انوار الزهرا قسمت هفتم
معناى واژهها
براى آنكه بتوانيم بعضى از فضائل ذريّهى پيغمبر اكرم صلىاللهعليهوآله را كه به خاطر حضرت فاطمهى زهراء عليهاالسلام نصيبشان شده توضيح دهيم ناگزيريم معانى لغوى بعضى از واژهها را در اين ارتباط مقدّمتا شرح دهيم.
معنى «عترت »
در جلسهاى كه جمعى از علماء و فضلاء و اهل منبر جمع بودند، يكى از وعّاظ از من سؤال كرد كه: معنى «عترت» چيست؟
من به او گفتم: در گذشته در كتابهاى لغتى كه در اختيارم بود تحقيق كردم و از خلاصهى همهى آنها به اين نتيجه رسيدم كه معنى «عترت» در لغت، نسل انسان
و ذريّهى او را مىگويند و عرب از كلمهى «عترت» چيزى جز اين نمىشناسد و عترت پيغمبر اكرم صلىاللهعليهوآله ذريّهى او از فاطمهى زهراء عليهاالسلام است.
ولى از سخنان بعضى از اهل لسان استفاده مىشود كه كلمهى «عترت» علاوه بر ذريّه، به اقوام و نزديكان هم اطلاق مىگردد.
در «امالى» شيخ صدوق در احوال فرزندان مسلم بن عقيل آمده كه آنها به زندانبان گفتند: «ما عترت پيامبر تو حضرت محمّد بن عبداللّه صلىاللهعليهوآله هستيم.» و حال آنكه آنها از نسل پيامبر اكرم نبودند.
كلمهى عترت پيغمبر در بسيارى از موارد به فرزندان غير معصوم آن حضرت مانند ( زيد بن على بن الحسين عليهماالسلام ) گفته شده كه در كتب اخبار به اين معنى بسيار برخورد مىكنيم و اين حقيقت بر كسى پوشيده نيست.
بحث و گفتگو در مكّه
روزى در مكّه با جمعى از اهل علم و حجّاج در معنى حديث ثقلين كه پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله فرمود:
« من در ميان شما دو چيز بزرگ و سنگين مىگذارم: يكى كتاب خدا و ديگرى عترت من است».
بحثها و گفتگوهائى بود. من كه در گوشهاى ساكت نشسته بودم و مىخواستم به عللى در آن بحث وارد نشوم ديدم يك جوان دانشجوى ايرانى ولى سنّى و محصّل دانشگاه اسلامى مدينه در آن جمع حضور دارد، زبان فارسى را به خاطر آنكه زبان مادريش هست، مىفهمد و عربى را هم به خاطر آنكه در دانشگاه مدينه بوده است، مىداند، ولى بحثهاى آن جمع را نمىپسندد. لذا من رو به آن جوان كردم و گفتم: شما حديث «ثقلين» را قبول داريد؟
گفت: چون حديث متواترى است قبول دارم. ولى اينها مىگويند منظور از عترت پيغمبر صلىاللهعليهوآله حضرت على و حضرت فاطمه عليهماالسلام و فرزندان معصوم آنها هستند و حال آنكه منظور از عترت، همان گفتار و سخنان پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله كه به عنوان روايات و سنّت نقل شده و در شرح و تفسير آيات قرآن است، مىباشد. لذا در بعضى روايات هم نقل شده كه فرموده است :
« انّى تارك فيكم الثّقلين كتاب اللّه و سنّتى »
من در ميان شما دو چيز گرانقيمت مىگذارم: آنها كتاب و سنّت مناند.
من گفتم: شما با چه ميزانى «عترت» را به معنى سنّت تأويل مىكنيد؟ شما اگر كتب لغت را قبول داريد، همهى آنها متّفقا مىگويند: منظور از «عترت» انسان، ذريّه و نسل او است و حتّى كلمهى «عترت» بر غير معصومين از ذريّهى پيامبر صلىاللهعليهوآله هم گفته شده است.
گفت: شما مىخواهيد بگوئيد اطلاق كلمهى عترت بر ذريّهى آن حضرت كه در زمان ما هم هستند، صحيح است؟
گفتم: بله.
گفت: با اين فرض، معنى اين حديث چيست؟
گفتم: اوّلاً من نمىخواهم بگويم معنى «عترت» حتّى در اين روايت هم شامل تمام ذريّهى پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله مىشود، زيرا در احاديثى پيشوايان اسلام فرمودهاند كه «عترت» در اين روايت فقط شامل معصومين عليهمالسلام مىشود.
شايد هم منظورشان اين بوده كه مردم عقب سر هر سيّد نااهلى كه مدّعى خلافت و امامت است، نيافتند. و به خاطر آنكه معنى كلام پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله را در اين حديث بدون جنبههاى علمى توجيه و با صراحت بيان كنند، اينگونه آن را خلاصه فرموده و بيان نمودهاند.
ولى اگر بخواهيم بدون توجّه به آن احاديث، معنى اين حديث را توضيح دهيم و اين كلام پر ارزش حضرت رسول اكرم صلىاللهعليهوآله را تحليل كنيم، بايد بگوئيم «عترت» كه به معنى ذريّه و يا اقرباى آن حضرت است، شامل حضرت على و حضرت فاطمه عليهماالسلام و ذريّهى آنها تا روز قيامت خواهد شد و اين روايت آنها را عديل قرآن قرار داده است، پس هر خصوصيّتى كه در قرآن هست در عترت هم بايد باشد.
خصوصيّات قرآن كه با عترت تطبيق مىكند به شرح زير است:
۱ ــ قرآن داراى آيات محكم و متشابه است.
به ظاهر آيات محكم قرآن مىشود تمسّك نمود، ولى به ظاهر آيات متشابه قرآن نمىشود تمسّك كرد.
عترت و ذريّهى پيامبر صلىاللهعليهوآله هم معصوم و غير معصوم دارد كه به گفتار و كردار و حتّى سكوت معصومين آنها بايد اقتداء كرد، ولى نمىتوان به غير معصوم از ذريّهى پيامبر اقتداء نمود و مطلقا كلمات آنها را حجّت دانست.
۲ ــ همان گونه كه در قرآن كلماتى از قبيل «كلب» و «شيطان» وجود دارد، همچنين در ميان ذريّهى پيامبر صلىاللهعليهوآله افراد فاسق و كافر ممكن است وجود داشته باشند.
۳ــ همان گونه كه تمام قرآن بايد احترام شود و كسى نمىتواند دست بىوضو حتّى به كلمهى «كلب» و «شيطان» آن بزند، همچنين تمام ذريّهى پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله بايد احترام و اكرام شوند و حتّى به فسّاق و كفّار آنها هم نمىتوان با توجّه به سيادتشان بىاحترامى كرد. (در احاديثى كه بعدا خواهد آمد اين حقيقت تثبيت مىشود).
۴ ــ همان گونه كه كلمهى «شيطان» و «كلب» و كلمات ديگرى از اين قبيل در قرآن به خاطر آنكه منتسب به قرآن و پروردگار است احترام دارد، همچنين سادات و ذريّهى غير معصوم پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله و بلكه فسّاق و كفّار آنها بايد به خاطر آن حضرت احترام شوند، چنانكه تمام كتب حديث از سنّى و شيعه به عبارات مختلف از رسول اكرم صلىاللهعليهوآله نقل كردهاند كه فرمود:
«اولاد مرا اكرام كنيد و دوست داشته باشيد خوبان آنها را به خاطر خدا و خوبى آنها و گناهكاران آنها را به خاطر من»
۵ ــ همان گونه كه قرآن به خاطر بلاغت و فصاحت و مطالب علمى و پيشگوئيهايش معجزهى باقيهى پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله است، همچنين كثرت نسل پيغمبر اكرم صلىاللهعليهوآله با آنكه عداوت و هجوم هر يك از خلفاى اموى و عبّاسى بر آنها كافى بود كه نسل و ذريّهى پيامبر صلىاللهعليهوآله را از زمين بردارد، ولى در هر كجا كه مسلمانان جمعاند، در ميان آنها عدّهى زيادى از سادات و ذريّهى حضرت فاطمهى زهراء عليهاالسلام ديده مىشوند، ولى از بنى اميّه حتّى يك فرد نيست كه خود را به آنها منتسب كند. پس اين هم معجزهى باقيهى پيغمبر اكرم صلىاللهعليهوآله است.
بنابراين هيچ منافاتى ندارد كه منظور از عترت در اين حديث هم تمام ذريّهى پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله (اعمّ از صالح يا طالح آنها) باشد.
ولى در احاديث متعدّدهاى كه خلاصهى آنها نقل مىشود، امام عليهالسلام مىفرمايد: منظور از عترت در حديث ثقلين دوازده امام عليهمالسلام هستند كه از جملهى آنها روايتى است كه در «مجمع البحرين» در زير معنى واژهى «عترت» مىگويد:
« از حسن بن على نقل شده كه فرمود: از اميرالمؤمنين صلوات اللّه عليه سؤالى شد كه معنى قول رسول خدا صلىاللهعليهوآله كه فرموده من در ميان شما دو چيز بزرگ مىگذارم، يكى كتاب خدا و ديگرى عترت من است، عترت كيست؟
حضرت على بن ابيطالب عليهالسلام فرمود: عترت پيغمبر اكرم صلىاللهعليهوآله، من و حسن و حسين و نُه امام از فرزندان حسين است كه نهم آنها مهدى و قائم آنها است كه از قرآن جدا نمىشوند و قرآن هم از آنها جدا نخواهد شد تا بر پيغمبر اكرم صلىاللهعليهوآله در كنار حوض كوثر وارد شوند »
بنابراين معنى «عترت» پيغمبر اكرم صلىاللهعليهوآله در هر كجا كه بدون قرينه ذكر شده باشد شامل جميع ذريّه تا روز قيامت و حتّى اقوام نزديك آن حضرت از گذشتگان مىشود.
ولى در حديث ثقلين به احتمال قوى از كلمهى عام، معنى خاص منظور شده و تنها ائمّهى اثنى عشر مقصود بودهاند.
عمامهى سياه و سبز
روزى در شهر عمان پايتخت اردن جوان عربى را ديدم كه مرا به دوستش نشان مىداد و مىگفت: چرا عمّامهى اين شخص سياه است؟ دوستش جواب داد كه من هم نمىدانم، خوب است از خود او سؤال كنيم.
نزد من آمدند و مؤدّبانه سلام كردند و گفتند: چرا بعضى از روحانيّين شيعه عمّامهى سفيد و بعضى ديگر مثل شما عمّامهى سياه دارند؟
گفتم: در ايران و عراق و بين شيعيان ساير ممالك مثل هندوستان و پاكستان و افغانستان رسم است كه روحانيّين شيعه اگر از عترت پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله باشند، عمّامهى سياه به سر مىبندند و اگر غير سيّد باشند، عمّامهى سفيد مىبندند.
گفت: مگر بين عترت پيامبر صلىاللهعليهوآله و ساير مردم بايد امتيازى باشد؟
رفيقش به او گفت: مگر آن روز استاد در دانشگاه روايتى را كه در كتب اهل سنّت از حضرت على بن ابيطالب عليهالسلام نقل شده براى تو در فضيلت عترت پيامبر صلىاللهعليهوآله نخواند كه آن حضرت در دعاها مىخوانده است :
« اللّهمّ انّهم عترت نبيّك فهب مسيئهم لمحسنهم و هبهم لى ».
خدايا اينها (اشاره به بنىهاشم) عترت پيامبر تو هستند، گناهكارانشان را به ثوابكارانشان ببخش و همهى آنها را به من ببخش.
گفت: چرا، يادم آمد. بله، اين بزرگترين امتيازى است كه پيامبر صلىاللهعليهوآله براى آنها درخواست كرده است.
اين بود معنى عترت از كتب لغت و كتب حديث.
معنى «آل محمّد» چيست؟
در سالهاى 1333 تا 1340 كه در قم از درس فقه استاد بزرگوارمان مرحوم آيهاللّه العظمى بروجردى رحمهاللّه عليه استفاده مىكردم، روزى ايشان در درس فقه فرمودند: منظور از «آل محمّد» در صلوات و در تشهّد، ائمّهى اطهار عليهمالسلام هستند.
من شب كه به منزل رفتم، مطالب زير را نوشتم و به محضر معظّم له تقديم نمودم.
ايشان سر درس فرمودند: يكى از آقايان مطالبى را در معنى آل پيغمبر صلىاللهعليهوآله نوشته و فرستاده كه البتّه ما هم قبول مىكنيم كه آل محمّد شامل جميع ذريّهى حضرت فاطمهى زهراء عليهمالسلام مىشود. و همان گونه كه در نامه نوشتهاند، آل محمّد كسانى هستند كه خمس، مال آنها است و زكات بر آنها حرام است.
متن نامه اين بود:
محضر مبارك حضرت آيهاللّه العظمى آقاى بروجردى دامت بركاته به عرض مبارك مىرساند:
روز گذشته در درس فرموديد: آل محمّد در صلوات، ائمّهى اطهار عليهمالسلام هستند. اگر دليل خاصّى در اين موضوع داريد بفرمائيد تا استفاده كنيم والاّ از نظر لغت و روايات متعدّده، آل محمّد شامل جميع ذريّهى پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله و بلكه شامل جميع بنىهاشم يعنى كسانى كه زكات بر آنها حرام است، مىشود.
(در آن نامه براى مرحوم استاد متن سه حديث را به عربى نوشته بودم، ولى اينجا به ترجمهى آن اكتفا مىكنم)
در كتاب «وسائل الشيعه» از رسالهى «محكم و متشابه» كه او نقل مىكند از «تفسير نعمانى» از حضرت على بن ابيطالب عليهالسلام كه فرمود:
«خمس به شش جزء تجزيه مىشود: سه سهم را يعنى سهم خدا و سهم رسول اللّه و سهم ذوى القربى را امام عليهالسلام مىگيرد، سه سهم باقيمانده بين يتيمها و مسكينها و ابناء سبيل از آل محمّد صلوات اللّه عليه و آله تقسيم مىشود»
و در روايت ديگر در همان كتاب «وسائل الشيعه» امام عليهالسلام فرمود:
« نصف ديگر از خمس متعلّق به يتيمها و مسكينها و ابناء سبيل از آل محمّد مىباشد كه صدقه و زكات بر
حلال نيست و در عوض به آنها خمس داده مىشود».
از اين دو حديث و احاديث ديگر در باب خمس و زكات كاملاً استفاده مىشود كه آل محمّد كسانى هستند كه زكات بر آنها حرام است و مىتوانند خمس بگيرند كه آنها بنىهاشم اند.
بعلاوه، شيخ صدوق در «معانى الأخبار» به سند صحيح نقل مىكند كه عبداللّه بن ميسره به امام صادق عليهالسلام عرض كرد كه ما مىگوئيم:
«اللّهمّ صلّ على محمّد و اهل بيته» زيرا بعضى مىگويند : ما آل محمّديم. حضرت فرمود: «آل محمّد» كسى است كه بر پيامبر نكاحش حرام است، يعنى ذريّهى آن حضرت، آل محمّدند».
و نيز در «معانى الأخبار» از محمّد بن سليمان ديلمى نقل شده كه گفت:
«به امام صادق عليهالسلام عرض كردم: قربانت گردم، «آل» به چه كسى مىگويند؟ فرمود: به ذريّهى حضرت محمّد صلىاللهعليهوآله».
و اهل لغت قدر مسلّم، كلمهى «آل محمّد» را ذريّهى پيامبر صلىاللهعليهوآله مىدانند.
و بعضى معنى آن را توسعه به تمام اقوام نسبى آن حضرت دادهاند.
با تقديم احترامات (پايان نامه)
روزى به كتابخانهى آستان قدس رضوى براى ديدن بعضى از كتب كمياب آن كتابخانه رفته بودم. مدير كتابخانه در حالى كه تبسّم تعجّب آميزى مىكرد كتابى به نام «سعادة الدارين فى الصلوات على سيّد الكونين» را به من نشان داد و گفت: ملاحظه بفرمائيد اين مرد در اين كتاب مىگويد: اگر كسى صلوات بر پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله بفرستد و «آل» آن حضرت را اسم نبرد و بر آنها صلوات نفرستد، عملى برخلاف رضايت آن حضرت كرده و مورد نهى واقع شده است، ولى خود او هر كجا اسم پيغمبر اكرم صلىاللهعليهوآله را مىبرد مىگويد: «صلى اللّه عليه و سلّم» و نامى از آل آن حضرت نمىبرد.
من گفتم: اين روى عادت بوده، زيرا آقاى «نبهائى» صاحب اين كتاب اهل سنّت است و آنها عادت كردهاند كه وقتى نام آن حضرت را مىبرند مىگويند: «صلى اللّه عليه و سلّم».
سپس كتاب را باز كردم، اتّفاقا اين جملات را در اوّلين برخورد به مطالب آن كتاب ديدم:
اختلاف شده در معنى و مراد از «آل محمّد». آنچه كه نزد من رجحان دارد اين است كه بگوئيم آنها كسانى هستند كه صدقه بر آنها حرام است.
اين مطلبى است كه محمّد بن ادريس شافعى و جمهور علماى اهل سنّت برآنند. و تأييد مىكند مطلب ما را حديث ابوهريره كه حسن بن على عليهالسلام فرمود:
«ما آل محمّديم كه صدقه بر ما حرام است. و در حديث ديگر فرمود: اين صدقه چرك دست مردم است و آن بر محمّد صلىاللهعليهوآله و آلش حرام مىباشد».
سپس از آقاى كتابدار كتابخانهى آستان قدس رضوى تقاضا كردم كه آن كتاب را به من بدهد تا مطالعه كنم. ايشان هم تقاضاى مرا قبول كردند و چند روزى كه آن را مطالعه مىكردم ديدم نسبتا كتاب خوبى است و چنانكه از اسمش پيدا است در موضوع صلوات بر پيغمبر اكرم صلىاللهعليهوآله نوشته شده و چنانكه آقاى كتابدار گفتند، در فصل مفصّلى لزوم ضميمه كردن آل محمّد را در صلواتها اثبات مىكند، ولى خودش در هيچ كجا آل را در صلواتها ضميمه ننموده است.
عمّار السيوفى العنصرى مىگويد:
«شبى در خواب حضرت رسول اكرم صلىاللهعليهوآله را ديدم كه در محضرش جلسهى علمى با عظمتى بود و آن حضرت در موضوعات مختلف علمى سخن مىگفت. من فرصت را مغتنم شمردم و از آن حضرت سؤال كردم: آل شما چه كسانى هستند؟ در پاسخ من فرمود: آل من فرزندان على بن ابيطالب عليهالسلام و فرزندان جعفر و عقيل مىباشند. از خواب بيدار شدم و مطلب را كاملاً با كتب لغت مطابق ديدم».
روزى در خانهى يكى از علماى لبنان در اطراف شهر بعلبك نشسته بودم و صاحبخانه از اتاق بيرون رفته بود تا وسائل پذيرائى را تهيّه كند. كتابى آنجا بود به نام «نهايهى ابن اثير». من وقتى آن كتاب را باز كردم ديدم اين بحث را مطرح كرده است:
روايتى هست كه فرمودهاند: صدقه بر محمّد و آل محمّد حلال نيست. سپس مىگويد: اختلاف شده در معنى «آل محمّد». بيشتر لغوييّن و علماء مىگويند: آل محمّد همان اهل بيت او هستند.
شافعى مىگويد: اين حديث دلالت مىكند بر اينكه آل محمّد همان كسانى هستند كه صدقه بر آنها حرام است و در عوض بايد از خمس به آنها داده شود.
در سال 1330 در منزل يكى از علماى بزرگ قم كتابى ديدم به نام «مقدّمهى تفسير مرآت الانوار» و چون بعدها با «تفسير برهان» چاپ شد و آن را مثل مقدّمهاى براى اين تفسير قرار دادند و منتشر كردند، احتياجى به نقل خصوصيّات اوّلين برخوردم به اين كتاب نيست.
مطلبى را كه در آن كتاب در معنى آل مطالعه كردم، خلاصه مىكنم و ترجمهاش را مىنويسم:
مرحوم ابوالحسن شريف عاملى پس از آنكه در معنى كلمهى «آل» رواياتى نقل مىكند و معتقد است كه «آل» به معنى رَجْعَ است، مىگويد: بعضى از محقّقين در اينجا سخن خوبى دارند كه خلاصهاش اين است: كلمهى آل به معنى رَجْعَ (برگشت) است.
بنابراين كسى كه از يك جهت ــ چه از حيث نسب و يا حسب و يا علم و يا گفتار و اخلاق و خلقت ــ برگشتى به پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله دارد، حقيقتا آل پيغمبر اكرم صلىاللهعليهوآله است (تا آنكه مىگويد:)
از ابى بصير نقل شده كه گفت:
«به امام صادق عليهالسلام عرض كردم آل محمّد كيست؟ فرمود: ذريّهى پيامبر صلىاللهعليهوآله هستند.
گفتم: اهل بيت او كيست؟
فرمود: ائمّهى اطهار عليهمالسلام و اوصياى آنها هستند.
گفتم: عترت او كيست؟
فرمود: اصحاب عبا مىباشند».
اگر كسى به اين روايت دقيق شود متوجّه مىگردد كه بدون ترديد وقتى سؤال از «آل محمّد» در اين روايت مىشود، منظور آل محمّدى است كه در صلوات است و يا به طور كلّى معنى آن را مىپرسد و امّا وقتى از كلمهى اهل بيت سؤال مىشود، منظور معصومينى هستند كه در آيهى شريفهى تطهير ذكر شده است و امّا وقتى از عترت سؤال مىشود منظور آن عدّه از عترتى است كه در زمان وفات پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله زنده بودهاند و حاضر از آنهائى كه در حديث ثقلين ذكر شده است مىباشند.
در كتاب «عمدة الطالب» نوشته است:
«ابوعلى عمر» كه از سادات و اشراف است و سبب جنگ بين علويّين و عبّاسيّين شده بود، وقتى خدمت سيّد مرتضى رضوان اللّه تعالى عليه مىرسيد، ايشان او را احترام و اكرام مىكرد و مىفرمود: وقتى مىگوئيم: «اللّهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد» شامل ابوعلى مىشود، ولى اگر گفتيم: «اللّهمّ صلّ على محمّد و آله الطّاهرين» شامل ابوعلى نمىشود، زيرا او از طاهرين و پاكان آنها نيست.
روزى در قم منزل يكى از علماى بزرگ و مراجعى كه معروف به جمعآورى كتاب و تشكيل كتابخانه است، بودم. سخن از معنى آل محمّد به ميان آمد، معظّم له فرمودند: فكر نمىكنم حتّى يك نفر از اهل لغت و كسانى كه در معنى آل، رواياتى را ديدهاند وجود داشته باشد كه معتقد به اينكه «آل محمّد» همان بنىهاشم و يا لااقل تمام ذريّهى پيغمبر صلىاللهعليهوآله از نسل حضرت فاطمه عليهاالسلام هستند، نباشد.
سپس به من فرمودند: شما ممكن است در كتابخانه از معنى آل تحقيق كنيد و نتيجه را به من بگوئيد؟
من دو روز هر روز سه ساعت متجاوز از صد جلد كتاب در معنى آل از جهت لغت و احاديث را دقيقا مطالعه كردم و نتيجه را اين چنين به عرض آن مرد بزرگ رساندم:
از بسيارى احاديث استفاده مىشود كه آل پيغمبر صلىاللهعليهوآله تمام بنىهاشم تا روز قيامتند. و در لغت، آل را به معنى اهل گفتهاند با اين فرق كه در معنى آل، داشتن شرافت لحاظ شده ولى در معنى اهل، اين قيد ذكر نشده است.
و چون صلوات و بعضى از فضائل كه مزاياى خاصّ است و ممكن نيست شامل مثل بعضى از بنىالعبّاس بشود فرمودهاند: در اين گونه از فضائل معنى آل تنها شامل ذريّهى پيغمبر اكرم صلىاللهعليهوآله مىشود كه لفظ عام گفته شده و معنى خاص اراده گرديده است.
در اينجا آنچه را در بالا از معنى آل گفتيم، خلاصه مىكنيم و سپس فهرست فوائد اين بحث را يادآور مىشويم:
به طور خلاصه در تمام كتب لغت معنى آل محمّد به معنى ذريّهى آن حضرت تا روز قيامت و اقوام نزديك آن وجود مقدّس از كسانى كه صدقه بر آنها حرام بوده و مىشود خمس به آنها داد، مىباشد.
و امّا در روايات (كه براى اهل علم و دانش فهرست مىشود) نيز به همين معنى آمده است، زيرا در باب زكات در احاديثى مكرّر گفته شده كه زكات بر «آل محمّد» حرام است و در باب خمس نيز در رواياتى تصريح شده كه نيمى از خمس را بايد به آل محمّد داد كه طبق اين دو دسته از احاديث در كتب فقه تصريح شده كه «آل محمّد» شامل جميع بنىهاشم تا روز قيامت مىگردد.
ر باب معنى و تفسير آيهى شريفهى «ثمّ اورثنا الكتاب» كه در همين كتاب خواهد آمد در بيش از سى روايت تصريح شده كه منظور از مصطفين، آل محمّدند. و بدون ترديد معنى آل محمّد در آن آيهى شريفه اولاد حضرت فاطمهى زهراء عليهاالسلام اعمّ از معصوم و غير معصوم آنها است كه انشاءاللّه در باب خودش شرح داده خواهد شد و دستهى چهارم از روايات همان احاديثى است كه از حضرات ائمّهى اطهار عليهمالسلام از معنى «آل محمّد» سؤال مىشود و آنها در جواب مىگويند كه آل محمّد، ذريّهى آن حضرت از اولاد حضرت فاطمه عليهاالسلام اند.
بنابراين «آل محمّد» شامل جميع بنىهاشم مىگردد و يا لااقل در مثل صلواتها منظور اولاد و ذرارى حضرت فاطمهى زهراء عليهاالسلام تا روز قيامت هستند.
معنى «ذريّه»
از آيات قرآن و روايات و كتب لغت و تبادر ذهنى و فكرى استفاده مىشود كه «ذريّه» به معنى فرزندان انسان نسلاً بعد نسل تا روز قيامت مىباشد و چون اين معنى حتّى براى فارسى زبانان بسيار واضح است احتياجى به توضيح ندارد لذا هر كجا در روايات گفته مىشود «ذريّهى پيغمبر» شامل فرزندان آن حضرت از نسل فاطمهى زهراء عليهاالسلام مىگردد.
معنى «ابن»
بدون ترديد كلمهى «ابن» از نظر قرآن و روايات بر اولاد انسان و اولادِ اولاد او تا روز قيامت گفته مىشود زيرا قرآن به مردم زمان بعثت خاتم انبياء صلىاللهعليهوآله و بعد تا روز قيامت فرموده است: «يا بنى آدم» و بدون ترديد به فرزندان دختر انسان فرزند گفته شده و كلمهى «ابن» در قرآن به آنها هم اطلاق گرديده است. بنابراين بر اولاد فاطمهى زهراء عليهاالسلام «ابن رسول اللّه» گفته مىشود چنانكه در زيارتهاى ائمّهى اطهار عليهمالسلام و حتّى در زيارت امامزادهها كلمهى: «يا ابن رسول اللّه» به فرزندان فاطمهى زهراء عليهاالسلام گفته شده كه طبعا اگر هيچ دليلى بر اثبات اين ادّعا جز همين زيارتها نبود كافى بود ولى بد نيست بحثى را كه با جمعى از دوستان دربارهى سيّد بودن كسانى كه مادرشان از اولاد پيغمبرند داشتيم و ارتباط به مطلب دارد مطالعه كنيد.
( انشاالله بقیه مطلب در آینده )
راه فاطمه ( علیها السلام ) که همان صراط مستقیم دین است همان چیزی که ما هر روز در نمازهایمان از خداوند متعال درخواست می کنیم با امید اینکه خداوند همه ما را در صراط مستقیم دین قرار دهدبنابراین ما تلاش خواهیم نمود تا از مطالبی که منطبق بر صراط مستقیم هستند استفاده نماییم و برای این منظور از کتب ارزشمند و گرانبهای استاد معظم حضرت آیت الله سید حسن ابطحی خراسانی (مد ظله العالی ) و همچنین بیانات و سخنرانی های ایشان که به حق مدافع صراط مستقیم و بیان کننده حقایق پاک و زلال خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام هستند استفاده خواهیم نمود .