28 صفر و ...
شهادت جانگداز پیامبر اکرم و همچنین شهادت امام حسن مجتبی و حضرت علی بن موسی الرضاعلیه السلام بر حضرت بقیة لله ارواحنافداه تسلیت باد

شهادت جانگداز پیامبر اکرم و همچنین شهادت امام حسن مجتبی و حضرت علی بن موسی الرضاعلیه السلام بر حضرت بقیة لله ارواحنافداه تسلیت باد

خداي تعالي وقتي ميخواست عالم را ايجاد كند اوّل چيزي كه خلق كرد روح «رسول اكرم» صلي الله عليه و آلهبود چنانكه در رواياتي خود آن حضرت ميفرمايد: اوّل چيزي كه خداي تعالي خلق فرمود روح من بود( قال رسول اللّه : «اوّل ما خلق اللّه نوري». بحارالانوار جلد 1 صفحة 97. )
در بعضي روايات از همين روح تعبير به «نور» شده زيرا همة علوم را خداي تعالي در وجود اين روح قرار داده بود.
در بعضي روايات از اين روح تعبير به «عقل» شده. زيرا آن حضرت از كثرت معرفت به مقام كامل عبوديّت رسيده و معرفتش او را عقال كرده بود.
در بعضي روايات از اين روح به «روحالقدس» يعني روح پاك تعبير شده. زيرا او از هرگونه پليدي و نقص، پاك و مبرّا بوده است.
در بعضي روايات از اين روح به «قلم» تعبيرشده. زيرا او واسطة پخش معارف الهيه بوده است.
در بعضي روايات از اين روح به «لوحمحفوظ» تعبير شده. زيرا روح مقدّس آن حضرت حافظ اسرار الهي بوده است.
در بعضي روايات از اين روح به «وجهاللّه» تعبير شده. زيرا او مظهر صفات و اسماء الهي بوده است.
در بعضي روايات از اين روح به «يداللّه» تعبير شده. زيرا آن حضرت مظهر قدرت پروردگار بوده است.
در بعضي روايات از اين روح به «عيناللّه» تعبير شده. زيرا محيط بر اعمال خلائق بودهاست.
در بعضي روايات از اين روح به «اُذناللّه» تعبير شده. زيرا روح مقدّس آن حضرت واسطة قضاء حوائج مردم بوده است.
در بعضي روايات از اين روح به «مشيّة اللّه» تعبير شده. زيرا آن حضرت واسطة خلقت بوده است.
او در مدّتي كه در دنيا بود تمام عوالم هستي بخاطر او متوجّه زمين شده بودند و جبرئيل و ملائكة مقرّب الهي در دنيا رفت و آمد ميكردند و مركز توجّهات الهي كرة زمين بود و دنيا در ميان كرات ديگر عظمت خاصّي پيدا كرده بود
او وجهاللّهي بود كه وقتي اولياء خدا در آسمانها و زمين ميخواستند به خداي تعالي متوجّه شوند به او متوجّه ميگرديدند.
روح مقدّس او به قدري داراي ظرفيّت بود كه خداي تعالي بر او منّت گذاشته و ميگويد: «اَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ» سورة انشراح آية 1. در شرح صدر «پيامبر اكرم» همين كافي است كه بدترين خلق خدا و خبيثترين موجود عالم هستي را كنار خود ميپذيرفت و او را به خود نزديك ميكرد و به هيچ وجه به روي او اعمال بد آيندهاش را نميآورد و از بيايماني او ابراز تنفّر نميفرمود.
در وسعت ظرفيّت قلب مقدّسش همين كافي است كه علوم اوّلين و آخرين و حكمت الهي را خداي تعالي در قلبش به وديعت گذاشته كه فرموده: «واودعته علم ما كان و ما يكون الي انقضاء خلقك» (فقرهاي از دعاي ندبه0). روح مقدّس او به قدري مهربان بود كه مظهر اتمّ مهرباني خداي رحمن و رحيم بوده كه دربارهاش ميفرمايد: «عزيز عليه ما عنتم».
و خُلق نيكوي او به قدري در سطح بالا بود كه خداي تعالي دربارهاش ميفرمايد: «انّك لعلي خلق عظيم» روح مقدّس او به قدري محبوب خداي تعالي بود كه او در زبان ملائكه و ارواح انبياء معروف به «حبيب اللّه» بوده است.
برگرفته از کتاب رسول اکرم نوشته ی حضرت استاد سید حسن ابطحی دام ظله العالی
در احاديث بسياري كه سنّي و شيعه نقل كردهاند آمده كه رسول اكرم صلي الله عليه و آله فرمود:
كسي كه حسنم را دوست بدارد مرا دوست داشته و كسي كه مرا دوست بدارد خدا را دوست داشته است. ـ( بحارالانوار جلد 43 صفحة 304.)
نگاهی گذرا به زندگانی امام حسن علیه السلام
1- تولد ایشان
تمام مردم مسلمان حضرت امام مجتبي عليه السلام را به عنوان سبط اكبر حضرت خاتم انبياء صلي الله عليه و آله و فرزند ارشد اميرالمؤمنين عليه السلام و اوّلين فرزند فاطمة زهراء عليها السلام و دوّمين امام و سوّمين حجّت خدا و چهارمين معصوم ميشناسند.
او كه در روز سهشنبه نيمة ماه مبارك رمضان سال دوّم هجری 15 رمضان المبارك سال دوّم هجري قمري مصادف بوده است با 23 اسفند سال دوّم هجري شمسي و همزمان با 11 مارس سال 624 ميلادي دنيا را به نور جمالش منوّر كرد و در دامن پاك و مطهّر حضرت فاطمة زهراء عليها السلام متولّد شد.
پيغمبر اكرماسمش را « حسن » و كنيهاش را « ابا محمّد » گذاشت.
2- خصوصیات ظاهری
حضرت مجتبي عليه السلام بسيار زيبا بودند، پوست صورتشان سفيد و كمي گلگون، چشمهاي مباركشان سياه و درشت بود، گونههايشان نرم و محاسنشان پرپشت بود، موي سرشان مجعّد، گردنشان نقرهاي، شانههايشان پهن و اندامشان مناسب و در ملاحت و جذّابيّت و زيبائي كسي مانند آن حضرت نبود وقتي به در خانه مينشستند عابرين از رفتن باز ميماندند و ميايستادند و كوچه از جمعيّت پر ميشد، همه مبهوت جمال مباركشان بودند. پدر و جدّشان بهترين خلق خدا و مادرشان بهترين زنان جهان بود.
3- بعد روحی و ملکوتی
او داراي حلم عجيبي بود كه در مقابل دشمنان علي بن ابيطالب عليه السلام صبر ميكرد و از قدرت خدادادي خود، عليه آنان به خاطر بندگي خدا عكسالعملي از خود نشان نميداد و از قدرت خود استفاده نميكرد
او كينة احدي جز دشمنان خدا را در دل نداشت و براي خدا دوستان خدا را دوست ميداشت و براي خدا دشمنان خدا را دشمن ميداشت.
او احاطة علمي بر ماسوي اللّه داشت و اگر ميخواست از حالات هر موجود ريزي ولو آنكه در اعماق زمين و يا در آسمانها باشد اطّلاع پيدا كند مطّلع ميشد.
او از هرگونه گناه و خطا و سهو و نسيان دور بود و از همة اينها معصوم بود.
او به قدري به خداي تعالي نزديك بود كه دستش، دست خدا و چشمش، چشم خدا و گوشش، گوش خدا و ارادهاش، ارادة الهي محسوب ميشد.
او مانند رسول اكرم صلي الله عليه و آله داراي خُلق نيكو و عظيمي بود كه مردم از حُسن خُلقش در شگفت بودند.
او مانند رسول اكرم صلي الله عليه و آله نسبت به مردم به قدري مهربان بود كه حاضر نبود لحظهاي انساني در ناراحتي بسر ببرد و به فرمودة قرآن مصداق صحيح « عَزيزٌ عَلَيْهِ م'ا عَنِتُّمْ »(سورة توبه آية 28.) يعني سخت است بر او كه شما ناراحت باشيد. بود.
او به قدري سخاوت داشت كه فقرا و مساكين دائماً از خوان احسانش بهرهمند ميشدند و مظهر اتمّ « وَ يُؤْثِرُونَ عَلي' اَنْفُسِهِمْ وَلَوْ ك'انَ بِهِمْ خَص'اصَةٌ » (سورة حشر آية 9.) يعني آنان ايثار ميكنند و آنان را بر خود ترجيح ميدهند اگر چه خود آنها دستتنگ باشند. بود.
او پناه بيپناهان و پيشواي پرهيزكاران بود.
او داراي شجاعتي بود كه اگر مصالح اقتضا ميكرد يك تنه بر تمام لشگريان معاويه و غيره غلبه ميفرمود.
او به قدري در بندگي خدا و محبّت به خدا كامل بود كه به هيچ وجه غير خدا را در هيچ كار مؤثّر نميدانست و تنها به خداي تعالي متّكي بود.
او يك كلمه روي هواي نفس سخن نميگفت و كلمات او همان سخنان خداي تعالي و پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله بود.
او واسطة بين خدا و خلق بود.
او وصيّ رسول اكرم صلي الله عليه و آله بود.
او بقيّةاللّه و شريك القرآن بود.
و بالاخره اگر هر يك از خوبيها در دنيا ياد ميشد او اصل و فرع و اوّل و آخر آن خوبي بود ( اقتباس از جملة زيارت جامعه كه در حقّ ائمّة اطهار : ميفرمايد: «ان ذكر الخير كنتم اوّله و اصله و فرعه و معدنه و مأواه و منتهاه)
۴-نگاهی کوتاه به شهادت مظلوم تاریخ
معاويه از يك طرف حسادت زيادي به عظمت و مقام والاي امام مجتبي عليه السلام كه در بين مردم پيدا كرده بود، ناراحت بود و از طرف ديگر قصد داشت «يزيد» پسرش را به جاي خود بنشاند و او را به خلافت معرّفي كند. لذا بخاطر اين ارادة ناپاك، ناگزير بود كه امام مجتبي عليه السلام را هر طوري كه هست شهيد كند.
معاويه نامهاي به پادشاه روم نوشت و از او سمّي كه مهلك فوري باشد تقاضا كرد، او هم سمّي اين چنين در شيشه كرد و براي معاويه فرستاد.
معاويه مخفيانه كسي ـ بعضي گفتهاند كه اين واسطه «مروان بن حكم» بوده است. را نزد «جعده» دختر «اشعث بن قيس» كه آن روزها همسر امام مجتبي عليه السلام بود، فرستاد و به او وعده كرد كه اگر بتواند امام مجتبي عليه السلام را بوسيلة آن سمّ شهيد كند، به او صد هزار درهم بدهد و چند مزرعه از مزارع اطراف كوفه را در اختيار او قرار دهد و شعب سوراء (كه قرية خوش آب و هوائي در اطراف عراق بوده) را ملك او بكند و از همه مهمتر او را براي يزيد خواستگاري نمايد.
«جعده» فريب وعدههاي معاويه را خورد و تصميم گرفت كه امام مجتبي عليه السلام را شهيد كند.
لذا «جعده» آن سمّ را در ظرف شيري ريخت و در سر سفره افطار آن حضرت گذاشت امام مجتبي عليه السلام وقتي خواستند بوسيلة شير روزهشان را باز كنند مقداري از آن شير را آشاميدند سپس متوجّه شدند كه مسموم گرديدهاند. لذا رو به جعده كردند و فرمودند: « انّا للّه و انّا اليه راجعون ».
اي دشمن خدا مرا كشتي خدا تو را بكشد. به خدا قسم پس از من كسي براي تو بهتر از من نخواهد بود. تو را آن فاسق ملعون و دشمن خدا (معاويه) گول زده و مسخرهات كرده و خدا تو و او را ذليل كند و شما را به جزاي گناهانتان برساند.
امام مجتبي عليه السلام در اثر خوردن آن سمّ چهل روز مريض بودند و سپس در روز 28 ماه صفر سال پنجاهم هجري که مصادف بوده است با 10 فروردين سال 49 هجري شمسي مطابق با عليه السلام2 مارس سال 670 ميلادياز دار دنيا رحلت فرمود
برگرفته از کتاب امام حسن مجتبی نوشته حضرت آیت الله سید حسن ابطحی دام ظله العالی