سخن درباره ی خودم قسمت هشتم ( آیت الله ابطحی خراسانی دام ظله العالی )
6 / 2 / 1426
27 / 12 / 1383
17 / 3 / 2005
درباره زندگی خودم

« آقای سید مرتضی فاطمی کسی که در شروع مجالس کانون بحث و انتقاد دینی مشهد با قرائت خوب و صحیح قرآن می خواند »
بسمه تعالی ............. روزهای قبل درباره خودم می گفتم ............ کانون بحث و انتقاد دینی. در مدت 35 سال که در مشهد فعالیت می کرد به قدری منظم بود که احدی به هیچ وجه نمی توانست آن را از تحت مدیریت موسس کانون خارج کند. معمولا روزهای جمعه ساعت 9 صبح پاسخ به سوالات شروع می شد و ساعت 11 خاتمه پیدا می کرد. چراغ قرمزی در روی تریبون قبل از جلسه روشن بود و وقتی که قرآن وارد جلسه می شد با گفتن ( و من یعظم شعائر الله فانها من تقوی القلوب ) همه در مقابل قرآنی که به طرف تریبون برده می شد قیام می کردند و اول ساعت 9 تا 10 دقیقه که قرآن خوانده می شد چراغ قرمز خاموش می گردید و باز روشن می شد تا سخنگو و پاسخگوی به سوالات شروع به سخن می کرد که باز چراغ خاموش می شد و 5 دقیقه مانده به ساعت 10 با چراغ قرمز به سخنگو علامت داده می شد که سخنان خود را کم کم تمام کند و ساعت 10 چراغ قرمز روشن می شد و 10 دقیقه که پذیرایی طول می کشید چراغ قرمز روشن بود و ساعت 10 / 10 دقیقه چراغ خاموش می شد و سخنگو دوباره شروع به پاسخ سوالات می نمود تا 5 دقیقه به ساعت 11 بوسیله چراغ علامت داده می شد تا سخنگو دقیقا بتواند سخنان خودرا تا ساعت 11 تمام کند این روش و این نظم آنقدر دقیق بود که هیچ سخنگویی در هر شان و مقامی که بود نمی توانست از این برنامه تخطی کند و سایر برنامه های کانون به همین منوال که نمونه اش عرض شد انجام می گرفت. در این کانون صدها هزار سوال اعتقادی و فلسفی جواب داده شد و دشمنان بسیاری از مذاهب مختلف و حسادت اندیشان و جاهلان دانشمند نما می خواستند این فعالیت نورانی را در آن ظلمات زمان طاغوت خاموش کنند ولی حضرت بقیة الله روحی فداه که در حقیقت دست خدا بود توی دهن این افراد می زد و اگرچه در عین حال هشتاد درصد فعالیت ما رفع مانع بود ولی همان بیست درصد توانست خدمت خوبی به جامعه جوانان اسلامی بکند. امید است موفقیت ما بیشتر و کارهای این کانون مفید تر واقع گردد .
7 / 2 / 1426
28 / 12 / 1383
18 / 3 / 2005
درباره زندگی خودم

« در کانون بحث و انتقاد دینی نخبگان از نوجوانان مورد تشویق واقع می شدند »
بسمه تعالی ........... روزهای قبل درباره خودم می گفتم .............. در کانون بحث و انتقاد دینی فعالیت های مختلفی انجام می شد که من جمله این بود . نوجوانانی که از خود نبوغی نشان می دادند مورد تشویق واقع می شدند که بعضی از آنها امروز بخاطر همان تشویقها از مدیران برجسته سیاسی و علمی ایران اسلامی شده اند. مثلا به آنها جایزه داده می شد. از آنها سخنرانی ضبط می شد و بالاخره از نظر اخلاقی و دینی آنقدر با آنها توجه می شد که در انقلاب اسلامی ایران فوق العاده آنها برای جامعه مفید بودند. یکی از کارهای دیگر کانون دعوت مذاهب مختلف غیر اسلامی به اسلام بود که آنها بیایند و از اسلام تحقیق کنند و راه و روش مذهبی خود را اصلاح نمایند که در آینده انشاالله به مشروح آن فعالیت ها اشاره خواهیم کرد و خواهیم گفت که راه و روش مباحثه و گفتگو با دیگران چگونه است .
8 / 2 / 1426
29 / 12 / 1383
19 / 3 / 2005
درباره زندگی خودم

« اینجانب نفر دوم از طرف راست و مرحوم آیة الله کاشانی نفر چهارم در فرودگاه مشهد نشسته اند »
بسمه تعالی ............ روزهای قبل درباره خودم می گفتم ............. من در سال 1330 تا زمانی که مرحوم آیة الله کاشانی در راس کار بود با آن مرحوم در سیاست و مسائلی که مربوط به ملی شدن صنعت نفت بود رابطه خوبی داشتم. ایشان به من لطف فوق العاده ای داشتند و بعضی از کارهائیکه سنم اقتضا می کرد به من محول می فرمودند و در آن موقع ایشان رئیس مجلس شورای ملی بود. و دکتر مصدق نخست وزیر بود و بخاطر آنکه دکتر مصدق روحیه مذهبی کاملی نداشت و پیرو ولی فقیه نبود و کارها را مطابق تمایلات خودش انجام می داد با آیة الله کاشانی اختلاف پیدا کرد و قبل از آن مرحوم نواب صفوی بخاطر روحیه مذهبی قوی و تندی که داشت توقعات بیشتری از آنچه مرحوم آیة الله کاشانی انجام می داد داشت و شاه ولو آنکه در مقابل این سه گروه ضعیف بود ولی با روحیه بی بند و باری خودش معضله ای بود و همه فشارها روی آیة الله کاشانی قرار می گرفت و این بزرگوار با تحمل و مشقات زیاد موفق شد که نفت را ملی کند یعنی دست استعمار انگلیس را از ایران قطع نماید و تابلو هایی را که نوشته شده بود ( شرکت نفت انگلیس و ایران ) به تابلو های ( شرکت نفت ملی ایران ) تبدیل کند. و این عمل یعنی قطع دست بیگانه ای از چپاول ثروت خدادادی ایران قطع شد ولی طولی نکشید که بوسیله اختلاف همه گروه های انقلابی از پا در آمدند و کار صد در صد به دست شاه و اطرافیانش افتاد. امید است مردم ایران قدر ولایت فقیه و وحدت خود را بدانند و کاری نکنند که دشمنان از اختلافشان سوء استفاده نمایند .
10 / 2 / 1426
1 / 1 / 1384
21 / 3 / 2005
درباره زندگی خودم

« مشرف شدن افراد غیر مسلمان به دین مقدس اسلام »
بسمه تعالی ............. روزهای قبل درباره خودم می گفتم ............ یکی از کارهائیکه در کانون بحث و انتقاد دینی در سالهای قبل از انقلاب اسلامی ایران انجام می شد. دعوت از توریستهای غیر مسلمانی بود که از ایران دیدن می کردند. ترتیب دعوت آنها به این نحوه بود که کارتهائی با نقشه دقیقی از ایران و مشهد به آدرس کانون بحث و انتقاد دینی که در آن نوشته شده بود در ضمن آنکه از ایران دیدن می کنید چه خوب است که از مذهب اسلام هم تحقیق کنید تا شاید حقیقتی که برای شما مکشوف نبوده کشف شود. و این کارتها از مرز های ایران تا محل استقرار توریستها پخش می شد . بر همین اساس جمع زیادی برای تحقیق از اسلام به کانون بحث و انتقاد دینی مراجعه می کردند و ماهم آمادگی کاملی برای پاسخگوئی آنها منظور کرده بودیم و مترجمینی به زبانهای مختلف آماده نموده بودیم و عده زیادی به این وسیله دین مقدس اسلام را پذیرفتند و تا به حال افرادی از آنها در ممالک خود به تبلیغ دین مقدس اسلام مشغولند.ضمنا دو مسئله مهمی که در این بین بوجود می آمد و ما به آن بیشتر لازم بود اهمیت بدهیم. یکی مسئله خلافت بلافصل حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام بود که می خواست آنها را کاملا از مسئله آگاهشان کنیم و مسئله دوم در خصوص حضرت ولی عصر علیه السلام و طول عمر آن حضرت بود که می خواست آنها را تحقیقی و علمی از حقیقت مطلعشان سازیم. زیرا گاهی شیاطین با وسوسه های خود آنها را از حقیقت منحرف می کردند . جمعی از آنها اقرار به اسلام خود را در دفتر یادبود کانون بحث و انتقاد دینی نوشته و در اختیار ما گذاشته اند که همه آنها در آرشیو کانون به یادگار مانده است .
11 / 2/ 1426
2 / 1 / 1384
22 / 3 / 2005
درباره زندگی خودم

« مرحوم آیة الله آقای حاج میرزا عبدالعلی تهرانی »
بسمه تعالی ............. روزهای قبل درباره خودم می گفتم ............ در مدتی که با خوبان و اولیاء خدا مانوس بودم به عالم اهل معنی ای بنام آقای تهرانی برخورد کردم. معظم له مدتی در مشهد سکونت داشتند و در تهران قبلا در مسجد بزاز ها که متعلق به پدرانشان بود نماز می خواندند. معظم له در مسائل روحی و معنوی فوق العاده گی خاصی داشتند. من از ایشان در مسائل روحی استفاده های زیادی کردم. معارف حقه ای که از سخنان قرآن و عترت خارج نبود برای ما بیان می کردند. در مشهد در مسجد بالای سر حضرت رضا علیه السلام در حرم مطهر نماز می خواندند. از علمائی بودند که مربی دیگران در رسیدن به خدای تعالی و لقاء او استادی خاصی داشتند. در اوائل که من با ایشان تماس داشتم اصرار زیادی می کردم که مطلبی به من بگویند تا فلاح و رستگاری را بدون زحمت بدست بیاورم. روزی به من فرمودند هر کاری را که می دانی خوب است انجام بده و هرکاری را که می دانی بد است ترک کن و در این مسئله جدی باش. من در اوائل خیال می کردم این کلام زیاد حل مشکل نمی کند ولی بعدها فهمیدم حقیقت جز این نیست و اگر کسی به آنچه می داند عمل کند خدا آنچه را که نمی داند به او الهام می کند خدای تعالی ایشان را رحمت کند و اجر جذیل به او مرحمت بفرماید .
راه فاطمه ( علیها السلام ) که همان صراط مستقیم دین است همان چیزی که ما هر روز در نمازهایمان از خداوند متعال درخواست می کنیم با امید اینکه خداوند همه ما را در صراط مستقیم دین قرار دهدبنابراین ما تلاش خواهیم نمود تا از مطالبی که منطبق بر صراط مستقیم هستند استفاده نماییم و برای این منظور از کتب ارزشمند و گرانبهای استاد معظم حضرت آیت الله سید حسن ابطحی خراسانی (مد ظله العالی ) و همچنین بیانات و سخنرانی های ایشان که به حق مدافع صراط مستقیم و بیان کننده حقایق پاک و زلال خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام هستند استفاده خواهیم نمود .