سخن درباره خودم قسمت سوم ( آیت الله ابطحی خراسانی دام ظله العالی )
7 / 1 / 1426
29 /11 / 1383
17 / 2 / 2005
درباره خودم

« از راست به چپ مرحوم آیه الله میر جهانی و مرحوم آیه الله شریف رازی و اقای بهشتی »
بسمه تعالی .............. روزهای قبل درباره خودم می گفتم .......... مرحوم آیه الله شریف رازی مرا کاملا با بزرگان اهل معنی مانند آیه الله میر جهانی و آقای شیخ علی فریدة الاسلام کاشانی که شرح حالی از او در کتاب پروازروح نوشته ام آشنا کرد آقای شیخ علی کاشانی حال توجه فوق العاده خوبی داشت و او در بین علماء و اهل معنی معروف بود . مکرر خدمت حضرت بقیه الله ارواحنافداه رسیده بود و آن حضرت او را بنام « شیخ الشهداء » اسم برده بودند . ایشان در سن 24 سالگی با سکته قلبی در رودسر از دنیا رفت شاگرد و رفیق صمیمی خوبی داشت . نامش سید عبد الکریم هاشمی نژاد که دائما با او بود . فوت آن مرحوم آقای هاشمی نژاد را بسیار محزون کرد . این در وقتی بود که من به سن بیست سالگی رسیده بودم و می خواستم در مدرسه حجتیه حجره بگیرم دوستان اهل معنی برای من و ایشان صلاح دانستند که باهم حجره بگیریم و باهم درس برویم و باهم مباحثه کنیم در آن وقت من و او باهم درس خارج فقه آیه الله بروجردی و خارج اصول امام خمینی در مسجد سلماسی می رفتیم و با یکدیگر با کمال صفا و صمیمیت در مدرسه حجتیه زندگی می کردیم . من مرحوم حاج ملاآقاجان را به ایشان معرفی کردم در یک ملاقات در مشهد که مرحوم آیه الله میر جهانی هم بود آقای هاشمی نژاد سخت مرید حاج ملاآقاجان شد و کرامتی هم از ایشان دیده بود و از آنجا استادم به من توصیه کرد که من با مرحوم شهید هاشمی نژاد باشم و در همان سال سفر عتبات عالیات که برای من اولین بار بود و شرح مفصلش را در کتاب پرواز روح نوشته ام اتفاق افتاد و مرحوم شهید هاشمی نژاد را هم همراه خود بردیم . ( بقیه قضیه ایشان در شبهای آینده توضیح داده می شود.
8 / 12 / 1426
8 / 12 / 1426
18 / 2 / 2005
درباره خودم

مرحوم آيه الله حاج سيد هاشم ( نجف آبادي ) ميردامادي پدر بزرگوار مادر رهبر انقلاب آيه الله خامنه اي
بسمه تعالي ............ در روزهاي قبل درباره خودم مي گفتم ........ در دورانيكه در مشهد مشغول درس بودم با مرحوم آيه الله ميردامادي كه به عقيده من از اولياء خدا بودند بسيار مانوس بودم و با پسر ايشان آقاي سيد حسين ميردامادي در مدرسه نواب هم حجره بود يم و لذا وقتي كه به قم رفتم در تابستان ها كه به مشهد مشرف مي شدم خدمت معظم له مي رسيدم و از تفسير قرآني كه ايشان در مسجد گوهرشاد بعد از نماز جماعت مغرب و عشاء مي فرموند استفاده مي كردم و گاهي به منزل ايشان كه نزديك مدرسه نواب بود مي رفتم و از معارف معظم له بهره مي بردم . نزديك ظهر كه مي شد آيه الله ميردامادي كه مشهدي ها به ايشان مي گفتند آقاي نجف آبادي از منزل پياده به طرف مسجد گوهرشاد براي اقامه نمازجماعت ظهر و عصرمي رفتند و دوست نداشتند كه كسي با ايشان حرف بزند و از كنار آب خيابان حركت مي كردند كه مشغول ذكر بودند و يك روز من متوجه شدم كه معظم له نوافل ظهرشان را در راه مي خواندند . يك روز كه من در راه كنار ايشان مي رفتم درباره پسرشان با من خيلي صحبت كردند و بيشتر نظرشان اين بود كه از او بخواهم در مسائل معنوي بيشتر مقيد باشد . ( و چون دو شب آينده تاسوعا و عاشوراي حضرت ابي عبد الله الحسين عليه السلام است با تسليت به خوانندگان اين برنامه انجام نمي شود )
12 / 1 / 1426
4 / 12 / 1383
22 / 2 / 2005
درباره زندگی خودم

« با دوست متقي و وفادارم جناب حجة الاسلام و المسلمین مرحوم آقای شیخ محمد واله رحمة الله علیه »
بسمه تعالی ............ روزهای قبل درباره خودم می گفتم ............ من در مدت چند سال که با مرحوم حاج ملاآقاجان بودم و بسیار دوست داشتم که با اهل معنی و تزکیه نفس آشنا باشم به مرد وارسته ای برخورد کردم که می توانم ادعاء کنم یک لحظه وقتش را به غفلت نمی گذراند و کوشش می کرد حتی ترک اولی هم انجام ندهد و او مرحوم حاجی واله بود . این مرد بزرگ به منبر می رفت و دائما مردم را موعظه می کرد و معاشرت با او برای من بسیار مفید بود من هم با او بسیار صمیمی بودم من با او به کاشمر که وطن او بود برای منبر می رفتیم و او مرا به عنوان یک رفیق ترویج می کرد فراموش نمی کنم که او بسیار منبر مطلوبی داشت و من سال اولی بود که می خواستم به منبر بروم و اگر باهم در یک مجلس تصادفا می خواستیم منبر برویم او سخنش را با لکنت تحویل می داد که لکنتهای منبر من زیاد بد معرفی نشود. هرکس او را می شناخت به عدالت و ورع و تواضع او اعتقاد داشت. مرحوم حاج شیخ محمد واله به ریاضت نفس معروف بود و در راه عبادت و بندگی از دنیا رفت خدا او را رحمت کند و با موالیانش محشورش نماید .
13 / 1 / 1426
5 / 12 / 1383
23 / 2 / 2005
درباره زندگی خودم

« حضرت ایه الله مرحوم حاج سید رضای صدر »
بسمه تعالی ............ روزهای قبل درباره خودم می گفتم ............. وقتی وارد قم شدم ( در بعد اجتماعی ) با فدائیان اسلام مخصوصا مرحوم شهید نواب صفوی آشنا گردیدم و چون آنها مقلد مرحوم آیه الله العظمی آقای سید صدر الدین صدر بودند با بیت آن مرحوم آشنایی خوبی پیدا کردم کتاب قوانین الاصول را نزد آیه الله سید موسی صدر خواندم و درس کفایه را نزد آیه الله سید رضای صدر ( صاحب عکس فوق ) می خواندم آن مرحوم مرد بسیار وارسته و اهل معنی و مخالف رژیم شاه بود کتاب های زیادی درباره تزکیه نفس و اخلاقیات نوشته بود که مورد توجه حوزه علمیه واقع شده بود بطور کلی خاندان صدر در حوزه قم مورد توجه همه بودند . این خاندان همه عالم. همه سیاستمدار. همه متدین واقعی بودند. کمتر خانواده ای از اهل علم را می شناختم که در همه امور دینی و اجتماعی و سیاسی این جامعیت را داشته باشند خدای تعالی همه آنها را رحمت کند و اگر استادمان امام موسی صدر در دنیا زنده هستند پایدارشان بدارد .
14 / 1 / 1426
6 / 12 / 1383
24/ 2 / 2005
درباره زندگی خودم

«در سن 19 سالگی در سامراء کنار ملویه متوکل با مرحوم شهید هاشمی نژاد »
بسمه تعالی ........... روزهای قبل درباره خودم می گفتم ............. در سال 1333 شمسی با مرحوم حاج ملاآقاجان و مرحوم آقای مظفری و آقای حاج سید تقی خاموشی و آقای سید عبد الکریم هاشمی نژاد ( شهید ) از راه خرمشهر و بصره به عتبات عالیات مشرف شدیم ( که شرح مفصل آن را در کتاب پروازروح نوشته ام ) در این سفر با حاج شیخ جواد سهلاوی متولی مسجد سهله که اهل معنی بود و جعفر آقای مجتهدی در مسجد سهله آشنا شدیم و سفر بسیار خوبی که معنویت خوبی داشت گذراندیم و پس از چهل روز به ایران بازگشتیم. شاگردان مرحوم قاضی بزرگ مثل آقای حاج شیخ عباس قوچانی و آقای حسینی لاله زاری در نجف اشرف به ملاقات حاج ملا آقاجان برای استفاده از معنویات ایشان آمده بودند. بحث های خوبی در توحید و ولایت انجام شد که ما استفاده های خوبی از آن بحث ها کردیم. مرحوم حاج ملا آقاجان معتقد بود که توحید بدون ولایت انجام نمی شود و بلکه هر فیض مادی و معنوی که از جانب خدای تعالی به مخلوقات می رسد باید بوسیله پیغمبر و آل معصوم آن حضرت صلوات الله علیهم اجمعین باشد و این مطالب را با استدلالات قوی برای آنها بیان می فرمود. خدا همه آنها را رحمت کند و ما را در همان صراط مستقیم معنوی قرار دهد .
راه فاطمه ( علیها السلام ) که همان صراط مستقیم دین است همان چیزی که ما هر روز در نمازهایمان از خداوند متعال درخواست می کنیم با امید اینکه خداوند همه ما را در صراط مستقیم دین قرار دهدبنابراین ما تلاش خواهیم نمود تا از مطالبی که منطبق بر صراط مستقیم هستند استفاده نماییم و برای این منظور از کتب ارزشمند و گرانبهای استاد معظم حضرت آیت الله سید حسن ابطحی خراسانی (مد ظله العالی ) و همچنین بیانات و سخنرانی های ایشان که به حق مدافع صراط مستقیم و بیان کننده حقایق پاک و زلال خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام هستند استفاده خواهیم نمود .