌ است‌ ـ( بحارالانوار جلد 43 صفحة‌ 304.)

 نگاهی گذرا به زندگانی امام حسن علیه السلام

 1- تولد ایشان

 تمام‌ مردم‌ مسلمان‌ حضرت‌ امام‌ مجتبي‌ عليه‌ السلام‌ را به‌ عنوان‌ سبط‌ اكبر حضرت‌ خاتم‌ انبياء صلي‌ الله‌ عليه‌ و آله‌ و فرزند ارشد اميرالمؤمنين‌ عليه‌ السلام‌ و اوّلين‌ فرزند فاطمة‌ زهراء عليها السلام‌ و دوّمين‌ امام‌ و سوّمين‌ حجّت‌ خدا و چهارمين‌ معصوم‌ مي‌شناسند.

 او كه‌ در روز سه‌شنبه‌ نيمة‌ ماه‌ مبارك‌ رمضان‌ سال‌ دوّم‌ هجری 15 رمضان‌ المبارك‌ سال‌ دوّم‌ هجري‌ قمري‌ مصادف‌ بوده‌ است‌ با 23 اسفند سال‌ دوّم‌ هجري‌ شمسي‌ و همزمان‌ با 11 مارس‌ سال‌ 624 ميلادي‌ دنيا را به‌ نور جمالش‌ منوّر كرد و در دامن‌ پاك‌ و مطهّر حضرت‌ فاطمة‌ زهراء عليها السلام‌ متولّد شد.

پيغمبر اكرم‌اسمش‌ را « حسن‌ » و كنيه‌اش‌ را « ابا محمّد » گذاشت‌.

2- خصوصیات ظاهری

 حضرت‌ مجتبي‌ عليه‌ السلام‌ بسيار زيبا بودند، پوست‌ صورتشان‌ سفيد و كمي‌ گلگون‌، چشمهاي‌ مباركشان‌ سياه‌ و درشت‌ بود، گونه‌هايشان‌ نرم‌ و محاسنشان‌ پرپشت‌ بود، موي‌ سرشان‌ مجعّد، گردنشان‌ نقره‌اي‌، شانه‌هايشان‌ پهن‌ و اندامشان‌ مناسب‌ و در ملاحت‌ و جذّابيّت‌ و زيبائي‌ كسي‌ مانند آن‌ حضرت‌ نبود وقتي‌ به‌ در خانه‌ مي‌نشستند عابرين‌ از رفتن‌ باز مي‌ماندند و مي‌ايستادند و كوچه‌ از جمعيّت‌ پر مي‌شد، همه‌ مبهوت‌ جمال‌ مباركشان‌ بودند. پدر و جدّشان‌ بهترين‌ خلق‌ خدا و مادرشان‌ بهترين‌ زنان‌ جهان‌ بود.

 3- بعد روحی و ملکوتی

 او داراي‌ حلم‌ عجيبي‌ بود كه‌ در مقابل‌ دشمنان‌ علي‌ بن‌ ابيطالب‌ عليه‌ السلام‌ صبر مي‌كرد و از قدرت‌ خدادادي‌ خود، عليه‌ آنان‌ به‌ خاطر بندگي‌ خدا عكس‌العملي‌ از خود نشان‌ نمي‌داد و از قدرت‌ خود استفاده‌ نمي‌كرد

 او كينة‌ احدي‌ جز دشمنان‌ خدا را در دل‌ نداشت‌ و براي‌ خدا دوستان‌ خدا را دوست‌ مي‌داشت‌ و براي‌ خدا دشمنان‌ خدا را دشمن‌ مي‌داشت‌.

     او احاطة‌ علمي‌ بر ماسوي‌ اللّه‌ داشت‌ و اگر مي‌خواست‌ از حالات‌ هر موجود ريزي‌ ولو آنكه‌ در اعماق‌ زمين‌ و يا در آسمانها باشد اطّلاع‌ پيدا كند مطّلع‌ مي‌شد.

      او از هرگونه‌ گناه‌ و خطا و سهو و نسيان‌ دور بود و از همة‌ اينها معصوم‌ بود.

      او به‌ قدري‌ به‌ خداي‌ تعالي‌ نزديك‌ بود كه‌ دستش‌، دست‌ خدا و چشمش‌، چشم‌ خدا و گوشش‌، گوش‌ خدا و اراده‌اش‌، ارادة‌ الهي‌ محسوب‌ مي‌شد.

      او مانند رسول‌ اكرم‌ صلي‌ الله‌ عليه‌ و آله‌ داراي‌ خُلق‌ نيكو و عظيمي‌ بود كه‌ مردم‌ از حُسن‌ خُلقش‌ در شگفت‌ بودند.

      او مانند رسول‌ اكرم‌ صلي‌ الله‌ عليه‌ و آله‌ نسبت‌ به‌ مردم‌ به‌ قدري‌ مهربان‌ بود كه‌ حاضر نبود لحظه‌اي‌ انساني‌ در ناراحتي‌ بسر ببرد و به‌ فرمودة‌ قرآن‌ مصداق‌ صحيح‌ « عَزيزٌ عَلَيْهِ م'ا عَنِتُّمْ »(سورة‌ توبه‌ آية‌ 28.)  يعني‌ سخت‌ است‌ بر او كه‌ شما ناراحت‌ باشيد. بود.

      او به‌ قدري‌ سخاوت‌ داشت‌ كه‌ فقرا و مساكين‌ دائماً از خوان‌ احسانش‌ بهره‌مند مي‌شدند و مظهر اتمّ « وَ يُؤْثِرُونَ عَلي‌' اَنْفُسِهِمْ وَلَوْ ك'انَ بِهِمْ خَص'اصَةٌ »‌ (سورة‌ حشر آية‌ 9.) يعني‌ آنان‌ ايثار مي‌كنند و آنان‌ را بر خود ترجيح‌ مي‌دهند اگر چه‌ خود آنها دست‌تنگ‌ باشند. بود.

      او پناه‌ بي‌پناهان‌ و پيشواي‌ پرهيزكاران‌ بود.

      او داراي‌ شجاعتي‌ بود كه‌ اگر مصالح‌ اقتضا مي‌كرد يك‌ تنه‌ بر تمام‌ لشگريان‌ معاويه‌ و غيره‌ غلبه‌ مي‌فرمود.

      او به‌ قدري‌ در بندگي‌ خدا و محبّت‌ به‌ خدا كامل‌ بود كه‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ غير خدا را در هيچ‌ كار مؤثّر نمي‌دانست‌ و تنها به‌ خداي‌ تعالي‌ متّكي‌ بود.

      او يك‌ كلمه‌ روي‌ هواي‌ نفس‌ سخن‌ نمي‌گفت‌ و كلمات‌ او همان‌ سخنان‌ خداي‌ تعالي‌ و پيغمبر اكرم‌ صلي‌ الله‌ عليه‌ و آله‌ بود.

      او واسطة‌ بين‌ خدا و خلق‌ بود.

      او وصيّ رسول‌ اكرم‌ صلي‌ الله‌ عليه‌ و آله‌ بود.

      او بقيّة‌اللّه‌ و شريك‌ القرآن‌ بود.

      و بالاخره‌ اگر هر يك‌ از خوبيها در دنيا ياد مي‌شد او اصل‌ و فرع‌ و اوّل‌ و آخر آن‌ خوبي‌ بود  ( اقتباس‌ از جملة‌ زيارت‌ جامعه‌ كه‌ در حقّ ائمّة‌ اطهار  :  مي‌فرمايد: «ان‌ ذكر الخير كنتم‌ اوّله‌ و اصله‌ و فرعه‌ و معدنه‌ و مأواه‌ و منتهاه)‌

      ۴-نگاهی کوتاه به شهادت مظلوم تاریخ

معاويه‌ از يك‌ طرف‌ حسادت‌ زيادي‌ به‌ عظمت‌ و مقام‌ والاي‌ امام‌ مجتبي‌ عليه‌ السلام‌ كه‌ در بين‌ مردم‌ پيدا كرده‌ بود، ناراحت‌ بود و از طرف‌ ديگر قصد داشت‌ «يزيد» پسرش‌ را به‌ جاي‌ خود بنشاند و او را به‌ خلافت‌ معرّفي‌ كند. لذا بخاطر اين‌ ارادة‌ ناپاك‌، ناگزير بود كه‌ امام‌ مجتبي‌ عليه‌ السلام‌ را هر طوري‌ كه‌ هست‌ شهيد كند.

      معاويه‌ نامه‌اي‌ به‌ پادشاه‌ روم‌ نوشت‌ و از او سمّي‌ كه‌ مهلك‌ فوري‌ باشد تقاضا كرد، او هم‌ سمّي‌ اين‌ چنين‌ در شيشه‌ كرد و براي‌ معاويه‌ فرستاد.

 معاويه‌ مخفيانه‌ كسي ـ بعضي‌ گفته‌اند كه‌ اين‌ واسطه‌ «مروان‌ بن‌ حكم‌» بوده‌ است‌.  را نزد «جعده‌» دختر «اشعث‌ بن‌ قيس‌» كه‌ آن‌ روزها همسر امام‌ مجتبي‌ عليه‌ السلام‌ بود، فرستاد و به‌ او وعده‌ كرد كه‌ اگر بتواند امام‌ مجتبي‌ عليه‌ السلام‌ را بوسيلة‌ آن‌ سمّ شهيد كند، به‌ او صد هزار درهم‌ بدهد و چند مزرعه‌ از مزارع‌ اطراف‌ كوفه‌ را در اختيار او قرار دهد و شعب‌ سوراء (كه‌ قرية‌ خوش‌ آب‌ و هوائي‌ در اطراف‌ عراق‌ بوده‌) را ملك‌ او بكند و از همه‌ مهمتر او را براي‌ يزيد خواستگاري‌ نمايد.

      «جعده‌» فريب‌ وعده‌هاي‌ معاويه‌ را خورد و تصميم‌ گرفت‌ كه‌ امام‌ مجتبي‌ عليه‌ السلام‌ را شهيد كند.

      لذا «جعده‌» آن‌ سمّ را در ظرف‌ شيري‌ ريخت‌ و در سر سفره‌ افطار آن‌ حضرت‌ گذاشت‌ امام‌ مجتبي‌ عليه‌ السلام‌ وقتي‌ خواستند بوسيلة‌ شير روزه‌شان‌ را باز كنند مقداري‌ از آن‌ شير را آشاميدند سپس‌ متوجّه‌ شدند كه‌ مسموم‌ گرديده‌اند. لذا رو به‌ جعده‌ كردند و فرمودند: « انّا للّه‌ و انّا اليه‌ راجعون‌ ».

      اي‌ دشمن‌ خدا مرا كشتي‌ خدا تو را بكشد. به‌ خدا قسم‌ پس‌ از من‌ كسي‌ براي‌ تو بهتر از من‌ نخواهد بود. تو را آن‌ فاسق‌ ملعون‌ و دشمن‌ خدا (معاويه‌) گول‌ زده‌ و مسخره‌ات‌ كرده‌ و خدا تو و او را ذليل‌ كند و شما را به‌ جزاي‌ گناهانتان‌ برساند.

      امام‌ مجتبي‌ عليه‌ السلام‌ در اثر خوردن‌ آن‌ سمّ چهل‌ روز مريض‌ بودند و سپس  در روز 28 ماه‌ صفر سال‌ پنجاهم‌ هجري که مصادف‌ بوده‌ است‌ با 10 فروردين‌ سال‌ 49 هجري‌ شمسي‌ مطابق‌ با عليه‌ السلام‌2 مارس‌ سال‌ 670 ميلادياز دار دنيا رحلت‌ فرمود

 

برگرفته از کتاب امام حسن مجتبی نوشته حضرت آیت الله سید حسن ابطحی دام ظله العالی