معناى واژه‏ها

 

براى آنكه بتوانيم بعضى از فضائل ذريّه‏ى پيغمبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله را كه به خاطر حضرت فاطمه‏ى زهراء عليهاالسلام نصيبشان شده توضيح دهيم ناگزيريم معانى لغوى بعضى از واژه‏ها را در اين ارتباط مقدّمتا شرح دهيم.

 معنى «عترت »

 در جلسه‏اى كه جمعى از علماء و فضلاء و اهل منبر جمع بودند، يكى از وعّاظ از من سؤال كرد كه: معنى «عترت» چيست؟

من به او گفتم: در گذشته در كتابهاى لغتى كه در اختيارم بود تحقيق كردم و از خلاصه‏ى همه‏ى آنها به اين نتيجه رسيدم كه معنى «عترت» در لغت، نسل انسان

و ذريّه‏ى او را مى‏گويند و عرب از كلمه‏ى «عترت» چيزى جز اين نمى‏شناسد و عترت پيغمبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ذريّه‏ى او از فاطمه‏ى زهراء عليهاالسلام است.

ولى از سخنان بعضى از اهل لسان استفاده مى‏شود كه كلمه‏ى «عترت» علاوه بر ذريّه، به اقوام و نزديكان هم اطلاق مى‏گردد.

در «امالى» شيخ صدوق در احوال فرزندان مسلم بن عقيل آمده كه آنها به زندانبان گفتند: «ما عترت پيامبر تو حضرت محمّد بن عبداللّه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله هستيم.» و حال آنكه آنها از نسل پيامبر اكرم نبودند.

كلمه‏ى عترت پيغمبر در بسيارى از موارد به فرزندان غير معصوم آن حضرت مانند ( زيد بن على بن الحسين عليهماالسلام ) گفته شده كه در كتب اخبار به اين معنى بسيار برخورد مى‏كنيم و اين حقيقت بر كسى پوشيده نيست.   

بحث و گفتگو در مكّه

 روزى در مكّه با جمعى از اهل علم و حجّاج در معنى حديث ثقلين كه پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود:

« من در ميان شما دو چيز بزرگ و سنگين مى‏گذارم: يكى كتاب خدا و ديگرى عترت من است».

بحثها و گفتگوهائى بود. من كه در گوشه‏اى ساكت نشسته بودم و مى‏خواستم به عللى در آن بحث وارد نشوم ديدم يك جوان دانشجوى ايرانى ولى سنّى و محصّل دانشگاه اسلامى مدينه در آن جمع حضور دارد، زبان فارسى را به خاطر آنكه زبان مادريش هست، مى‏فهمد و عربى را هم به خاطر آنكه در دانشگاه مدينه بوده است، مى‏داند، ولى بحثهاى آن جمع را نمى‏پسندد. لذا من رو به آن جوان كردم و گفتم: شما حديث «ثقلين» را قبول داريد؟

گفت: چون حديث متواترى است قبول دارم. ولى اينها مى‏گويند منظور از عترت پيغمبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله حضرت على و حضرت فاطمه عليهماالسلام و فرزندان معصوم آنها هستند و حال آنكه منظور از عترت، همان گفتار و سخنان پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله كه به عنوان روايات و سنّت نقل شده و در شرح و تفسير آيات قرآن است، مى‏باشد. لذا در بعضى روايات هم نقل شده كه فرموده است :

« انّى تارك فيكم الثّقلين كتاب اللّه و سنّتى »  

من در ميان شما دو چيز گرانقيمت مى‏گذارم: آنها كتاب و سنّت من‏اند.

 من گفتم: شما با چه ميزانى «عترت» را به معنى سنّت تأويل مى‏كنيد؟ شما اگر كتب لغت را قبول داريد، همه‏ى آنها متّفقا مى‏گويند: منظور از «عترت» انسان، ذريّه و نسل او است و حتّى كلمه‏ى «عترت» بر غير معصومين از ذريّه‏ى پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله هم گفته شده است.

گفت: شما مى‏خواهيد بگوئيد اطلاق كلمه‏ى عترت بر ذريّه‏ى آن حضرت كه در زمان ما هم هستند، صحيح است؟

گفتم: بله.

گفت: با اين فرض، معنى اين حديث چيست؟

گفتم: اوّلاً من نمى‏خواهم بگويم معنى «عترت» حتّى در اين روايت هم شامل تمام ذريّه‏ى پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مى‏شود، زيرا در احاديثى پيشوايان اسلام فرموده‏اند كه «عترت» در اين روايت فقط شامل معصومين عليهم‏السلام مى‏شود.

شايد هم منظورشان اين بوده كه مردم عقب سر هر سيّد نااهلى كه مدّعى خلافت و امامت است، نيافتند. و به خاطر آنكه معنى كلام پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله را در اين حديث بدون جنبه‏هاى علمى توجيه و با صراحت بيان كنند، اينگونه آن را خلاصه فرموده و بيان نموده‏اند.

ولى اگر بخواهيم بدون توجّه به آن احاديث، معنى اين حديث را توضيح دهيم و اين كلام پر ارزش حضرت رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله را تحليل كنيم، بايد بگوئيم «عترت» كه به معنى ذريّه و يا اقرباى آن حضرت است، شامل حضرت على و حضرت فاطمه عليهماالسلام و ذريّه‏ى آنها تا روز قيامت خواهد شد و اين روايت آنها را عديل قرآن قرار داده است، پس هر خصوصيّتى كه در قرآن هست در عترت هم بايد باشد.

خصوصيّات قرآن كه با عترت تطبيق مى‏كند به شرح زير است:

۱ ــ قرآن داراى آيات محكم و متشابه است.

  به ظاهر آيات محكم قرآن مى‏شود تمسّك نمود، ولى به ظاهر آيات متشابه قرآن نمى‏شود تمسّك كرد.

عترت و ذريّه‏ى پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله هم معصوم و غير معصوم دارد كه به گفتار و كردار و حتّى سكوت معصومين آنها بايد اقتداء كرد، ولى نمى‏توان به غير معصوم از ذريّه‏ى پيامبر اقتداء نمود و مطلقا كلمات آنها را حجّت دانست.

۲ ــ همان گونه كه در قرآن كلماتى از قبيل «كلب» و «شيطان» وجود دارد، همچنين در ميان ذريّه‏ى پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله افراد فاسق و كافر ممكن است وجود داشته باشند.

۳ــ همان گونه كه تمام قرآن بايد احترام شود و كسى نمى‏تواند دست بى‏وضو حتّى به كلمه‏ى «كلب» و «شيطان» آن بزند، همچنين تمام ذريّه‏ى پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله بايد احترام و اكرام شوند و حتّى به فسّاق و كفّار آنها هم نمى‏توان با توجّه به سيادتشان بى‏احترامى كرد. (در احاديثى كه بعدا خواهد آمد اين حقيقت تثبيت مى‏شود).

۴ ــ همان گونه كه كلمه‏ى «شيطان» و «كلب» و كلمات ديگرى از اين قبيل در قرآن به خاطر آنكه منتسب به قرآن و پروردگار است احترام دارد، همچنين سادات و ذريّه‏ى غير معصوم پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و بلكه فسّاق و كفّار آنها بايد به خاطر آن حضرت احترام شوند، چنانكه تمام كتب حديث از سنّى و شيعه به عبارات مختلف از رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نقل كرده‏اند كه فرمود:

 

«اولاد مرا اكرام كنيد و دوست داشته باشيد خوبان آنها را به خاطر خدا و خوبى آنها و گناهكاران آنها را به خاطر من»

۵ ــ همان گونه كه قرآن به خاطر بلاغت و فصاحت و مطالب علمى و پيشگوئيهايش معجزه‏ى باقيه‏ى پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله است، همچنين كثرت نسل پيغمبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله با آنكه عداوت و هجوم هر يك از خلفاى اموى و عبّاسى بر آنها كافى بود كه نسل و ذريّه‏ى پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله را از زمين بردارد، ولى در هر كجا كه مسلمانان جمع‏اند، در ميان آنها عدّه‏ى زيادى از سادات و ذريّه‏ى حضرت فاطمه‏ى زهراء عليهاالسلام ديده مى‏شوند، ولى از بنى اميّه حتّى يك فرد نيست كه خود را به آنها منتسب كند. پس اين هم معجزه‏ى باقيه‏ى پيغمبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله است.

 بنابراين هيچ منافاتى ندارد كه منظور از عترت در اين حديث هم تمام ذريّه‏ى پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله (اعمّ از صالح يا طالح آنها) باشد.

ولى در احاديث متعدّده‏اى كه خلاصه‏ى آنها نقل مى‏شود، امام عليه‏السلام مى‏فرمايد: منظور از عترت در حديث ثقلين دوازده امام عليهم‏السلام هستند كه از جمله‏ى آنها روايتى است كه در «مجمع البحرين» در زير معنى واژه‏ى «عترت» مى‏گويد:

« از حسن بن على نقل شده كه فرمود: از اميرالمؤمنين صلوات اللّه عليه سؤالى شد كه معنى قول رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله كه فرموده من در ميان شما دو چيز بزرگ مى‏گذارم، يكى كتاب خدا و ديگرى عترت من است، عترت كيست؟

حضرت على بن ابيطالب عليه‏السلام فرمود: عترت پيغمبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله، من و حسن و حسين و نُه امام از فرزندان حسين است كه نهم آنها مهدى و قائم آنها است كه از قرآن جدا نمى‏شوند و قرآن هم از آنها جدا نخواهد شد تا بر پيغمبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در كنار حوض كوثر وارد شوند »

بنابراين معنى «عترت» پيغمبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در هر كجا كه بدون قرينه ذكر شده باشد شامل جميع ذريّه تا روز قيامت و حتّى اقوام نزديك آن حضرت از گذشتگان مى‏شود.

ولى در حديث ثقلين به احتمال قوى از كلمه‏ى عام، معنى خاص منظور شده و تنها ائمّه‏ى اثنى عشر مقصود بوده‏اند.

 

عمامه‏ى سياه و سبز

 

روزى در شهر عمان پايتخت اردن جوان عربى را ديدم كه مرا به دوستش نشان مى‏داد و مى‏گفت: چرا عمّامه‏ى اين شخص سياه است؟ دوستش جواب داد كه من هم نمى‏دانم، خوب است از خود او سؤال كنيم.

نزد من آمدند و مؤدّبانه سلام كردند و گفتند: چرا بعضى از روحانيّين شيعه عمّامه‏ى سفيد و بعضى ديگر مثل شما عمّامه‏ى سياه دارند؟

گفتم: در ايران و عراق و بين شيعيان ساير ممالك مثل هندوستان و پاكستان و افغانستان رسم است كه روحانيّين شيعه اگر از عترت پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله باشند، عمّامه‏ى سياه به سر مى‏بندند و اگر غير سيّد باشند، عمّامه‏ى سفيد مى‏بندند.

گفت: مگر بين عترت پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و ساير مردم بايد امتيازى باشد؟

رفيقش به او گفت: مگر آن روز استاد در دانشگاه روايتى را كه در كتب اهل سنّت از حضرت على بن ابيطالب عليه‏السلام نقل شده براى تو در فضيلت عترت پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نخواند كه آن حضرت در دعاها مى‏خوانده است :

« اللّهمّ انّهم عترت نبيّك فهب مسيئهم لمحسنهم و هبهم لى ».

خدايا اينها (اشاره به بنى‏هاشم) عترت پيامبر تو هستند، گناهكارانشان را به ثوابكارانشان ببخش و همه‏ى آنها را به من ببخش.

گفت: چرا، يادم آمد. بله، اين بزرگترين امتيازى است كه پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله براى آنها درخواست كرده است.

اين بود معنى عترت از كتب لغت و كتب حديث.

 

معنى «آل محمّد» چيست؟

 

در سالهاى 1333 تا 1340 كه در قم از درس فقه استاد بزرگوارمان مرحوم آيه‏اللّه العظمى بروجردى رحمه‏اللّه عليه استفاده مى‏كردم، روزى ايشان در درس فقه فرمودند: منظور از «آل محمّد» در صلوات و در تشهّد، ائمّه‏ى اطهار عليهم‏السلام هستند.

من شب كه به منزل رفتم، مطالب زير را نوشتم و به محضر معظّم له تقديم نمودم.

ايشان سر درس فرمودند: يكى از آقايان مطالبى را در معنى آل پيغمبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نوشته و فرستاده كه البتّه ما هم قبول مى‏كنيم كه آل محمّد شامل جميع ذريّه‏ى حضرت فاطمه‏ى زهراء عليهم‏السلام مى‏شود. و همان گونه كه در نامه نوشته‏اند، آل محمّد كسانى هستند كه خمس، مال آنها است و زكات بر آنها حرام است.

 متن نامه اين بود:

 محضر مبارك حضرت آيه‏اللّه العظمى آقاى بروجردى دامت بركاته به عرض مبارك مى‏رساند:

 

روز گذشته در درس فرموديد: آل محمّد در صلوات، ائمّه‏ى اطهار عليهم‏السلام هستند. اگر دليل خاصّى در اين موضوع داريد بفرمائيد تا استفاده كنيم والاّ از نظر لغت و روايات متعدّده، آل محمّد شامل جميع ذريّه‏ى پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و بلكه شامل جميع بنى‏هاشم يعنى كسانى كه زكات بر آنها حرام است، مى‏شود.

(در آن نامه براى مرحوم استاد متن سه حديث را به عربى نوشته بودم، ولى اينجا به ترجمه‏ى آن اكتفا مى‏كنم)

در كتاب «وسائل الشيعه» از رساله‏ى «محكم و متشابه» كه او نقل مى‏كند از «تفسير نعمانى» از حضرت على بن ابيطالب عليه‏السلام كه فرمود:

«خمس به شش جزء تجزيه مى‏شود: سه سهم را يعنى سهم خدا و سهم رسول اللّه و سهم ذوى القربى را امام عليه‏السلام مى‏گيرد، سه سهم باقيمانده بين يتيمها و مسكينها و ابناء سبيل از آل محمّد صلوات اللّه عليه و آله تقسيم مى‏شود»

و در روايت ديگر در همان كتاب «وسائل الشيعه» امام عليه‏السلام فرمود:

 

« نصف ديگر از خمس متعلّق به يتيمها و مسكينها و ابناء سبيل از آل محمّد مى‏باشد كه صدقه و زكات بر

حلال نيست و در عوض به آنها خمس داده مى‏شود».

از اين دو حديث و احاديث ديگر در باب خمس و زكات كاملاً استفاده مى‏شود كه آل محمّد كسانى هستند كه زكات بر آنها حرام است و مى‏توانند خمس بگيرند كه آنها بنى‏هاشم‏ اند.

بعلاوه، شيخ صدوق در «معانى الأخبار» به سند صحيح نقل مى‏كند كه عبداللّه بن ميسره به امام صادق عليه‏السلام عرض كرد كه ما مى‏گوئيم:

«اللّهمّ صلّ على محمّد و اهل بيته» زيرا بعضى مى‏گويند : ما آل محمّديم. حضرت فرمود: «آل محمّد» كسى است كه بر پيامبر نكاحش حرام است، يعنى ذريّه‏ى آن حضرت، آل محمّدند».

و نيز در «معانى الأخبار» از محمّد بن سليمان ديلمى نقل شده كه گفت:

«به امام صادق عليه‏السلام عرض كردم: قربانت گردم، «آل» به چه كسى مى‏گويند؟ فرمود: به ذريّه‏ى حضرت محمّد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله».

و اهل لغت قدر مسلّم، كلمه‏ى «آل محمّد» را ذريّه‏ى پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مى‏دانند.

و بعضى معنى آن را توسعه به تمام اقوام نسبى آن حضرت داده‏اند.

 با تقديم احترامات (پايان نامه)

 روزى به كتابخانه‏ى آستان قدس رضوى براى ديدن بعضى از كتب كمياب آن كتابخانه رفته بودم. مدير كتابخانه در حالى كه تبسّم تعجّب آميزى مى‏كرد كتابى به نام «سعادة الدارين فى الصلوات على سيّد الكونين» را به من نشان داد و گفت: ملاحظه بفرمائيد اين مرد در اين كتاب مى‏گويد: اگر كسى صلوات بر پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله بفرستد و «آل» آن حضرت را اسم نبرد و بر آنها صلوات نفرستد، عملى برخلاف رضايت آن حضرت كرده و مورد نهى واقع شده است، ولى خود او هر كجا اسم پيغمبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله را مى‏برد مى‏گويد: «صلى اللّه عليه و سلّم» و نامى از آل آن حضرت نمى‏برد.

من گفتم: اين روى عادت بوده، زيرا آقاى «نبهائى» صاحب اين كتاب اهل سنّت است و آنها عادت كرده‏اند كه وقتى نام آن حضرت را مى‏برند مى‏گويند: «صلى اللّه عليه و سلّم».

سپس كتاب را باز كردم، اتّفاقا اين جملات را در اوّلين برخورد به مطالب آن كتاب ديدم:

اختلاف شده در معنى و مراد از «آل محمّد». آنچه كه نزد من رجحان دارد اين است كه بگوئيم آنها كسانى هستند كه صدقه بر آنها حرام است.

اين مطلبى است كه محمّد بن ادريس شافعى و جمهور علماى اهل سنّت برآنند. و تأييد مى‏كند مطلب ما را حديث ابوهريره كه حسن بن على عليه‏السلام فرمود:

«ما آل محمّديم كه صدقه بر ما حرام است. و در حديث ديگر فرمود: اين صدقه چرك دست مردم است و آن بر محمّد صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و آلش حرام مى‏باشد».

سپس از آقاى كتابدار كتابخانه‏ى آستان قدس رضوى تقاضا كردم كه آن كتاب را به من بدهد تا مطالعه كنم. ايشان هم تقاضاى مرا قبول كردند و چند روزى كه آن را مطالعه مى‏كردم ديدم نسبتا كتاب خوبى است و چنانكه از اسمش پيدا است در موضوع صلوات بر پيغمبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نوشته شده و چنانكه آقاى كتابدار گفتند، در فصل مفصّلى لزوم ضميمه كردن آل محمّد را در صلواتها اثبات مى‏كند، ولى خودش در هيچ كجا آل را در صلواتها ضميمه ننموده است.

 عمّار السيوفى العنصرى مى‏گويد:

 «شبى در خواب حضرت رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله را ديدم كه در محضرش جلسه‏ى علمى با عظمتى بود و آن حضرت در موضوعات مختلف علمى سخن مى‏گفت. من فرصت را مغتنم شمردم و از آن حضرت سؤال كردم: آل شما چه كسانى هستند؟ در پاسخ من فرمود: آل من فرزندان على بن ابيطالب عليه‏السلام و فرزندان جعفر و عقيل مى‏باشند. از خواب بيدار شدم و مطلب را كاملاً با كتب لغت مطابق ديدم».

 روزى در خانه‏ى يكى از علماى لبنان در اطراف شهر بعلبك نشسته بودم و صاحبخانه از اتاق بيرون رفته بود تا وسائل پذيرائى را تهيّه كند. كتابى آنجا بود به نام «نهايه‏ى ابن اثير». من وقتى آن كتاب را باز كردم ديدم اين بحث را مطرح كرده است:

روايتى هست كه فرموده‏اند: صدقه بر محمّد و آل محمّد حلال نيست. سپس مى‏گويد: اختلاف شده در معنى «آل محمّد». بيشتر لغوييّن و علماء مى‏گويند: آل محمّد همان اهل بيت او هستند.

شافعى مى‏گويد: اين حديث دلالت مى‏كند بر اينكه آل محمّد همان كسانى هستند كه صدقه بر آنها حرام است و در عوض بايد از خمس به آنها داده شود.

 در سال 1330 در منزل يكى از علماى بزرگ قم كتابى ديدم به نام «مقدّمه‏ى تفسير مرآت الانوار» و چون بعدها با «تفسير برهان» چاپ شد و آن را مثل مقدّمه‏اى براى اين تفسير قرار دادند و منتشر كردند، احتياجى به نقل خصوصيّات اوّلين برخوردم به اين كتاب نيست.

 مطلبى را كه در آن كتاب در معنى آل مطالعه كردم، خلاصه مى‏كنم و ترجمه‏اش را مى‏نويسم:

 مرحوم ابوالحسن شريف عاملى پس از آنكه در معنى كلمه‏ى «آل» رواياتى نقل مى‏كند و معتقد است كه «آل» به معنى رَجْعَ است، مى‏گويد: بعضى از محقّقين در اينجا سخن خوبى دارند كه خلاصه‏اش اين است: كلمه‏ى آل به معنى رَجْعَ (برگشت) است.

بنابراين كسى كه از يك جهت ــ چه از حيث نسب و يا حسب و يا علم و يا گفتار و اخلاق و خلقت ــ برگشتى به پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله دارد، حقيقتا آل پيغمبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله است (تا آنكه مى‏گويد:)

 از ابى بصير نقل شده كه گفت:

 «به امام صادق عليه‏السلام عرض كردم آل محمّد كيست؟ فرمود: ذريّه‏ى پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله هستند.

گفتم: اهل بيت او كيست؟

فرمود: ائمّه‏ى اطهار عليهم‏السلام و اوصياى آنها هستند.

گفتم: عترت او كيست؟

فرمود: اصحاب عبا مى‏باشند».

 اگر كسى به اين روايت دقيق شود متوجّه مى‏گردد كه بدون ترديد وقتى سؤال از «آل محمّد» در اين روايت مى‏شود، منظور آل محمّدى است كه در صلوات است و يا به طور كلّى معنى آن را مى‏پرسد و امّا وقتى از كلمه‏ى اهل بيت سؤال مى‏شود، منظور معصومينى هستند كه در آيه‏ى شريفه‏ى تطهير ذكر شده است و امّا وقتى از عترت سؤال مى‏شود منظور آن عدّه از عترتى است كه در زمان وفات پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله زنده بوده‏اند و حاضر از آنهائى كه در حديث ثقلين ذكر شده است مى‏باشند.

در كتاب «عمدة الطالب» نوشته است:

 «ابوعلى عمر» كه از سادات و اشراف است و سبب جنگ بين علويّين و عبّاسيّين شده بود، وقتى خدمت سيّد مرتضى رضوان اللّه تعالى عليه مى‏رسيد، ايشان او را احترام و اكرام مى‏كرد و مى‏فرمود: وقتى مى‏گوئيم: «اللّهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد» شامل ابوعلى مى‏شود، ولى اگر گفتيم: «اللّهمّ صلّ على محمّد و آله الطّاهرين» شامل ابوعلى نمى‏شود، زيرا او از طاهرين و پاكان آنها نيست.

 روزى در قم منزل يكى از علماى بزرگ و مراجعى كه معروف به جمع‏آورى كتاب و تشكيل كتابخانه است، بودم. سخن از معنى آل محمّد به ميان آمد، معظّم له فرمودند: فكر نمى‏كنم حتّى يك نفر از اهل لغت و كسانى كه در معنى آل، رواياتى را ديده‏اند وجود داشته باشد كه معتقد به اينكه «آل محمّد» همان بنى‏هاشم و يا لااقل تمام ذريّه‏ى پيغمبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله از نسل حضرت فاطمه عليهاالسلام هستند، نباشد.

 سپس به من فرمودند: شما ممكن است در كتابخانه از معنى آل تحقيق كنيد و نتيجه را به من بگوئيد؟

من دو روز هر روز سه ساعت متجاوز از صد جلد كتاب در معنى آل از جهت لغت و احاديث را دقيقا مطالعه كردم و نتيجه را اين چنين به عرض آن مرد بزرگ رساندم:

 از بسيارى احاديث استفاده مى‏شود كه آل پيغمبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله تمام بنى‏هاشم تا روز قيامتند. و در لغت، آل را به معنى اهل گفته‏اند با اين فرق كه در معنى آل، داشتن شرافت لحاظ شده ولى در معنى اهل، اين قيد ذكر نشده است.

و چون صلوات و بعضى از فضائل كه مزاياى خاصّ است و ممكن نيست شامل مثل بعضى از بنى‏العبّاس بشود فرموده‏اند: در اين گونه از فضائل معنى آل تنها شامل ذريّه‏ى پيغمبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مى‏شود كه لفظ عام گفته شده و معنى خاص اراده گرديده است.

در اينجا آنچه را در بالا از معنى آل گفتيم، خلاصه مى‏كنيم و سپس فهرست فوائد اين بحث را يادآور مى‏شويم:

به طور خلاصه در تمام كتب لغت معنى آل محمّد به معنى ذريّه‏ى آن حضرت تا روز قيامت و اقوام نزديك آن وجود مقدّس از كسانى كه صدقه بر آنها حرام بوده و مى‏شود خمس به آنها داد، مى‏باشد.

و امّا در روايات (كه براى اهل علم و دانش فهرست مى‏شود) نيز به همين معنى آمده است، زيرا در باب زكات در احاديثى مكرّر گفته شده كه زكات بر «آل محمّد» حرام است و در باب خمس نيز در رواياتى تصريح شده كه نيمى از خمس را بايد به آل محمّد داد كه طبق اين دو دسته از احاديث در كتب فقه تصريح شده كه «آل محمّد» شامل جميع بنى‏هاشم تا روز قيامت مى‏گردد.

 ر باب معنى و تفسير آيه‏ى شريفه‏ى «ثمّ اورثنا الكتاب» كه در همين كتاب خواهد آمد در بيش از سى روايت تصريح شده كه منظور از مصطفين، آل محمّدند. و بدون ترديد معنى آل محمّد در آن آيه‏ى شريفه اولاد حضرت فاطمه‏ى زهراء عليهاالسلام اعمّ از معصوم و غير معصوم آنها است كه انشاءاللّه در باب خودش شرح داده خواهد شد و دسته‏ى چهارم از روايات همان احاديثى است كه از حضرات ائمّه‏ى اطهار عليهم‏السلام از معنى «آل محمّد» سؤال مى‏شود و آنها در جواب مى‏گويند كه آل محمّد، ذريّه‏ى آن حضرت از اولاد حضرت فاطمه عليهاالسلام اند.

بنابراين «آل محمّد» شامل جميع بنى‏هاشم مى‏گردد و يا لااقل در مثل صلواتها منظور اولاد و ذرارى حضرت فاطمه‏ى زهراء عليهاالسلام تا روز قيامت هستند.

 معنى «ذريّه»

 از آيات قرآن و روايات و كتب لغت و تبادر ذهنى و فكرى استفاده مى‏شود كه «ذريّه» به معنى فرزندان انسان نسلاً بعد نسل تا روز قيامت مى‏باشد و چون اين معنى حتّى براى فارسى زبانان بسيار واضح است احتياجى به توضيح ندارد لذا هر كجا در روايات گفته مى‏شود «ذريّه‏ى پيغمبر» شامل فرزندان آن حضرت از نسل فاطمه‏ى زهراء عليهاالسلام مى‏گردد.

 معنى «ابن»

 بدون ترديد كلمه‏ى «ابن» از نظر قرآن و روايات بر اولاد انسان و اولادِ اولاد او تا روز قيامت گفته مى‏شود زيرا قرآن به مردم زمان بعثت خاتم انبياء صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و بعد تا روز قيامت فرموده است: «يا بنى آدم» و بدون ترديد به فرزندان دختر انسان فرزند گفته شده و كلمه‏ى «ابن» در قرآن به آنها هم اطلاق گرديده است. بنابراين بر اولاد فاطمه‏ى زهراء عليهاالسلام «ابن رسول اللّه» گفته مى‏شود چنانكه در زيارتهاى ائمّه‏ى اطهار عليهم‏السلام و حتّى در زيارت امامزاده‏ها كلمه‏ى: «يا ابن رسول اللّه» به فرزندان فاطمه‏ى زهراء عليهاالسلام گفته شده كه طبعا اگر هيچ دليلى بر اثبات اين ادّعا جز همين زيارتها نبود كافى بود ولى بد نيست بحثى را كه با جمعى از دوستان درباره‏ى سيّد بودن كسانى كه مادرشان از اولاد پيغمبرند داشتيم و ارتباط به مطلب دارد مطالعه كنيد.

( انشاالله بقیه مطلب در آینده )