سخن درباره ی خودم قسمت هفتم ( آیت الله ابطحی خراسانی دام ظله العالی )
2 / 2 / 1426
23 / 12 / 1383
13 / 3 / 2005
درباره زندگی خودم
« حضرت آیة الله العظمی آقای بروجردی رضوان الله تعالی علیه در اواخر عمر »
بسمه تعالی ............. روزهای قبل درباره خودم می گفتم ............ تا سال 1341 که حضرت آیة الله بروجردی از دنیا رفتند. ما در قم بودیم و سپس به مشهد مقدس مشرف شدیم. در آنجا دوستان و همشهریان دور ما جمع شدند و از ما سوالاتی در عقائد می کردند که معلوم بود نیاز مفرطی به پاسخ سوالاتشان دارند و ما تجربه کرده بودیم که گاهی پاسخ یک سوال تحولی در عقائد و زندگی یک فرد به وجود می آورد. لذا ما اقدام به تاسیس « کانون بحث و انتقاد دینی » نمودیم ترتیب کار به این نحو بود که محلی در خیابان آزادی ( شاه رضا نو سابق ) اجاره کردیم و اعلامیه دادیم که هرکس سوالات اعتقادی و یا دینی دارد می تواند روز های جمعه از ساعت 9 صبح تا 11 در محل کانون حضور به هم رساند و پاسخ سوالات خود را دریافت دارد. بحمدالله مورد استقبال جوانان واقع شد و هر هفته پاسخ سوالات آنها بوسیله شهید هاشمی نژاد و یا من داده می شد. در ضمن از درسهای اساتید و علماء مشهد که در آن زمان فحولی از علما وجود داشتند استفاده می کردیم که بعضی از آنها را قبلا ذکر کرده ام ولی ما بخاطر تحصیلاتی که در قم داشتیم و از محضر آیة الله بروجردی و سایر مراجع استفاده کرده بودیم بیشتر به تبلیغات و دستگیری جوانان می پرداختیم. کم کم مرحوم شهید هاشمی نژاد وارد سیاست شد و او بیشتر به مسائل سیاسی می پرداخت و رژیم شاه او را مکرر به زندان و ممنوعیت از سخن گفتن میکرد و تبعا کارهای کانون و پاسخ به سوالات به عهده من می افتاد که شرح آن را در روزهای بعد به مرور خواهم گفت .
3 / 2 / 1426
24 / 12 / 1383
14 / 3 / 2005
درباره زندگی خودم

« مرحوم آیة الله سبزواری »
بسمه تعالی .............. روزهای قبل درباره خودم می گفتم ........... یکی از علماء اهل معنی که درباره معارف و تزکیه نفس در منبر بسیار سخن می گفت و در مسجد گوهرشاد نماز می خواند آقای حاج میرزا حسین سبزواری بود. من به سخنان ایشان و مطالبی که درباره تزکیه نفس می گفت بسیار علاقه داشتم. معظم له بنا کننده باغ رضوان بود . این باغ رضوان در کنار صحن مطهر حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام واقع شده بود که قبلا مشهدی ها به این بخش از زمین که مدرسه شده بود قتلگاه می گفتند علت این نامگذاری این بود که وقتی افغانها به رهبری عبد المومن ازبک به مشهد و حرم مطهر حضرت رضا علیه السلام حمله کردند و جمعی را در حرم مطهر کشتند آن کشته ها را در این مکان دفن نموده بودند و قبر مرحوم شیخ طبرسی هم در کنار همین قبرستان بود و وقتی که مرحوم آیة الله سبزواری این زمین را بصورت صحنی که اطرافش غرفه ها و حجراتی بود در آورد آن را به باغ رضوان نام گذاری کرد. در سال 1340 در روز وفات حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها که مادرم از دار دنیا رفت او را در همین باغ رضوان به خاک سپردیم و یک علت مراجعت ما از قم به مشهد مقدس همین فوت مادرم بود و لذا از قم برای فعالیت های دینی و احیانا درس و بحث به مشهد برگشتیم. در همه این برنامه ها مرحوم شهید هاشمی نژاد همراه من بود و لذا از سال 1341 شمسی در مشهد مستقر شدیم .
4 / 2 / 1426
25 / 12 / 1383
15 / 3 / 2005
درباره زندگی خودم

« تاسیس کانون بحث و انتقاد دینی در مشهد »
بسمه تعالی ............ روزهای قبل درباره خودم می گفتم ............. وقتی به مشهد مقدس برای اقامت برگشتیم با مسائل مهمی روبرو شدیم اول آنکه در محله سعد آباد مشهد که اراضی آن اکثرا وقف مسجد جامع گوهرشاد بود به بهائیها اجاره داده بودند و حدود 150 خانوار در میدان و خیابانی به نام خیابان و میدان گوهرشاد دور یکدیگر جمع شده بودند و در کنار حرم مطهر حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام اظهار وجود می کردند و در میدان گوهرشاد بنا داشتند سینمائی بسازند و فعالیت های خود را از آنجا شروع کنند که خوشبختانه همان زمین را مردم مسلمان با کمک مرحوم آیة الله میلانی خریداری کردند و مسجدی بنام مسجد صاحب الزمان روحی فداه در آنجا ساختند و چون من در کارهای آنجا دخالتی داشتم . آیات عظام مشهد بخصوص آیة الله میلانی و آیة الله قمی مرا به عنوان امام جماعت آن مسجد با همه مشکلاتی که در مقابل بود معرفی کردند و من کانون بحث و انتقاد دینی را که در ابتداء در خیابان آزادی ( شاهرضا نو سابق ) تشکیل می شد به آن محل و جنب همان مسجد منتقل کردم و همه را برای بحث و مناظره دعوت نمودیم که بحمد الله پس از مدت کوتاهی با همت دوستان. محله بهائیهای دیروز به محله صاحب الزمان امروز مبدل شد و خانواده هایی که از بهائیها در آنجا زندگی می کردند یا به دین مقدس اسلام مشرف شدند و یا از آن محله به محله های دیگر کوچ کردند و بعد ها موفق شدیم که نام میدان و خیابان گوهرشاد را به نام میدان و خیابان صاحب الزمان علیه السلام عوض کنیم و این کار. بسیار مشکل بود و اگر کمک های حضرت بقیة الله روحی فداه نبود به آسانی این کارانجام نمی شد. زیرا در زمانی که شاه مملکت طرفدار آنها بود و نخست وزیرش « هویدای بهائی زاده » و دکتر مخصوص شاه بزرگ ترین مبلغ بهائیها بنام دکتر « ایادی » بود آنها نمی گذاشتند که همکیشانشان در فشار واقع شوند و یا از مسلک بهائیت رو برگردانند ولی هرچه بود امداد های غیبی مرتب می رسید و این توفیق حاصل شد که اجتماع این فرقه ظا له را در آن محل از بین ببریم و انشاالله بقیه گزارش در این خصوص بعدا به عرض شما خواهد رسید .
5 / 2/ 1426
26 / 12 / 1383
16 / 3 / 2005
درباره زندگی خودم

« موسس کانون بحث وانتقاد دینی در وقتی که کانون در خیابان آزادی مشهد بود »
بسمه تعالی ........... روزهای قبل درباره خودم می گفتم .............. کانون بحث و انتقاد دینی را که تاسیس کردم از اول تاسیس برای مبارزه با فساد و مبارزه با فعالیت های غیر صحیح سیاسی و امر به معروف و نهی از منکر و بیان معارف حقه اسلامی بود.... طبق اسناد ثبتی و رسمی و حتی در گزارش های سازمان امنیت آن وقت این جانب را موسس آن میدانند از باب نمونه به سند ساواک که در کتاب مجموعه آثار یاران امام به روایت اسناد ساواک که درباره مرحوم شهید هاشمی نژاد نوشته است. در گزارش شماره 8630/9 می نویسد.« به تاریخ 1/ 9 / 44 » همزمان با انتشار و تصویب انجمن های ا یا لتی و ولایتی و شرکت بانوان در انتخابات که فعالیت روحانیون علیه دولت شروع شده بود. در شهر مذهبی مشهد جنبش خاصی به چشم می خورد. تعصب مذهبی و نادانی مردم و اطاعت کور کورانه عده ای بازاری و عوام از روحانیون به این عناصر اخلالگر مجال داد که به نحوی از انحاء با دولت بخصوص لایحه مزبور مخالفت کنند یکی از این محافل کانونی تحت عنوان ( بحث و انتقاد دینی ) به سرپرستی سید حسن ابطحی طلبه و واعظ بود ( تا آنکه می گوید ) این کانون تحت نظر و رهبری و به مسئولیت موسس آن ( سید حسن ابطحی ) اداره می شود. کانون بحث و انتقاد دینی دارای دو شعبه ( 1 و 2 ) و یک شعبه مرکزی و کتابخانه است و ورود. ظاهرا برای عموم آزاد است در گذشته سید عبد الکریم هاشمی نژاد سخنگوی کانون. در جلسات مسائل را طوری مطرح می کرد که مفهوم آن جلب پشتیبانی مردم از روحانیون بخصوص قمی و خمینی باشد و حتی در جلسه مورخه 27 / 9 / 43 هاشمی نژاد مطالبی بر خلاف مصالح کشور ایراد کرد که به شهربانی دستور داده شد که از تشکیل این مجالس جلوگیری شود ( تا آنکه می گوید ) در خاتمه بیوگرافی سید حسن ابطحی موسس و سید عبد الکریم هاشمی نژاد سخنگوی کانون مزبور به پیوست تقدیم و جلسات و اعمال گردانندگان آن دقیقا کنترل می شود ............ امضاء ...... رئیس سازمان اطلاعات خراسان سرتیپ بهرامی .................... سند فوق در « کتاب مجوعه آثار یاران امام » که درباره شهید هاشمی نژاد از طرف وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی پخش شده عینا موجود است و امتیاز این کانون در ثبت شرکت ها در ادراه ثبت مشهد بنام موسس آن وجود دارد ولی بعضی از مغرضین این مسئله را نا دیده گرفته و با کمال بی اطلاعی می گویند که کانون بحث و انتقاد دینی را مرحوم شهید هاشمی نژاد تاسیس کرد ولی بعدا آقای ابطحی به نام خود معرفی نمود . و سخن امروز تنها برای رفع این اتهام می باشد .
راه فاطمه ( علیها السلام ) که همان صراط مستقیم دین است همان چیزی که ما هر روز در نمازهایمان از خداوند متعال درخواست می کنیم با امید اینکه خداوند همه ما را در صراط مستقیم دین قرار دهدبنابراین ما تلاش خواهیم نمود تا از مطالبی که منطبق بر صراط مستقیم هستند استفاده نماییم و برای این منظور از کتب ارزشمند و گرانبهای استاد معظم حضرت آیت الله سید حسن ابطحی خراسانی (مد ظله العالی ) و همچنین بیانات و سخنرانی های ایشان که به حق مدافع صراط مستقیم و بیان کننده حقایق پاک و زلال خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام هستند استفاده خواهیم نمود .