سخن درباره خودم قسمت چهارم ( آیت الله ابطحی خراسانی دام ظله العالی )
15 / 1 / 1426
7 / 12 / 1383
25 / 2 / 2005
درباره زندگی خودم

« مرحوم آية الله حاج شیخ علی نمازی صاحب کتاب مستدرک بحار الانوار »
بسمه تعالی ............... روزهای قبل درباره خودم می گفتم ............ من در مدتی که روی عقائدم در سنین جوانی کار می کردم و مایل بودم که عقائدم را اجتهادا بدست بیاورم. تحت تاثیر تحقیقات مرحوم علامه مجلسی که در بحار الانوار اظهار فرموده قرار گرفتم . این مرد بزرگ در ذیل روایاتی که نقل می کند حکمت از قلبش به قلمش جریان پیدا کرده و حقایقی که خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام منظور فرموده اند ارائه داده است. مرحوم آیة الله حاج شیخ علی نمازی ( صاحب عکس فوق ) این تحقیقات را به احسن وجه در کتاب مستدرک بحار الانوار توضیح داده که من موفق بودم که وقتی به مشهد می رفتم با ایشان در مسائل اعتقادی صحبت می کردم و با تحقیق معتقد می شدیم که مرحوم علا مه مجلسی اعتقاداتش بهترین و برداشتهایش از آیات و روایات زیباترین و اجتهادش محققانه ترین بوده است. لذا من به عقائد مرحوم علا مه مجلسی معتقدم و بهترین راه و روش در اصول اعتقادات مبنای آن مرحوم را انتخاب نموده ام و هرچه بعد از آن در کتابهایم آورده ام در ظل همین راه و روش صحیح بوده است و این تصمیم و حالت در سن نوزده سالگی برای من محقق شد و روز به روز این فکر و این اعتقادات محکمتر می شود. خدای تعالی مرحوم مجلسی و مرحوم نمازی را رحمت کند .
16 / 1 / 1426
8 / 12 / 1383
26 / 2 / 2005
درباره زندگی خودم

« مرحوم آیة الله میرزا مهدی غروی اصفهانی استاد عقائد صحیح شیعی »
بسمه تعالی ................ روزهای قبل درباره خودم می گفتم ............... من در سن 17 سالگی به بعد با مکتب مرحوم آیة الله میرزا مهدی اصفهانی در مشهد آشنا شدم . مکتب و عقائد او مکتب جدیدی نبود بلکه مطالبشان همان هایی بود که مرحوم علامه مجلسی و علامه حلی و اکثر علماء امامیه بر آن بودند . آنچه آن بزرگوار می فرمود همان هایی بود که قرآن و روایات فرموده بودند. اسم مطالبش درآن روزگار ( مکتب تفکیک ) نبود. البته این نام گذاری بعد از التقاط فلسفه بشری با حقایق اسلام بوجود آمد که یکی از دانشمندان محترم برای آن این نام را انتخاب فرمود است . و من اگرچه در سن شش سالگی آن هم عبوری معظم له را در مشهد دیده بودم ولی بعدها فرمایشات ایشان را از شاگردان برجسته اش مثل مرحوم آیة الله حاج شیخ مجتبی قزوینی و آیة الله حاج شیخ باقر ترکی و دیگران تحت مطالعه قرار دادم و آن مرحوم آنچه ریشه اش در آیات قرآن و احادیث بود با حکمتی که در قلبش از ناحیه حضرت بقیة الله روحی فداه با جمله « طلب المعارف من غیر طریقنا اهل البیت مساوی لانکارنا » ریخته شده بود. حقایق قرآن را باز می کرد و به علماء و طلاب زمان خود درس میداد و اعتقاداتش همان اعتقادات علمای بزرگ گذشته بود و از هرگونه فلسفه بافی ها و تصوف گرائیها دور بود خدا او را رحمت کند و اجر جزیل به او عنایت فرماید .
17 / 1 / 1426
9 / 12 / 1383
27 / 2 / 2005
درباره زندگی خودم

« مرحوم حجة الاسلام و المسلمین آقای کمیلی که در سامراء ساکن بودند »
بسمه تعالی ................. روزهای قبل درباره خودم می گفتم ............... در سال 1333 که نوزده سال از عمرم می گذشت و با مرحوم حاج ملاآقا جان به عتبات عالیات مشرف شده بودیم در سامراء برای زیارت حضرت امام هادی و حضرت امام عسکری سلام الله علیهما چند روزی ماندیم و در منزل مرحوم آقای کمیلی رحمة الله علیه اقامت نمودیم. در آن شهر پر نور و در آن منزلی که صاحبش اهل معنی بود استفاده های زیادی از دو بعد اول از نورانیت زیارت آن دو امام علیهما السلام . دوم از سخنان حکیمانه مرحوم حاج ملاآقاجان و آقای کمیلی . می بردیم . در یکی از آن شبها تشرفی به محضر حضرت ولی عصر ارواحنا فداه برای بعضی دست داد که من آن را در کتاب پرواز روح نقل کرده ام . مرحوم آقای کمیلی ( صاحب عکس فوق ) مرد عالم و با معنویتی بود. با آنکه در آن زمان در شهر سامراء حدود سیصد نفر شیعه بیشتر زند گی نمی کرد آن بزرگوار بخاطر جوار آن دو امام علیهما السلام و غربت شیعه درآن شهر. آنجا را برای اقامت انتخاب کرده بود و تبلیغ مذهب تشیع و مباحثات و مناظراتی با اهل سنت در آن شهر داشت . خدای تعالی او را با موالیانش محشور کند .
18 / 1 / 1426
10 / 12 / 1383
28 / 2 / 2005
درباره زندگی خودم

« حضرت آیة الله العظمی آقای بروجردی رضوان الله تعالی علیه و جمعی از اطرافیان ایشان »
بسمه تعالی ................ روزهای قبل درباره خودم می گفتم ............... در سال 1333 هجری شمسی به درس فقه مرحوم آیه الله العظمی بروجردی رفتم و دوره فقه را تا زمانی که ایشان در دنیا زنده بودند ادامه دادم و ضمنا درس اصول را از مرحوم امام خمینی و مرحوم آقای داماد رحمة الله علیهما استفاده کردم و از درس مرحوم آقای شریعتمدار بخصوص از خارج مکاسب ایشان استفاده نمودم و درس فلسفه و درس تفسیر را از علامه طباطبائی بهره بردم و ضمنا از درس تفسیر آقای حاج شیخ باقر ترکی استفاده کاملی نمودم. ایشان درس تفسیرشان بر اساس روایات اهل بیت علیهم السلام بود که با مذاق من کاملا سازش داشت و ما عده ای بودیم که در نظرات تفسیری مرحوم علا مه طباطبائی گفتگو می کردیم. که یکی از آنها شهید آقای سید غلامرضای سعیدی بود و دیگری مرحوم آقای حقی بود که خدا آنها را رحمت کند اما مرحوم آقای حقی و آقای طیبی سخت با مرحوم علا مه طباطبائی بخاطر نظرات فلسفی آن مرحوم در افتاده بودند حتی آن دو نفر کتابی به نام « حول تفسیر المیزان » نوشتند که ما خیلی با این کارشان موافق نبودیم ولی زحمت زیادی متحمل شدند به هر حال از سال 1330 تا 1341 به شرحی که در گذشته و آینده عرض خواهم کرد از حوزه علمیه قم استفاده نمودم .
19 / 1 / 1426
11 / 12 / 1383
1/ 3 / 2005
درباره زندگی خودم

« حضرت آیة الله مرحوم آقای سلطانی طباطبائی رحمة الله علیه »
بسمه تعالی ......................... روزهای قبل درباره خودم می گفتم ...................... در حوزه علمیه قم وقتی به درس کفایة مرحوم آیة الله سلطانی ( صاحب عکس فوق ) می رفتم هم زمان به درس خارج مرحوم آیة الله العظمی بروجردی هم در کنار علمای بزرگ حوزه که حدودا هزار نفر جمع می شدند می رفتم و جزوات درس خارج ایشان را به عربی می نوشتم . از طرفی بخاطر اینکه با مرحوم حاج ملاآقاجان ارتباط داشتم و چون ایشان درباره توکل به خدا در زندگی با من خیلی حرف زده بودند فکر می کردم که اگر شهریه حوزه را بگیرم خلاف توکل عمل کرده ام. یک روز مرحوم آیة الله سلطانی به من فرمودند که این فکر درست نیست امتحان بده و شهریه را بگیر و جزوات درس مرحوم آیة الله بروجردی را از من گرفتند و بسیار تعریف کردند و ظاهرا مرا به مرحوم آیة الله بروجردی معرفی فرموده بودند و شهریه مرا درست کردند. خدا ایشان را رحمت کند. مرحوم آیة الله سلطانی مرد با تقوی وبا معنویت وبا کمالات روحی بود و نسبت به من خیلی لطف داشتند و در مسائل علمی به من کمک زیادی می فرمودند .
راه فاطمه ( علیها السلام ) که همان صراط مستقیم دین است همان چیزی که ما هر روز در نمازهایمان از خداوند متعال درخواست می کنیم با امید اینکه خداوند همه ما را در صراط مستقیم دین قرار دهدبنابراین ما تلاش خواهیم نمود تا از مطالبی که منطبق بر صراط مستقیم هستند استفاده نماییم و برای این منظور از کتب ارزشمند و گرانبهای استاد معظم حضرت آیت الله سید حسن ابطحی خراسانی (مد ظله العالی ) و همچنین بیانات و سخنرانی های ایشان که به حق مدافع صراط مستقیم و بیان کننده حقایق پاک و زلال خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام هستند استفاده خواهیم نمود .